به گردو خوش آمدید

ژان کلود ون دم

سه شنبه 18 مهر 1391
17:8
alihoveida

 ژان کلود ون دام

 
ژان کلود ون دام، ۲۰۰۷
نام اصلی ژان-کلود کمیل فرانسوا ون ورنبرگ
زمینه فعالیت بازیگر، ورزشکار
ملیت بلژیک
تولد ۱۸ اکتبر ۱۹۶۰ ‏(۵۱ سال)
سنت آگاتا برخم، بروکسل، بلژیک
همسر(ها) کاتلین تریدو
وب‌گاه رسمی www.jeanclaudevandamme.be
 
JEAN CLAUDE CAMILLE FRANCOIS VAN VARENBERG- معروف به فرانکی متولد 18 اکتبر 1960 (26 مهر 1339) در بروکسل پایتخت بلژیک می باشد. بدلیل داشتن اسنعداد خیره کننده در ورزش کیک بوکسینگ علاوه بر بدست آوردن عناوین ملی وی توانست به فیلمهای رزمی اروپا وارد شود اما این تمام افتخارات  جان کلود نیست وی در رشته های ورزشی همچون ژیمناستیک و مشت زنی دارای مفامهایی است. جان با عضلاتی ورزیده و اندامی متناسب لقب عضلات بروکسل را به خود اختصاص داد و با راهیابی به سینمای حرفه ای امریکا و بازی در فیلمهای بین المللی به پادشاه بلژیک مشهور شد. با وروذ وی به عرصه سینما و مشغله ی فراوان جان نتوانست ورزش حرفه ای را ادامه دهد.با بازی در فیلمهایی ماننده شیردل و کیک بوکسور وی موفق شد رقیبی سرسخت برایجیسون اسکات لی و جو بو فت از ستارگان فیلمهای رزمی به سبک شرقی باشد. همچنین با بازی در فیلمهای ماجرایی اکشن ماننده سرباز جهانی و بدل توانست خود را در حد آرنولد شوارتزنگر و سیلوستر استانلونه(راکی) برساند. وی همچنین در فیلمهایی به سبک استیون سیگال ماننده حادثه در ترن و راهی برای نیستنیز موفق بود. فرانکی با جهره ای آرام و لبخده زیبایش خیلی زود خود را در هالیبود تثبیت کرد. در ضمن وی با نقش آفرینی بیادماندنی در فیلم دوقلوها هنر بازیگری خود را به رخ همگان کشید.در فیلمهای فرانکی یک نوع روح انسان دوستانه موج میزند و همیشه خوبها در مقابل بدی و پلیدی ایستادگی میکنند.جان کلود ون دام با بازی در فیلمپلیس مرزی نشان داد در سن 47 سالگی هم میتواند اون نشاد و تحرک را در آثارش به مخاطب القا کند.
 
فیلمشناسی 
سال نام فیلم نقش  
1984 Breakin' Guy dancing in the background  
Monaco Forever Karate Man
Missing in Action Car Driver  
1986 نه سازش، نه تسلیم Ivan Krushensky  
1988 رینگ خونین Frank Dux  
عقاب سیاه Andrei
1989 سیبورگ Gibson Rickenbacker
کیک بوکسور Kurt Sloane  
1990 حکم مرگ Louis Burke
شیردل Lyon Gaultier  
1991 ضربه دوجانبه Alex Wagner/Chad Wagner
 
1992 سرباز جهانی Luc Deveraux/GR44
1993 هدف سخت Chance Boudreaux  
Nowhere to Run Sam Gillen  
آخرین حرکت قهرمان Himself  
سیبورگ ۲ Gibson Rickenbacker  
1994 مبارز خیابانی Colonel William F. Guile  
پلیس زمان Max Walker  
کیک بوکسور ۴ Kurt Sloane  
1995 مرگ ناگهانی Darren McCord
1996 نهایت خطر Alain Moreau/Mikhail Suverov  
جستجو Christopher Dubois
 
1997 تیم دونفره Jack Quinn  
1998 لژیونر Alain Lefevre  
گرمای بیابان Marcus Ray
1999 سرباز جهانی: بازگشت Luc Devereaux  
Inferno Eddie Lomax  
2001 The Order Rudy Cafmeyer/Charles Le Vaillant  
بدل Edward "The Torch" Garrotte/Replicant  
2002 Derailed Jacques Kristoff
2003 در جهنم Kyle LeBlanc
2004 بیداری مرگ Ben Archer
نارکو Jean's ghost by Lenny
2006 The Hard Corps Phillip Sauvage
Second in Command Sam Keenan
The Exam Charles
2007 تا دم مرگ Anthony Stowe
2008 The Shepherd: Border Patrol Jack Robideaux  
جی‌سی‌وی‌دی JCVD  

آنجلینا جولی

سه شنبه 18 مهر 1391
16:29
alihoveida

 

آنجلینا جولی
نام اصلی: آنجلینا جولی ویت
 
تولد: ۴ ژوئن ۱۹۷۵(سن:۳۷ سال)
 
محل تولد: لس آنجلس، کالیفرنیا
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۹۳ - تا کنون
 
همسر(ها): جان لی میلر (۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹)بیلی باب تورنتون(۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳)
 
 
شریک(های)زندگی: برد پیت(۲۰۰۵-تاکنون)
 
فرزندان: شیلو، ناکس لئون، ویوین مارشلین مدوکس، پکس، زهرا ( فرزند خوانده )
 

 

آنجلینا جولی ویت (به انگلیسیAngelina Jolie Voight) زادهٔ ۴ ژوئن ۱۹۷۵ بازیگر و مدل آمریکایی و " سفیر حسن نیت " سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است . او بارها و بارها توسط مجله‌ها و مراسم‌های مختلف به عنوان زیباترین، سکسی‌ترین و بهترین مادر بازیگر و ... انتخاب شده است. هم‌چنین او توانسته سه بار جایزه گلدن گلوب، دو بار جایزه اتحادیه بازیگران سینما و یک بار جایزه اسکار را تصاحب کند. 

زندگی‌نامه 

وی در شهر لس آنجلس متولد شد.پدر وی اصالتی آلمانی اسلواک ,[۱][۲]و مادرش اصالتی هلندی و فرانسوی کانادایی دارد.[۱]او فعالیت به عنوان مدل را از دوازده سالگی شروع کرد و در شهرهایی مثل لندن و لس‌آنجلس مدل مشهوری شد. او در جوانی در کلیپ‌های خوانندگانی چونرولینگ استونز، میت لوف، لنی کراویتز، انتولینو وندیتیو بازی کرد، اولین نقش سینمایی وی در فیلم «هکرها» بود که داستان پنج دانش‌آموز هکر را روایت می‌کند.
آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آوارگان و پناهندگان مشغول است.
وی آخرین بار در روز ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ با حضور در کمپ پناهندگان سوری در شهر آلتین اوزو از توابع ترکیه با پناهندگان سوریه ای دیدار کرد. [۳]
ازدواج 

 
همسر اوّل وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد، همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند، ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.
پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه‌شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.آنحلینا جولی به همراه براد پیت علاوه بر سه فرزند طبیعی خود سرپرستی مدوکس پسر بچه یتیم اهل کامبوج، پکس کودک ویتنامی و یک دختر یتیم اهل اتیوپیبه نام زهرا را بر عهده دارند.
براد پیت در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۲ رسماً اعلام کرد که او و جولی تصمیم به ازدواج دارند. او گفت: «ما تصمیم گرفته بودیم ازدواج نکنیم تا زمانی که برای هیچ زوجی منع ازدواج وجود نداشته باشد ولی گمان نمی‌کنم دیگه بتوانیم بیش از این مقاومت کنیم. ازدواج ما برای بچه هایمان خیلی مهم است و همیشه در این باره از ما سؤال می‌کنند. برای من هم مهم است. دوست دارم آن نوع تعهد ایجاد بشود.» در ادامه گفتگو زمانی که از او پرسش شد آیا رسماً از جولی خواستگاری کرده یا نه، وی جواب داد: «دیگر از این فراتر نمی‌روم... ولی زمانی که عاشق کسی هستی و با او یک خانواده تشکیل بدهی و خودت هم دوست داری یک تعهد بین‌تان ایجاد بشود و نتوانی خیلی خنده‌دارست، فقط مضحک.گفته می شود آنجلینا جولی از زن های معروف آمریکا است »[۴]
 
5نکته جالب و خواندنی درمورد آنجلینا جولی!
 
آنجلینا در دوران نوجوانی وقتی نتوانست در کار مدل شروع به فعالیت کند، افسردگی پیدا کرد و وقتی این افسردگی‌اش به اوج رسید اقدام به خودکشی و بریدن رگ دستش کرد...
 
آنجلینا در دوران نوجوانی وقتی نتوانست در کار مدل شروع به فعالیت کند، افسردگی پیدا کرد و وقتی این افسردگی‌اش به اوج رسید اقدام به خودکشی و بریدن رگ  دستش کرد. همانطوریکه خودش می‌گوید: به خاطر بعضی دلایل زمانیکه من در حال انجام مراسم خودکشی بودم! و درد را حس می‌کردم می‌توانستم زنده بودن را حس کنم و می‌توانستم نوعی از آزادی را احساس کنم و به هرجهت این کار خودش نوعی درمان برای من به حساب می‌آمد.
 
آنجلینا 13 تاتوی مشهور را روی بدنش خاکوبی کرده. دو تا ازخالکوبی‌ها جمله‌های زیبای تنسی ویلیامز می‌باشد و همین طور مکان تولد بچه‌هایش را هم روی بازویش چپش خالکوبی کرده است.
 
وقتیکه با بیلی باب ترونتون بازیگر ازدواج کرد، هردو خون یکدیگر را داخل شیشه‌ای کوچک به گردنشان آویزان می‌کردند و آن را نمادی از عشقشان به یکدیگر می‌دانستند.
 
آنجلینا اصلا از جلب توجه کردن و عجیب بودن خجالت نمی‌کشد. در سال 1996 وقتیکه با جانی لی میلر بازیگر بریتانیایی ازدواج کرد، یک شلوار چرم مشکی و تی شرتی سفید را برای لباس عروسی انتخاب کرد و با خون خودش روی تی شرتش اسم شوهرش را نوشت.
 
وقتیکه شیلو به دنیا آمد عکاسی که اولین عکسها را از شیلو انداخت مجموعا از این عکسها 10 میلیون دلار سود کرد و خود آنجلینا و پیت هم سهم خودشان را تماما به موسسات خیریه بخشیدند. 
 
 
در رسانه‌ها 
 
در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۸۹، سایت spoof در خبری طنزآمیز اعلام کرد که مطابق اسناد افشا شده توسط ویکی لیکس آنجلینا جولی جاسوس سازمان سیایوده‌است. با وجود تاکید سایت spoof در مورد طنز بودن خبر خود، رسانه‌ها این خبر را به عنوان یک خبر جدی منتشر کردند.[۵]

فیلم‌ها
 
تندیسهای زوج آنجلینا جولی و برد پیت در موزه مادام توسو لندن.

 

جوایز
 
چپ‌دستان سرشناس
 
بازیگران برنده جایزه ساترن نقش اول زن

 


سه شنبه 18 مهر 1391
16:29
alihoveida

 

آنجلینا جولی
نام اصلی: آنجلینا جولی ویت
 
تولد: ۴ ژوئن ۱۹۷۵(سن:۳۷ سال)
 
محل تولد: لس آنجلس، کالیفرنیا
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۹۳ - تا کنون
 
همسر(ها): جان لی میلر (۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹)بیلی باب تورنتون(۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳)
 
 
شریک(های)زندگی: برد پیت(۲۰۰۵-تاکنون)
 
فرزندان: شیلو، ناکس لئون، ویوین مارشلین مدوکس، پکس، زهرا ( فرزند خوانده )
 

 

آنجلینا جولی ویت (به انگلیسیAngelina Jolie Voight) زادهٔ ۴ ژوئن ۱۹۷۵ بازیگر و مدل آمریکایی و " سفیر حسن نیت " سازمان ملل متحد در امور پناهندگان است . او بارها و بارها توسط مجله‌ها و مراسم‌های مختلف به عنوان زیباترین، سکسی‌ترین و بهترین مادر بازیگر و ... انتخاب شده است. هم‌چنین او توانسته سه بار جایزه گلدن گلوب، دو بار جایزه اتحادیه بازیگران سینما و یک بار جایزه اسکار را تصاحب کند. 

زندگی‌نامه 

وی در شهر لس آنجلس متولد شد.پدر وی اصالتی آلمانی اسلواک ,[۱][۲]و مادرش اصالتی هلندی و فرانسوی کانادایی دارد.[۱]او فعالیت به عنوان مدل را از دوازده سالگی شروع کرد و در شهرهایی مثل لندن و لس‌آنجلس مدل مشهوری شد. او در جوانی در کلیپ‌های خوانندگانی چونرولینگ استونز، میت لوف، لنی کراویتز، انتولینو وندیتیو بازی کرد، اولین نقش سینمایی وی در فیلم «هکرها» بود که داستان پنج دانش‌آموز هکر را روایت می‌کند.
آنجلینا جولی از سال ۲۰۰۱ از سوی کمیسریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان به عنوان سفیر حسن نیت تعیین شده و با مسافرت به نقاط دورافتاده جهان به فعالیت در زمینه حفظ حقوق آوارگان و پناهندگان مشغول است.
وی آخرین بار در روز ۲۷ خرداد ۱۳۹۰ با حضور در کمپ پناهندگان سوری در شهر آلتین اوزو از توابع ترکیه با پناهندگان سوریه ای دیدار کرد. [۳]
ازدواج 

 
همسر اوّل وی جان لی میلر است که در سال ۱۹۹۶ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۹۹ از وی جدا شد، همسر دوم او بیلی باب تورنتون است که در مه ۲۰۰۰ با هم ازدواج کردند، ولی سرانجام بعد از ۳ سال ازدواجشان به جدایی انجامید.
پس از بازی در فیلم آقا و خانم اسمیت، او و برد پیت وارد یک دوستی عاشقانه و سرانجام در سال ۲۰۰۶ صاحب دختری به نام شیلو شدند که به خاطر باورهایشان در مورد پایان دادن به فقر و بدبختی مردم آفریقا تصمیم به تولد بچه‌شان در کشور فقیر و آفریقایی نامیبیا کردند.آنحلینا جولی به همراه براد پیت علاوه بر سه فرزند طبیعی خود سرپرستی مدوکس پسر بچه یتیم اهل کامبوج، پکس کودک ویتنامی و یک دختر یتیم اهل اتیوپیبه نام زهرا را بر عهده دارند.
براد پیت در ۲۶ ژانویه ۲۰۱۲ رسماً اعلام کرد که او و جولی تصمیم به ازدواج دارند. او گفت: «ما تصمیم گرفته بودیم ازدواج نکنیم تا زمانی که برای هیچ زوجی منع ازدواج وجود نداشته باشد ولی گمان نمی‌کنم دیگه بتوانیم بیش از این مقاومت کنیم. ازدواج ما برای بچه هایمان خیلی مهم است و همیشه در این باره از ما سؤال می‌کنند. برای من هم مهم است. دوست دارم آن نوع تعهد ایجاد بشود.» در ادامه گفتگو زمانی که از او پرسش شد آیا رسماً از جولی خواستگاری کرده یا نه، وی جواب داد: «دیگر از این فراتر نمی‌روم... ولی زمانی که عاشق کسی هستی و با او یک خانواده تشکیل بدهی و خودت هم دوست داری یک تعهد بین‌تان ایجاد بشود و نتوانی خیلی خنده‌دارست، فقط مضحک.گفته می شود آنجلینا جولی از زن های معروف آمریکا است »[۴]
 
در رسانه‌ها 
 
در تاریخ ۱۱ آذر ۱۳۸۹، سایت spoof در خبری طنزآمیز اعلام کرد که مطابق اسناد افشا شده توسط ویکی لیکس آنجلینا جولی جاسوس سازمان سیایوده‌است. با وجود تاکید سایت spoof در مورد طنز بودن خبر خود، رسانه‌ها این خبر را به عنوان یک خبر جدی منتشر کردند.[۵]

فیلم‌ها
 
تندیسهای زوج آنجلینا جولی و برد پیت در موزه مادام توسو لندن.

جوایز
 
چپ‌دستان سرشناس
 
بازیگران برنده جایزه ساترن نقش اول زن


ونتورت میلر / مایکل اسکولفید

سه شنبه 18 مهر 1391
15:28
alihoveida

 

ونتورت میلر / مایکل اسکولفید

 نام اصلی: ونت وُرت ارل میلر سوم

ملیت: آمریکایی بریتانیایی‌تبار
 
تولد: ۲ ژوئن ۱۹۷۲ ‏(۴۰ سال)
 
محل تولد: چیپینگ نورتون, آکسفوردشایر انگلستان
 
پیشه: بازیگر
 
سال‌های فعالیت: تاکنون-۱۹۹۸
 
ونت وُرت ارل میلر سوم (به انگلیسیWentworth Earl Miller III) متولد ۲ ژوئن ۱۹۷۲ در انگلستان  هنرپیشهٔ امریکاییِ بریتانیایی‌تباری است که در پی ایفای نقش «مایکل اسکوفیلد» در سریال فرار از زندان که از شبکهٔ تلویزیونی «فاکس» پخش شد، شهرت بسیاری پیدا کرد.او دو خواهر به نام‌های گیلیان و لی دارد.
 
زندگی و حرفه
 
 
اوایل زندگی
 
میلر در «چیپینگ نورتون، آکسفوردشر انگلستان» به دنیا آمد. او فرزند «جوی ماری پالم» دبیر آموزش استثنایی و «ونت ورث ارل میلر دوم» وکیل و معلم است. پدرش هنگام تولد وی از طریق بورسیهٔ رودز، در دانشگاه آکسفورد تحصیل می‌کرد. او می‌گوید که پدرش از تبار آفریقایی ـ امریکایی، جاماییکایی، بریتانیایی، آلمانی و یهودی و مادرش از تبار روسی، فرانسوی، هلندی، سوری و لبنانی است. هنگامی که یک ساله بود، خانواده‌اش به «پارک اسلوپ، بروکلینِ نیویورک» نقل مکان کردند. بنابراین تابعیت دو گانهٔ خود را حفظ کرد. دو خواهر به نامهای «گیلیان» و «لی» دارد. در بروکلین به دبیرستان «میدوود» رفت و به عضویت گروه تولیدات سالانهٔ موسیقی «سینگ!» درآمد که در میدوود آغاز به کارکرده بود. در مقطع کارشناسی ادبیات انگلیسی از دانشگاه «پرینستون» فارغ‌التحصیل شد و در حین تحصیل در آنجا، به عضویت گروه «پرینستون تایگر تونز» و باشگاه «کوآدرانگل» درآمد.
 
حرفه
 
در سال ۱۹۹۵به لس‌آنجلس رفت تا حرفهٔ هنرپیشگی را دنبال کند. او در توصیف راه پر پیچ و خمی که در مسیر ستاره شدن طی کرده، چنین می‌گوید: «راه درازی در پیش رو داشتم که با ناکامی، شکست و موانع بسیاری همراه بود؛ اما هرگز نتوانستم از آن دست بکشم. هنرپیشگی برای من به منزلهٔ هوا برای تنفس است. بنابراین کاری بود که باید انجام می‌دادم.»
ایفای نقش «دیوید» حساس و درونگرای سریال تلویزیونی «داینوتوپیا»، نخستین حضور میلر در قالب نقش اصلی به حساب می‌آید. پس ازظاهرشدن درتعدادی نقش فرعی در تلویزیون، در سال ۲۰۰۳، در فیلم «ننگ بشری» به عنوان جوانیِ شخصیت «کولمن سیلک» آنتونی هاپکینز، ایفای نقش کرد و در قالب نقش فردی که با گذشتهٔ خود در حال مبارزه است، قاطعانه به عنوان مرکز اصلی فیلم شناخته شد. میلر به صورت گسترده‌ای روی نقش کار کرد به طوری که برای به تصویر کشیدن شخصیت «سیلک» در قالب یک بوکسور علاوه بر کندوکاو شخصیت آنتونی هاپکینز، اقدام به گرفتن رژیم غذایی چهار ماهه کرد. او به طور کلی خاطرات شیرین بسیاری از این تجربیات دارد و به گفتهٔ [تونی موریسون] در رمان معشوق: «شرحیات متعلق به شارح‌اند، نه مشروح.»
ایفای نقش «گیج پترونزی» دانش‌آموزی که به هیولای دریایی تبدیل می‌شود، در سریال «بوفی، قاتلِ خون‌آشام» (۱۹۹۸) اولین حضورش در تلویزیون بود.
در سال ۲۰۰۵ برای بازی در نقش «مایکل اسکافیلد» در سریال فرار از زندان شبکهٔ تلویزیونی فاکس انتخاب شد. او نقش برادر مهربانی را بازی کرد که نقشهٔ پیچیده و دقیقی را برای رهایی برادرش «لینکولن باروز» دومینیک پرسل از اعدام به جرمی که مرتکب نشده بود، طراحی می‌کند و با اجرای بی‌نظیرش جایزهٔ بهترین بازیگر سریالهای هیجانیِ «گلدن گلوب»(۲۰۰۵) را از آن خود کرد.
میلر در دو موزیک ویدئوی ماریا کری که «برت رتنر» کارگردان اپیزود آغازین (Pilot) از سریال فرار از زندان کارگردانی آنها را به عهده داشت، در نقش مهمان حضور پیدا کرد. «رتنر» ایدهٔ استفاده از میلر در موزیک ویدئو را مطرح کرد و بعد از نشان دادن عکس او به «کری» و موافقت وی، هردو پروژه همزمان فیلمبرداری شد. بنابراین امکان حضور توأم در هر دو پروژه را به دست آورد. او در این باره می‌گوید: «ماریا چهره‌ای جهانی است. همکاری دو روزه‌ای که در این پروژه با هم داشتیم، به من فرصت بیشتری برای دیده شدن داد و از این بابت سپاسگزارم.»
میلر پس از «فرار از زندان» به عنوان بازیگر مهمان در فصل یازده سریال تلویزیونی “ Law and Order” حضور پیدا کرد.
 
فیلم شناسی
 
سال عنوان فیلم(فارسی) عنوان فیلم(انگلیسی) نقش نوع نمایش
۱۹۹۷ بوفی، قاتل خون آشام Buffy the Vampire Slayer سریال تلویزیونی
۲۰۰۰ عامه‌پسند Popular سریال تلویزیونی
۲۰۰۲ داینوتوپیا Dinotopia سریال تلویزیونی
۲۰۰۳ ننگ بشری the Human Stain فیلم سینمایی
۲۰۰۳ زیر دنیا Underworld فیلم سینمایی
۲۰۰۵ اعتراف the Confession فیلم کوتاه
۲۰۰۵ نهان Stealth
۲۰۰۵ نجواگر روح Ghost Whisperer سریال تلویزیونی
۲۰۰۹-۲۰۰۵ فرار از زندان فرار از زندان مایکل اسکافیلد سریال تلویزیونی
۲۰۱۰ رزیدنت ایول: زندگی پس از مرگ Resident Evil:AfterLife کریس ردفیلد فیلم سینمایی
 
موزیک ویدئو
 
۲۰۰۶: ماریا کری (It’s Like That)، (Mariah Carey).
۲۰۰۶: ماریا کری (We Belong Together)، (Mariah Carey).

انتونی کویین

سه شنبه 18 مهر 1391
15:16
alihoveida

 

 

 
آنتونی کویین
نام اصلی: آنتونیو رودولفو اوکزاکا کوئین
 
زمینه فعالیت: بازیگر، نویسنده، نقاش و کارگردان
 
تولد: ۲۱ آوریل ۱۹۱۵
 
محل تولد: مکزیک
 
مرگ: ۳ ژوئن ۲۰۰۱ (۸۶ سال)
 
محل مرگ: بوستون، ایالت ماساچوست
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۳۶-۲۰۰۱
 
آنتونی کوئین (Anthony Quinn) (زاده ۲۱ آوریل ۱۹۱۵ - درگذشت ژوئن ۲۰۰۱بازیگر، نویسنده و نقاش مکزیکی و آمریکایی‌تبار بود. او یکی از بازیگران نامدار هالیوود بود.
 
زندگی
 
وی با نام آنتونیو رودولفو اوکزاکا کوئین در در منطقه فقیرنشین چیاهوای مکزیک از پدری ایرلندی-مکزیکی و مادری مکزیکی-سرخ پوست به دنیا آمد. در یکی از مناطق نزدیک لوس آنجلس بزرگ شد و مدرسه را زودتر از وقت موعود ترک کرد. در ۱۰ سالگی پدرش را از دست داد. قبل از اینکه هنرپیشه شود، بوکسر و نقاش بود و به کارهای گوناگون از جمله کارگری کشتارگاه پرداخت. علاقه اش به تحصیل، او را به رشته معماری کشاند. دلش می‌خواست بازیگر شود اما هیچ کس حاضر نبود به جوانی که هنوز انگلیسی را با لکنت حرف می‌زد، نقش بدهد. در ۱۹۳۶ به طور اتفاقی چند دقیقه نقش یک سرخ پوست را بازی کرد و چنان خوب که تحسین کوپر اسطوره سینمای وسترن را برانگیخت.
بعد از آن کارگردان‌ها به سراغ او آمدند اما فقط برای ایفای نقش سرخ پوست‌ها یا بزهکارها. تا این که در سال ۱۹۴۷ به همراه مارلون براندو«اتوبوسی به نام هوس»? را روی پرده برد و به شهرت رسید. پنج سال بعد (۱۹۵۲) به خاطر بازی در نقش برادر زاپاتا در فیلم زنده باد زاپاتا برندهاسکار شد. «جاده» و «گوژ پشت نتردام» بازی‌های درخشان بعدی او بودند. حالا همه می‌دانستند که کویین از پس هر نقشی برمی آید. آنتونی کویین اسکار دومش را در سال ۱۹۵۶ برای هشت دقیقه بازی در نقش پل گوگون در «شور زندگی» گرفت! دهه ۶۰ دهه کویین بود. «توپ‌های ناوارون»، «لورنس عربستان» و «زوربای یونانی» باعث شهرت او در سراسر جهان شد.
در سال ۱۹۷۵ زمانی که ۶۰ سال داشت نقش حمزه عموی پیامبر اسلام را در فیلم «پیام» (محمدرسول الله ) بازی کرد و سه سال بعد در نقش عمر مختار در «شیر صحرا» ظاهر شد. او با ۶۰ سال تجربه و بازی در ۳۱۲ فیلم، رکورد بازیگری را شکست. در جلد سرخ پوست‌ها، مکزیکی‌ها، اسکیموها، یونانی‌ها و حتی چینی‌ها رفت و نماینده جماعتی شد که در حاشیه‌اند و مورد تحقیر اما هرگز تسلیم نمی‌شوند. بسیاری از منتقدان، نقش او در فیلم زوربای یونانی (۱۹۶۴) را به یاد ماندنی ترین کار او می‌دانند. این نقش، نقش محبوب او نیز بود. آنتونی کویین ستاره نامدار هالیوود۳ ژوئن ۲۰۰۱ از دنیا رفت.
 
Anthony Quinn.jpg
فیلم‌شناسی
افتخارات و آثار هنری آنتونی کویین:
  • برنده اسکار برای فیلم زنده‌باد زاپاتا در سال ۱۹۵۳
  • برنده اسکار برای فیلم شور زندگی در سال ۱۹۵۶
  • نامزدی گلدن گلاب برای فیلم شور زندگی در سال ۱۹۵۷
  • نامزدی اسکار برای فیلم بادهای وحشی در سال ۱۹۵۸
  • نامزدی بافتا در سال ۱۹۶۳ برای فیلم لورنس عربستان
  • جایزه بهترین بازیگر برای فیلم زوربای یونانی در سال ۱۹۶۴
  • نامزدی گلدن گلاب برای فیلم زوربای یونانی در سال ۱۹۶۵
  • نامزدی بافتا برای فیلم زوربای یونانی در سال ۱۹۶۶
  • نامزدی گلدن گلاب برای فیلم راز سانتا ویتوریا در سال ۱۹۷۰
  • برنده جایزه سیسیل ب دومیل در سال ۱۹۸۷
  • نامزدی جایزه امی برای حضور در مجموعه تلویزیونی اوناسیس، ثروتمندترین مرد جهان در سال ۱۹۸۸
  • نامزدی گلدن گلاب برای فیلم تلویزیونی گوتی در سال ۱۹۹۷
  • جایزه شهر هلوا در سال ۲۰۰۱
  • جایزه یک عمر فعالیت هنری در سال ۲۰۰۳
علاقه به همسر
 
كويين در رابطه با مرگ همسرش مي‌گويد: آه، سبك، سنگين كردن اين كه كاترين چه بوده و چقدر شده، چه آزاردهنده‌است. آخرين بار كه‌ديدمش، در چشمانش از زندگي كه با روزي با هم‌داشتيم نشاني نبود.
آلزايمر بيماري هولناكي است كه آرام‌آرام‌همسر اولم را مي‌كشد، همچنان كه خانواده‌اش راكشت. از آنچه بر سر روحيه و حافظه كاترين‌آورده، قلبم به درد مي‌آيد، اما ذهنم در عين‌حال خالي است. از برخي لحاظ حالا او را بيش از زماني كه با هم بوديم دوست دارم؛ از لحاظ ديگر مي‌كوشم او را همان آدم سابق بدانم. عشقم به او امروز واقعي است. نه عشق هاليوودي كه چون‌مردي جوان سال‌ها پيش از جا خوش‌ كردن‌آلزايمر در جسم او حس مي‌كردم. به گذشته كه‌برمي‌گردم، نمي‌دانم آيا هرگز او را از جان و دل‌در آغوش كشيده‌ام يا نه. به هيچ يك از دو تن‌مان‌مجال نداده‌ام. آنچه بين ما مانده فرزندان ماست‌و آن بسته زنج آور كه براي محكوم كردن من‌فرستاده‌است. امروز تنها نشان از گذشته نام‌اوست، اما زود فهميدم كه (كاترين دوميل‌) كمتراز آنچه بود كه مي‌نمود. چهره‌اي پنهاني پشت‌ ظاهرش نهفته بود: چهره‌اي ترس خورده، ناايمن‌و بزدل.
در سال ۱۹۳۶ كه از آمريكاي لاتين برگشت، ازدواجش سرنگرفته بود. من از اين فرصت‌استفاده كردم تا با او باشم، بي‌آنكه به بهايش فكركنم. رفته بود تا با يك كلمبيايي وصلت كند، امارابطه به بن‌بست رسيده بود. هرگز از دليلش‌ سر در نياوردم و به فكر پرسيدن هم نبودم. مگر من‌كي بودم كه از روياي كلمبيايي كاترين بپرسم‌؟
وقتي بار ديگر كاترين پيدايش شد، سرنوشت‌مرا به بازي در يكي ديگر از توليدات سيسيل ب.دوميل - حماسه بي‌باكانه (دزد دريايي) كشاند.مرا براي بازي در نقش اصلي فيلم، يعني (ژان‌لافيت‌) در نظر گرفته بوند، اما دوستان و خانواده‌مي‌خواستند مرد بزرگ را از به كارگرفتن من‌منصرف كنند. دوميل مثل بيشتر تهيه‌كنندگاني كه‌ديگر نمي‌توانند صاحب‌نظر باشند، همه را به اتاق‌برنامه‌ريزي خصوصي خود دعوت مي‌كرد تانمونه‌هاي آزمايشي بازيگران را بررسي كند.بعدها فهميدم كه كاترين يكي از مخالفان من بود و(كلارك گيبل‌) را براي اين نقش پيشنهاد كرد. به‌نظرش من براي نقش راهزني چنين پرمايه زيادي‌جوان بودم و شايد هم حق داشت.
 
منابع
 
Anthony Quinn by Silvia Garcia Jerez and Miguel J. Payan, Dastin Export S.L. Press, 2004
Anthony Quinn's Eye: A Lifetime of Creating and Collecting Art by Donald Kuspit, Jay Parini, and Tom Roberts, W. W. Norton & Company Press, ۲۰۰۴

 


آلن دلون

سه شنبه 18 مهر 1391
11:26
alihoveida

کهن سالی  میان سالی جوانی

 

 آلن دلون

 

زمینه: فعالیت بازیگر
 
ملیت: فرانسوی  / سوئیسی 
 
تولد: ۸ نوامبر ۱۹۳۵ (میلادی)
 
محل تولد: سو، نزدیک پاریس فرانسه
 
همسر(ها):  ناتالی کانوواس ۱۹۶۸-۱۹۶۴ رزالی وان بیرمن ۲۰۰۱-۱۹۸۷
 
شریک(های): زندگی رومی اشنایدر (نامزد)
 
فرزندان: آنتونی (از همسر اول) آنوشکا و فابیانی (از همسر دوم)
 
آلن دلون (به فرانسویAlain Delon) بازیگر مشهور فرانسوی، و زاده ۸ نوامبر سال ۱۹۳۵ است. وی در طول زندگی حرفه‌ای خود با کارگردان‌های شناخته‌شده‌ای همچون لوکینو ویسکونتی، ژان لوک گودار، ژان پیر ملویل، میکل‌آنجلو آنتونیونی و لویی مال کار کرده است و افتخار دریافت جوایز معتبر سینمایی مانند جایزه سزار را داشته است.دلون در ایران با صدای خسرو خسرو شاهی شناخته شده است و تنها صدایی است که با استقبال سینماروها روبرو شده است. البته در سالهای دور مرحوم کاوس دوستدار، منوچهر زمانی، محمود قنبری و ژرژ پطرسی نیز بجای او صحبت کرده اندکه در دوبله مجدد آن آثار خسروشاهی حرف زده است.
آلن دلون از سال ۱۹۹۹ در کشور سوییس ساکن است.
 
زندگی‌نامه 
 
آلن دلون (زاده ۸ نوامبر سال ۱۹۳۵) در دهکده‌ای به نام «سو» در حوالی پاریس به دنیا آمد. نام پدرش "فایبان" و مادرش "ادیت" بود. زمانی که آلن ۴ سال بیشتر نداشت پدر و مادرش از هم جدا شدند و به ناچار سرپرستی اش به خانواده‌ای دیگر واگذار شد. او در خانه‌ای رشد کرد که روبه روی یک زندان بود و آلن با بچه‌های نگهبان زندان هم‌بازی بود. پس از چند سال پدر و مادر خوانده‌اش بر اثر حادثه‌ای کشته شدند و وی دوباره تحت سرپرستی مادرش که با یک قصاب محلی ازدواج کرده بود قرار گرفت. او در دوران کودکی به دوچرخه سواری، فوتبال و رفتن به سینما علاقه وافری داشت. او دوران تحصیلی خود را در مدارس کاتولیک گذراند و از آنجا که پسر شلوغی بود چندین بار از مدرسه اخراج شد و در ۱۵ سالگی به کلی درس و تحصیل را ترک کرد پس به ناچار ناپدری‌اش او را به مغازه قصابی برد تا این حرفه را به او بیاموزد اما آلن هیچ علاقه‌ای به این حرفه نداشت و در سن ۱۷ سالگی خانه را ترک کرده و به ارتش پیوست.
وی در ارتش در یگان تفنگداران دریایی به عنوان چترباز به خدمت ادامه داد و در سال ۱۹۵۴ در جنگ هند و چین حضور داشت. او دوران خدمت خود را در ارتش با اشتیاق ادامه داد. او در مورد خاطراتش در آن زمان می‌گوید: «در آنجا دوستانی پیدا کردم، کسانی که با آنها حرف می‌زدم و به حرف‌هایم گوش می‌دادند».
آلن در ۱۹۵۶ از خدمت ترخیص شد و به عنوان باربر و سپس نیز به عنوان پیش‌خدمت در کافه‌های مختلف پاریس به کار پرداخت. او درآمد ثابتی نداشت و مستقل از خانواده‌اش زندگی می‌کرد. طی همین مدت با بسیاری از بازیگران که در کافه‌های محل کارش رفت و آمد داشتند آشنا شد. یکی از بازیگران ژان کلود بریالی بود. آنهایی که درباره زندگی او تحقیق کردند می‌گویند که او با دنیای زیر زمینی جنایتکاران در ارتباط بوده و مدتی هم با آنها زندگی می‌کرد. این دو دوست در سال ۱۹۵۷ تصمیم گرفتند با هم به جشنواره فیلم کن بروند. این تصمیم زندگی آلن را برای همیشه تغییر داد. آلن که یک آدم معمولی بود و هیچ گونه تجربه بازیگری نداشت و آن شب هم با یک دست لباس کرایه‌ای به جشنواره رفته بود اما پس از بازگشت از جشنواره به یک فوق‌ستاره تبدیل شده بود. چهره فوق‌العاده جذاب او در آن مجلس کاملاً سرآمد همگان بود در آنجا بود که کارگردانان مختلف به سراغ او آمدند. او بیشتر در نقش دزد و یا آدمکش اجیر شده بازی می‌کرد.
در دهه ۱۹۷۰ علاوه بر بازی در فیلم، دومین کمپانی تولید فیلم خود را تأسیس کرد و به جمع آوری ثروت پرداخت. وی دیگر یکی از ثروتمندان جهان بود و فیلم‌هایی که او تهیه می‌کرد با آرم AD بودند. او سپس یک شرکت هواپیمایی تأسیس کرد و بخشی از ثروت خود را در زمینه مورد علاقه‌اش یعنی جمع آوری آثار هنری و پرورش اسب‌های مسابقه سرمایه گذاری کرد. گنجینه شخصی او کم‌نظیر است و صاحب عتیقه‌هایی است که بسیاری از آن‌ها در موزه‌ها به نمایش گذاشته شده است. او در دههٔ ۱۹۸۰ به سوئیس نقل مکان کرد تا بر عملکرد شرکتی که محصولاتش را به نام «آلن دلون» به فروش می‌رساند نظارت بهتری داشته باشد. دفتر این شرکت در شهر ژنو در کشور سوییس است.
زندگی خصوصی آلن دلون
اولین نامزد او «رومی اشنایدر» بازیگر معروف بود که قبل از آنکه کارشان به ازدواج کشیده شود از هم جدا شدند. «آلن دلون» سپس در سال ۱۹۶۴ با «ناتالی کانوواس»ازدواج کرد و از او صاحب یک پسر به نام «آنتونی» شد. در سال ۱۹۶۹ این دو از هم جدا شدند. اما یک حاثه مهم در زندگی آلن در سال ۱۹۶۸ به وقوع پیوست. در این سال جسد «استفن مارکوویچ» در گاراژ خانهٔ وی پیدا شد. شایعات حاکی از آن بود که آلن دلون وی را به دلیل علاقه به «ناتالی» کشته. به هر حال هیچ گاه زاویه تاریک آن قتل روشن نشد و آلن هم تبرئه شد. آنتونی در حال حاضر بازیگر سینما است اما هنوز نتوانسته مانند پدرش معروف شود. البته او تا حدی شبیه پدرش است اما مانند او جذابیت ندارد. خود دلون هم می‌گوید: «پسرم با من متفاوت است».
آلن دلون در سال ۱۹۹۰ در سن ۵۶ سالگی با یک مانکن آلمانی به نام «رزالی وان بیرمن» ازدواج کرد و از او صاحب دختری به نام «آنوشکا» و پسری به نام «فابیانی» شد. آلن در سال ۱۹۹۸ در فیلم «نیمه شانس» در کنار «ژان پل بلوموندو» بازی کرد و سپس اعلام بازنشستگی کرد و گفت: «من در اکثر فیلم‌هایی که بازی کرده‌ام یا دزد بوده‌ام یا پلیس، اما جالب این است که فرقی نمی‌کرده است که چه کاره بوده‌ام، در همهٔ فیلم‌ها تنها بوده‌ام. نمی‌دانم اما فکر می‌کنم کارگردان‌ها و حتی تماشاگران همیشه دوست دارند مرا تنها ببینند».
 
فیلم‌شناسی

 

 


جورج کلونی

سه شنبه 18 مهر 1391
11:10
alihoveida

 جورج کلونی

نام اصلی: جورج تیموتی کلونی

ملیت: ایالات متحده آمریکا
 
تولد:۶ مهٔ ۱۹۶۱ ‏(۵۱ سال)
 
محل تولد: لکزینگتون، ایالت کنتاکی
 
پیشه: بازیگر، نویسنده و کارگردان
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۷۸ تا کنون
 
همسر(ها):تالیا بالسام (۱۹۹۳ - ۱۹۸۹)
 
جورج تیموتی کلونی (به انگلیسیGeorge Timothy Clooney) (زادهٔ ۶ مه، ۱۹۶۱ در ایالت کنتاکیبازیگر، فیلم‌نامه‌نویس، تهیه کننده وکارگردان آمریکایی برندهٔ جایزه اسکار و گلدن گلوب است
 
زندگی شخصی 
 
جورج کلونی یک ایرلندی-آمریکایی و متولد لکزینگتون در ایالت کنتکاکی در ایالات متحده است. پدربزرگ وی، نیکلاس کلونی، به همراه خانواده اش، از ایرلند به ایالات متحده مهاجرت کرده است...
مادر وی نینا بروس، مدل و ملکه زیبایی سابق امریکایی و پدرش نیک کلونی یک روزنامه نگار و مجری تلویزیون و سیاستمدار آمریکایی میباشد.
جورج کلونی یک بار ازدواج کرده‌است و همسر او هنرپیشه آمریکایی تالیا بالسام بود. وی هم‌چنین یک رابطه پیوسته/گسسته پنج‌ساله با مدل بریتانیایی لیزا اسنودان داشت. او مسیحی و از پیروان کلیسای کاتولیک رم میباشد.
 
فعالیت ها
در ۱۸ ژانویه ۲۰۰۸، سازمان ملل متحد جورج کلونی را عنوان یکی از سفیران صلح خود برگزید.[۱]
وی تلاش‌های بشردوستانه گوناگونی نیز انجام می‌دهد از جمله کوشش برای چاره‌یابی نزاع دارفور، گردآوری پول برای قربانیان زمین‌لرزهٔ ۲۰۱۰ هائیتی و ساخت فیلم‌های مستند هم‌چون «شن و اندوه» برای افزودن آگاهی در مورد بحران‌های جهانی.
 
فیلمشناخت
 
بازیگر 
کارگردان
جوایز 
کلونی به دفعات نامزد و برنده جایزه های اسکار، امی، گلدن گلوب، بافتا و ... شده است. موارد زیر شرح تعدادی حضور او در چند جایزه معدود سینمایی است.

 
جوایز جورج کلونی
 
بازیگران برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
 
بازیگران برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
 
بازیگران برنده جایزه ساترن نقش اول مرد

 


دنیل رادکلیف - هری پاتر

سه شنبه 18 مهر 1391
9:42
alihoveida

 نام : دانیل راد کلیف

نام  اصلی : دانیل جاکوب راد کلیف

تاریخ تولد : 23 جولای 1989

محل تولد : فولهام ،لندن ،انگلستان

دنیل جیکوب ردکلیف (به انگلیسیDaniel Jacob Radcliffe) (زاده ۲۳ ژوئیه ۱۹۸۹ در فولام، لندن) یک بازیگر انگلیسی است که برای بازی در نقش هری پاتر در سری فیلم‌های هری پاتر شناخته شده‌است. این فیلم‌ها از روی سلسله رمان‌هایی به همین نام ساخته شده که توسط جی کی رولینگ نوشته شده‌است.

زندگی نامه 
کودکی 
دنیل تک فرزند آلن ردکلیف و مارسیا گریشام (یک بازیگردان که در چند فیلم از بی بی سی نیز همکاری داشته‌است) است. در سن ۵ سالگی علاقه خود را به بازیگری ابراز کرد. در دسامبر سال ۱۹۹۹ اولین فیلم خود را در برای بی بی سی در نقش دیوید کاپرفیلد اجرا کرد.
فعالیتها
در سال ۱۹۹۹ او برای بازی در سری فیلم‌های هری پاتر انتخاب شد که از روی داستان موفقی از جی کی رولینگ نوشته شده بود. اولین فیلم اوهری پاتر و سنگ جادو سال بعد از آن نمایش داده شد که از نظر مالی نیز موفقیت‌آمیز بود.
در سال ۲۰۰۱ در فیلم هری پاتر و تالار اسرار در همین نقش دوباره ظاهر شد. او همین نقش را در سالهای ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ در فیلمهای هری پاتر و زندانی آزکابان و هری پاتر و جام آتش ادامه داد که در تمام دنیا موفقیتی دیگر در سری فیلم‌های هری پاتر بود.
فیلم دیگر ردکلیف هری پاتر و محفل ققنوس است که در سال ۲۰۰۷ به نمایش عمومی درآمد. جدیدترین و در واقع آخرین نسخه از سری هری پاتر در دو قسمت با نام یادگاران مرگ به نمایش درآمد قسمت اول در سال ۲۰۱۰ و قسمت دوم در سال ۲۰۱۱
زندگی شخصی
دنیل رادکلیف دوران ابتدایی را در مدرسه خصوصی ساسکس درس خوانده‌است و در حال حاضر (سال ۲۰۰۶) در مدرسه همگانی شهر لندن (public City of London School) به ادامه تحصیل مشغول است. او از دو سگ به نامهای بینکا و ناگت نیز نگهداری می‌کند. البته در سال‌های ۲۰۰۷ هم به عنوام ثروتمدترین نوجوان انگلیس شناخته شد.
او گیتار باس می‌نوازد و از طرفداران سبک راک است و به گروه‌های بیتلز و آرکتیک مانکیز (The Arctic Monkeys) گوش می‌دهد. همینطور که از طرفداران کلوب فوتبال فولهام است از تماشای مسابقات ماشین رانی فرمول یک نیز لذت می‌برد. او برای گذراندن، تنیس روی میز و بازی رایانه‌ای همراه دیگر دوستانش استفاده می‌کند. هم اکنون، درآمد او در حدود ۳۰ میلیون پوند است که یکی از پولدارترین جوانان انگلستان است. دنیل در مکانی به نام خانه دلمزا عضو است تا طرفدارانش به جای کادو تولد به این مرکز کمک کنند.
او به تازگی اعلام نموده‌است که از کودکی دچار بیماری دیسپراکسیا بوده است
جایزه ها
نامزد 
۲۰۰۶
۲۰۰۵
۲۰۰۴
۲۰۰۳
  • Best Young Actor (SyFy Portal's SyFy Genre Awards)
  • Best Actor (Roadshow Cinema Grand Prix Awards, ژاپن)
  • Best Junior Achiever (for viewers' favorite under-21 guest on the show Relly Awards)
۲۰۰۲
۲۰۰۱
برنده 
۲۰۰۶
۲۰۰۵
۲۰۰۴
۲۰۰۳
  • Best Young Actor (SyFy Portal's SyFy Genre Awards)
  • Best Actor (Roadshow Cinema Grand Prix Awards, ژاپن)
  • Best Junior Achiever (for viewers' favorite under-21 guest on the show Relly Awards)
۲۰۰۲
۲۰۰۱


مارلون براندو

دو شنبه 17 مهر 1391
18:57
alihoveida

مارلون براندو

 نام :مارلون براندو

 
تاریخ تولد : سوم آپریل 1924
 
محل تولد : اوهامای نبراسکا
 
تاریخ فوت : جولای 2004
 
مارلون براندو (به انگلیسیMarlon Brando) (تولد: ۳ آوریل، ۱۹۲۴ - درگذشته: ۱ ژوئیه، ۲۰۰۴بازیگر آمریکایی برندهٔ جایزه اسکار و ستایش شده‌ترین بازیگر تاریخ سینمای جهان است.
مارلون براندو ساعتی پس از نیمه شب سوم آوریل ۱۹۲۴ در اوماها در ایالت نبراسکا به دنیا آمد. او یکی از تاثیرگزارترین بازیگران تاریخ سینما است. بسیاری بهترین نقش او را پدر خوانده می‌دانند. این بازیگر آمریکایی در بین بسیاری از علاقمندان به سینما و منتقدان به عنوان «بهترین بازیگر تاریخ سینما» شناخته می‌شود.آنچنان که خودش بیان کرده هرگز فکر نمی کرده در جهان سینما به چنین شهرتی برسد و می گوید همه چیز اتفاقی شد.او در دوران نوجوانی به اجبار پدر وارد آکادمی نظامی شد ، ولی آن را نیمه تمام گذاشت و بعد ها به آکادمی بازیگری استلا آدلر (زنی که تا کنون یکی از بزرگترین استادان بازیگری مخصوصا در رشته تاتر شناخته می شود) رفت ، و سپس به تاتر برادوی راه یافت.در واقع بیشتر بازیگران بزرگ هالبوود مدتی را در تاتر برادوی خاک خورده اند.با نمایش اتوبوسی به نام هوس که بعد ها در فیلم آن را نیز نقش آفرینی کرد نامش سر زبانهاافتاد.همچنین بنا به گفته خودش نقد هایی که بعد از تاتر اتوبوسی به نام هوس در روزنامه ها نوشته شد یکی از دلایلی هست که او در تمام عمر خود رابطه ی خوبی با روزنامه ها و مجلات نداشت ، روزنامه ها در مورد این نمایش که مارلون در آن نقش یک مرد نظامی بی احساس و وحشی خوی را بازی میکرد نوشته بودند که مارلون براندو در حقیقت شخصیت خود را در این نمایش به صحنه برده است. اون بعد از سه سال پیایی بازی در نمایش اتوبوسی به نام هوس بالاخره قراردادهایی با کمپانی های سازنده فیلم نوشت و در اولین فیلم سینمایی اش به نام مردان که در آن نقش یک سرباز جانباز را بازی میکرد ظاهر شد. او خیلی زودتر از هر کسی در جهان سینما راه خود را به سوی ترقی و شهرت باز کرد و طی سالها نقش آفرینی در مقابل دوربین همیشه به سلطان صحنه ها مشهور بود
آثار به یادماندنی 
از فیلم‌های مشهوری که وی در آن‌ها ایفای نقش کرده‌است می‌توان به آثار زیر اشاره کرد
جوایز
فیلم‌ها 
سال نام فیلم نقش توضیحات
۱۹۵۰ مردان کن
۱۹۵۱ اتوبوسی به نام هوس استنلی کوالسکی نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
۱۹۵۲ زنده باد زاپاتا! امیلیانو زاپاتا بفتا، گلدن گلوب، جشنواره کن نامزد جایزه اسکار
۱۹۵۳ جولیوس سزار مارک آنتوان نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
بهترین بازیگر خارجی از بفتا
وحشی جانی استرابلر (راوی)
۱۹۵۴ در بارانداز تری مالوی جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام
بهترین بازیگر خارجی از بفتا
دزیره ناپلئون بوناپارت
۱۹۵۵ مردان و عروسک‌ها اسکای مسترسون
۱۹۵۶ چایخانه ماه اوت ساکینی نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی
۱۹۵۷ سایونارا سرگرد لوید گروور نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
۱۹۵۸ شیرهای جوان ستوان کریستین دیستل
۱۹۵۹ نسل فراری والنتین هاویر
۱۹۶۱ سربازهای یک چشم ریو همچنین کارگردان
۱۹۶۲ شورش در کشتی بونتی ستوان فلچر کریستین
۱۹۶۳ آمریکایی زشت مک‌وایت سفیر آمریکا نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام
۱۹۶۴ داستان وقت خواب فردی بنسون
۱۹۶۵ موریتوری رابرت کرین
۱۹۶۶ آپالوزا مت فلچر
تعقیب کلانتر کلدر
۱۹۶۷ کنتسی از هنگ کنگ آگدن میرز
انعکاس در چشمان طلایی سرگرد ولدان پندرتون
۱۹۶۸ کَندی گراندل
شب روز بعد شوفر
۱۹۶۹ بسوزان! سر ویلیام واکر
۱۹۷۲ شب‌روها پیتر کوینت نامزد بهترین بازیگر از بفتا
پدرخوانده ویتو کورلئونه جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم درام
نامزد بهترین بازیگر از بفتا
آخرین تانگو در پاریس پل نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
۱۹۷۶ آب بندهای میسوری رابرت لی کلیتون
۱۹۷۸ سوپرمن جورِل
۱۹۷۹ اینک آخرالزمان کلنل والتر کولتز
۱۹۸۰ فرمول آدام استیفل
۱۹۸۹ فصل سفید خشک یان مک‌کنزی نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
نامزد جایزه بفتا
۱۹۹۰ تازه کار کارمین ساباتینی
۱۹۹۲ کریستوف کلمب: اکتشاف توماس دی تورکامادا
۱۹۹۵ دون خوان دمارکو دکتر جک میکلر
۱۹۹۶ جزیره دکتر مورو دکتر مورو
۱۹۹۷ شجاع مک‌کارتی
۱۹۹۸ پول بادآورده واردن سورنسن
۲۰۰۱ امتیاز مکس
جملات قصار 
ترجیح می دهم روی موتور سیکلتم باشم و به خدا فکر کنم تا اینکه در کلیسا باشم و به موتور سیکلتم فکر کنم
 

جیم کری

دو شنبه 17 مهر 1391
17:33
alihoveida

 

 
نام اصلی جیمز یوجین "جیم" کری
زمینه فعالیت سینما
ملیت Flag of Canada.svg کانادا
Flag of the United States.svg 
ایالات متحده آمریکا
تولد ۱۷ ژانویهٔ ۱۹۶۲ ‏(۵۰ سال)
نیومارکت، اونتاریو، کانادا
پیشه بازیگر، کمدین
سال‌های فعالیت ۱۹۷۹ تا کنون
همسر(ها) ملیسا وومر (از ۱۹۸۷ تا ۱۹۹۵)
لائورن هولی (از ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۷)
وب‌گاه رسمی www.jimcarrey.com

 

جیمز یوجین "جیم" کری (به انگلیسیJames Eugene "Jim" Carrey) (زاده ۱۷ ژانویه ۱۹۶۲) هنرپیشه و کمدین کانادایی-آمریکایی است. وی ۲ بار برنده جایزه گلدن گلوب برای فیلم‌های نمایش ترومن و مردی روی ماه شده‌است.
زندگینامه 
جیم کری با نام «جیمز یوجین کری» به‌دنیا آمد. پدرش ساکسیفونیست جاز بود و به همین دلیل از کودکی در نمایش‌ها و برنامه‌های کمدی حضور داشت. با بی کاری پدرش وضعیت خانواده نا مساعد شد و وی مجبور شد بعد از مدرسه در یک کارخانه کار کند. به همین دلیل دبیرستان را رها کرد و پس از مدتی کارگری در ۱۹ سالگی از تورنتو به لس آنجلس نقل مکان کرد.
در هالیوود مدتی اجراهای کمدی تک نفره را در کلوب‌های شبانه تجربه کرد و آرام آرام وارد سینما شد.
تا یک دهه پس از انجام فعالیت‌های سینمایی نقش مهمی را بدست نیاورد. در اولین فیلمهایش هیچ نشانی از استعدادهای نمایشی خود بروز نداد و در سالهای بعد شاید مهمترین فیلم کارنامه‌اش پگی سو ازدواج کرد از فرانک کوپولا باشد که نقش حاشیه‌ای را در آن بعهده داشت. تا پایان سال ۱۹۹۲ جمعا در هشت فیلم و چند مجموعه تلوزیونی ایفای نقش کرد و در بعضی از آنها با نام جیمز کری ظاهر شد.
اما «ایس ونچورا» پایان این دوره از فعالیت‌هایش بود. در این فیلم شادیاک جیم کری هم یکی از سه فیلمنامه‌نویس بود و نقش نخست را نیز بر عهده داشت و برای هر دو این کار تنها ۳۵۰ هزار دلار دستمزد گرفت.
در اینجا بود که برای نخستین بار قابلیت‌های فراوان کمدی‌اش را به نمایش گذاشت و همین سبب شد با دستمزد کمی بیشتر نقش اول فیلم ماسک را از آن خود کند.
نمایش این دو فیلم در فاصله‌ایی کوتاه و فروش بالای هردو کری را تبدیل به یک ستاره کرد. برای احمق و احمق‌تر در همان سال ۷ میلیون دلار دستمزد گرفت و با قبول نقش ریدلر در فیلم همیشه بتمن که قبلا توسط رابین ویلیامز رد شده بود نشان داد که می‌خواهد متفاوت نیز باشد. در ۱۹۹۵ با نمایش قسمت دوم «ایس ونچورا» محبوبیتش بیشتر شد. در همین سال پس از هشت سال زندگی با «ملیسا وومر» که پیشخدمتی ساده بود از وی طلاق گرفت و یک سال بعد با لورن هالی همبازی‌اش در احمق و احمق‌تر ازدواج کرد که این هم یکسالی بیشتر دوام نیاورد.
پس از موفقیت ۴ کمدی پی در پی‌اش برای فیلم «نصب کننده تلویزیون کابلی» (مرد کابلی) ۲۰ میلیون دلار دستمزد گرفت تا لقب گرانترین ستاره کمدی را از آن خود کند.
شکست تجاری «نصب کننده...» که بیشتر بدلیل چرخش او از طنز سطحی به طنز تلخ بود بلافاصله با فیلم «دروغ گو دروغ گو» با همان چهره قبلی جیم کری دوباره موقعیت کاری او را مستحکم کرد.
پس از این فیلم نشان داد که جایگاهی که در آن قرار گرفته‌است راضی‌اش نمی‌کند و سعی فراوانی کرد تا در فیلم کارگردان‌های مطرح تر ظاهر شود و حاصل این تلاش بازی در نمایش ترومن از پیتر ویر بود که با شکستن دستمزدش به آن رسید.
نقش آفرینی کری در این فیلم خیره کننده بود و جایزه گلدن گلوب را برایش به ارمغان آورد. در دو فیلم بعدی او یعنی «مردی در ماه» و فیلم «من، خودم و آیرین» نیز خوب ظاهر شد و برای «مردی در ماه» دوباره جایزه گلدن گلوب را دریافت کرد و با دومی نیز محبوبیت بیشتری در بین سینماروها و صاحبان کمپانی‌ها بدست آورد.
از آغاز فیلم‌برداری «من، خودم و آیرین» با همبازی‌اش رنی زلوگر رابطه‌ایی نزدیک داشت که تا آستانه ازدواج هم پیش رفت اما جنجال‌ها و حواشی رسانه‌ایی سبب شد این ازدواج منتفی شود.
اگر جری لوییس جایگزین ستاره‌های کمدی سینمای صامت بود جیم کری هم همان خصوصیات را از وی به عاریت گرفت و به آنها روح زمانه و سینمای مدرن دهه ۱۹۹۰ را دمید. در کمدی‌های جیم کری پرده دری‌های اخلاقی و شوخی‌های گاه وقیح به شلوغی و طنز بزن و بکوب جری لوییس و هم دوره‌هایش اضافه شده‌است.
در سالهای پایانی دهه ۱۹۹۰ کری سعی فراوانی کرد تا تنها یک کمدین موفق در گیشه نباشد. پذیرفتن نقش «ریدلر» در «همیشه بتمن» که نه نقش اول بود و نه دستمزد بالایی داشت و بعد از «نصب کننده تلویزیون کابلی» و عدم موفقیت هردو او را نا امید نکرد و با بازی در «نمایش ترومن» و «مردی در ماه» به آن هدف خود رسید.
هر چند در این سالها آکادمی، او را حتی شایسته دریافت کاندیدایی اسکار هم ندانست اما او هم از سوی کانون‌های منتقدان و هم از سوی جشنواره‌ها و هم در مراسم اهدای جوایز سالیانه مورد تقدیر قرار گرفت.
با بازی در فیلم خیره کننده «درخشش ابدی یک ذهن پاک» تجربه جدیدی را پشت سر گذاشت و نشان داد که در غیر کمدی نیز می‌توانند خوش بدرخشد.
کری با دو چهره متفاوت و حرکات مخصوص به خود در آسمان سینمای امروز ستاره‌ای محبوب است و همین دو چهره باعث می‌شود وی بازیگر مطرحی در سینمای معاصر به شمار آید.
فیلم‌شناسی


 جوایزجیم کری
بازیگران برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
بازیگران برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
بازیگران برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
جایزه سینمایی ام‌تی‌وی برای بهترین بوسه
چپ‌دستان سرشناس

 


الیور نورل هاردی

دو شنبه 17 مهر 1391
17:26
alihoveida

 بیوگرافی الیورنورل هاردی

نام : الیور نورل هاردی

محل تولد :هارلم جورجیا

تاریخ تولد :18 ژانویه 1892
 
تاریخ مرگ:7 آگوست 1957 در سن 65 سالگی
 
الیورنورل هاردی در 18 ژانویه 1892 در هارلم جورجیا به دنیا آمد مادر و پدرش اسکاتلندی بودند ،پدر الیور هاردی در جنوب جورجیا سر کارگر خطوط راه آهن بود  و راه اندازی خطوط بین شهرهای جورجیا را به عهده داشت . او در سال 1890 با امیلی مادر الیور که بیوه بود ازدواج کرد که در واقع دومین ازدواجش بود. امیلی 4 فرزند داشت که با ورود الیور جمع بچه ها به 5 رسید . الیور در کودکی بسیار شیرین و با مزه بود . خواهر و برادرهای نا تنی اش او را دوست داشتند و او را نورل خطاب می کرند . وقتی 10 ماهه بود در 23 نوامبر 1892 پدرش به طور ناگهانی از دنیا رفت و مادرش زندگی را به تنهایی اداره می کرد . لذا برای سیر کردن  شکم بچه ها در یک هتل در جورجیا مشغول به خدمتکاری شد.اما بد شانسی آورد و اخراج شد و به ناچار همراه خانواده به سوی آتلانتا حرکت کردند و به امید یافتن کار در آنجا سکنی گزیدند . امیلی خوشبختانه توانست در یکی از هتلهای آتلانتا کار بیابد . نورل همیشه دنبال مادرش بود زیرا کوچکترین عضو خانواده به شمار می رفت . او از کودکی به آواز خوانی علاقه داشت . در هتلهایی که مادرش کار می کرد ، آواز می خواند . صدای دلنشینی هم داشت.او مهمانان و مسافران هتل را سرگرم می کرد و آن ها هم برای تشویق او پول یا هدیه می دادند. وقتی امیلی علاقه و استعداد او را دید  نورل 8 ساله را در مدرسه موسیقی آتلانتا ثبت نام کرد.
نورل علاوه بر موسیقی به ارتش و نظامی گری علاقه مند بود . او می خواست وارد ارتش شود اما خواهر ناتنی اش الیزابت او را تشویق کرد تا در همان مدرسه موسیقی بماند. او تا سال 1910 در مدرسه موسیقی به تحصیل پرداخت . در آن زمان نادرش در هتل بالدوین سرپرست خدمتکاران شده بود.
 
 
 
نورل در یک تئاتر متحرک (سینمای ابتدای آن زمان ) مسئول راه اندازی  و پروژکتور شد . همچنین آواز هم می خواند به دلیل داشتن صدای صاف و دلنیشینش  عضو گروه آماتوری به نام قرن بیستم شد . همان زمات نام الیور را که نام پدرش بود برای خود گزید . اما خانواده اش او را نورل صدا می کردند. مادرش از اینکه می دید فرزندش در موسیقی موفق است خوشحال بود.
مادرش می گفت :نورل کودکی بیش نبود که با هم نزدیک فال بین رفتیم . فال بین به او گفت روزی فرا  رسید که نامت آوازه جهان خواهد شد. تو به زودی محبوب همگان در سراسر عالم می شوی.
او در سال 1913 به فلوریدا رفت و در چند فیلم کوتاه بازی کرد و همچنین در کلوب های شبانه نمایشهایی همراه با آواز و رقص برگزار می کرد.
او در سن 21 سالگی با مادلین سالوشین آشنا شد .او نیز آواز خوان اپرا و نوازنده پیانو بود ،به این ترتیب اولین ازدواجش صورت گرفت.
مدتی در فلوریدا زندگی می کرد و لقب babe  را بر خود گذاشت او در این زمینه  چنین نظری داشت در فلوریدا وقتی در تئاتر کار می کردم ،برای کوتاه کردن موهایم  به یک سلمانی نزدیک محل کارم می رفتم صاحب سلمانی یک مرد ایتالیایی بود که با لهجه خاصی انگلیسی حرف می زد . با هم دوست شده بودیم . او وقتی موهایم را کوتاه می کرد و صورتم را اصلاح می نمود به من می گفت nice babe یعنی خوب شدی بچه . از همان زمان دوستانم مرا بچه صدا می زدند .
الیور قد بلند و درشت هیکل بود 185 سانتی متر و قد و 136 کیلو وزن داشت. به  گفته خودش خانواده اش درشت هیکل بودند. او با قیافه ای بشاش و خنده رو ،صورتی گشت آلود و شکمی بزرگ می توانست کمدین خوبی باشد .اما هیچگاه نمی توانست در نقش های منفی بازی کند زیرا صورتی مهربان و خونگرم داشت.
الیور در فلوریدا متولد شد. او در سال 1916 در به نیوجرسی سفر کرد و در کمپانی فیلم سازی کینگ بی استخدام شد و به همراه گروه فیلم سازان به کالیفرنیا رفت تا در آنجا فیلم بازی کند . او در سال 1919 در جنوب کالیفرنیا سکنی گزید و فیلم های تجاری بازی کرد . در همانجا بود که به طور اتفاقی با استن لورل آشنا شد و به دلیل متضاد بودن اندامش توانستند در کنار یکدیگر طنز پردازان خوبی باشند و مورد توجه قرار گیرند.لذا آن دو در فیلم سگ خوش شانس در واقع اولین فیلم شان بازی کردند و مورد تشویق مردم قرار گرفتند.
این فیلم نقطه عطفی برای آشنایی این دو یکدیگر شد.این دو فهمیدند بهتر است در کنار هم به خلق فیلم های کمدی بپردازند.
الیور با همسرش اختلاف سلیقه داشت لذا در سال 1921 از هم جدا شدند و با میرتل لی آشنا شد و ازدواج دومش پذیرفت. در سال 1926 الیور و استن یک قرار داد طولانی مدت با استودیوی هال روچ در هالیوود امضا کردند که سوپ اردک دومین فیلم شان بود. تا سال 1929 آن دو کمدین در 13 فیلم خلق کردند . بعضی از فیلم هایشان صامت بود . متاسفانه الیور در دومین  ازدواجش هم شانس نیاورد . میرتل زنی بی بند و بار و شراب خوار بود و بیشتر وقتش را در کافه ها می گذراند. از این رو الیور تصمیم به جدایی گرفت. او در آن زمان با ویولا مورس آشنا شد در سال 1931 استن و الیور در فیلم ما را ببخشید بازی کردند.
در سال 1932 فیلم جعبه موسیقی را ساختند و هنر نمایی نمودند.این فیلم به دلیل بازی طبیعی و بی نظیر کمدی استن و لورل جایزه اسکار را دریافت کرد.
از سال 1926 تا آن زمان لورل و استن بی وقفه در کنار هم کار کردند. 7 سال کار پر در پی آن دو را خسته و تصمیم گفتند به سفر بروند.الیور به انگلیس رفت و از آنجا به اسکاتلند . سرزمین پدرش سفر کرد . او علاقه ای خاصی به بازی گلف داشت . او در مدت سفرش توانست مدتی به ورزش گلف بپردازد . میرتل خود را به الیور رساند و تلاش کرد که رضایت او را جلب کند و با هم آشتی کنند . الیور هم به شرط اینکه میرتل دست از میخوارگی  بردارد. زندگی مشترکشان را از سر گرفتند و با هم یک کشتی بخار به نیویورک رفتند. الیور در طی سفرش مورد استقبال مردم به ویژه خبرنگاران قرار گرفت . او فهمیده بود که دیگر یک ستاره سینما کمدی شده است.و از این موضوع خوشحال بود او به هر شهری که می رسید جمعیت زیادی برای دیدنش می آمدند و او را تمجید می کردند. مسافرت الیور 6 هفته به طول انجامید . او در این سفر متوجه شد که چه قدر به استن  لورل علاقه دارد و نمی تواند حتی یک لحظه بدون او زندگی کند. در مدت 12 سال کار با یکدیگر یک رابطه صمیمی و دوستانه میانشان به وجود آمده بود.ان دو جدا از همکاربودن مانند دو برادر یکدیگر را دوست داشتند و به هم احترام می گذاشتند.
آن دو روز به روزمیان مردم مشهورتر می شدند و طرفداران زیادی پیدا می کردند به گفته میرتل الیور اصلا حس نمی کرد فردی کمدی باشد اما ذاتا حالنی طنز داشت.
در سال 1935 الیور و استن در چهار فیلم نقش آفریدند . هنوز الیور با میرتل زندگی می کرد اما میرتل به قولش عمل نکرد و دوباره دست به مشروب خواری زد و به مکانهای نامناسب رفت و آمد داشت. مردم او را به عنوان همسر الیور می شناختند و از دیدن او ناراحت می شدند الیور هم شرمنده بود از این رو سرانجام در سال 1937 به طور رسمی از هم جدا شدند.
در سال 1938 به بعد در دو فیلم احمقها در آکسفورد و دو بد شانس در هواپیما را بازی کردند که یکی از جالب ترین فیلم هایشان محسوب می شد.علیرغم اینکه همه فکر می کردند الیور با ویولامورس ازدواج می کنتد اما در سال 1940 هنگام تمرین فیلم احمقها در دریا با لوسیلا هنرپیشه هالیوود آشنا شد و با هم ازدوج کردند و در واقع این ازدواج بهترین ازدواج الیور بود.
استن و الیور همچنان با هم کار می کردند . آن دو با کمپانی فوکس قرارداد بستند و به همراه گروه خود به اروپا سفر کردند . ابتدا به انگلیس رفتند و سپس به پاریس و در آنجا مرود استقبال گردم مردم روبرو شدند.بعد به هلند و در نهایت به سوئد سفر کردند و به هر کجا که پا می گذاشتند شادی و خنده را به ارمغان می آوردند.
در سال 1952 الیو.ر بیمار شد . درد در ناحیه چپ بدنش زندگی را برایش مختل کرده بود . لذار الیور و استن مجبور شدند به آمریکا بازگردند و به این ترتیب مسافرتشان 9 ماه طول کشید. او در می 1954 دچار حمله قلبی شد و پزشکان به او توصه کردند که رژیم غذایی بگیرد.در 14 سپتامبر 1956 دوباره دچار حمله قلبی شد و حالش رو به وخامت رفت  او حتی نمی توانست تکلم کند. در خانه بستری شد لوسیلا در کنارش بود. او در آگوست 1957 دچار چند حمله پی در پی قلبی شد و به حال کما رفت و دیگر چشم باز نکرد. الیور هاردی در 7 آگوست 1957 در سن 65 سالگی دیده از جهان فروبست و او را در باغ والهالا در قسمت شمالی هالیوود در قسمت هنرمندان دفن کردند. در مراسم تدفینش استن لورل بسیار بی تابی می کرد. او بهترین دوست و همکارش را از دست داده بود . البته استن لورل نیز در آن زمان از ناراحتی فلبی رنج می برد و پزشکان او را منع کردند که در مراسم تدفین الیور شرکت کند. اما استن لورا نمی توانست مرگ دوستش را فراموش کند.

ادام سندلر

دو شنبه 17 مهر 1391
17:8
alihoveida

 

 

نام اصلی آدام ریچارد سندلر
ملیت پرچم ایالات متحده آمریکا آمریکایی
تولد ۹ سپتامبر ۱۹۶۶ ‏(۴۶ سال)
نیویورک سیتی
پیشه بازیگر
سال‌های فعالیت تاکنون-۱۹۸۷
همسر(ها) جکی سندلر
فرزندان دو فرزند
وب‌گاه رسمی وب‌گاه رسمی آدام سندلر

 

 

« آدام ریچارد سندلر » در 9 سپتامبر سال 1966 در « بروکلین » نیویورک متولد شد او سومین فرزند خانواده بود . پدرش « استنلی » مهندس و مادرش « جودی » خانه دار بودند . برادر بزرگترش « اسکات » وکیل است و خواهر بزرگترش « الیزابت » داندانپزشک ... خواهر کوچکترین نیز در یک رستوران فعالیت می کند . چند سال پس از تولد « آدام » خانواده به « نیوهمپشایر» نقل مکان کردند .
آدام در سالهای کودکی به دو رشته ورزشی کشتی و بسکتبال و نیز موسیقی علاقه مند بود . در 11 سالگی در عروسی خواهرش الیزابت آواز خواند . او به هنگام نوجوانی با چند تن از دوستانش یک گروه موسیقی راک تشکیل داد .
نگاهی به زندگی خصوصی سندلر
همسر :
آلیشیا سیلو راستون ( 1996 – 1999)
ژاکلین تیتون ( 2002)
فرزند :
سادی مدیسون تیتون
 
آدام فیلم های کمدی را نیز با اشتیاق تماشا می کرد . بازیگر محبوب او « مل بروکس» بود با پایان دوره دبیرستان و با تشویق برادرش اسکات برای اجرای برنامه های کمدیو نمایش های طنز آمیز به کلوب کمدی « بوستون » رفت . به تدریج با تکیه بر قریحه طنز پردازانه و شوخ طبعی خاص خود ، متن نمایشنامه های کمدی را برای اجراء در مراکز مختلف و دانشکده ها می نوشت.
آدام سندلر در سال 1989 مدت کوتاهی با مدیر یکی از شرکتها ی تولیدی لوازم آرایشی با نام « مارگارت رودن» نامزد شد .
آدام در سال 1994 در فیلم « اشغالگران» بازی کرد . فیلم تصویری از تلاش یک گروه موسیقی سه نفره جاز را برای رسیدن به شهرت نشان می داد . یک سال بعد آدام با دریافت یک میلیون و 700 هزار دلار دستمزد در فیلم « بیلی مدیسون » بازی کرد .
آدام سندلر در سه فیلم « خواننده عروسی» « سقا» و « کلیک » با « فرانک کوراسی» بع عنوان کارگردان همکاری کرده است . آدام نوشتن فیلمنامه و تهیه کنندگی آثارش را خود برعهده دارد . او برای بسیاری از فیلم های خود آهنگ و ترانه هایی تصنیف کرده و در سالهای اخیر به دنبال تثبیت جایگاهش به عنوان سلطان کمدی است .
مدل موهای این بازیگر اغلب مورد تمسخر مجلات مد است . عده ای از منتقدین سینمایی نیز او را « دلقکی بی استعداد » می دانند . اما او تلاشی برای از بین بردن این تصویر ندارد و می گوید : « بعد از عمل جراحی لیزری بر روی چشم ، تازه فهمیده ام که چه اندازه زشت هستم . من فقط دلقک هستم ، به آینده نگاه می کنم و سیمای یک دلقک را می بینم . باور کنید همه آنچه را که می خواهم ببینم همین است »
 
زندگی هنری 
 
سندلر پس از حضور موفق در یک برنامه زنده تلوزیونی به نام saturday night live در چندین فیلم هالیوودی حضوری موفق داشت به طوری که مجموع این فیلمها فروشی در حدود ۱۰۰میلیون دلار آمریکا داشت.[۱]
 
برخی از آثار معروف سندلر عبارتند از آقای دیدز (۲۰۰۲)، پنجاه قرار اول (۲۰۰۴)، کلیک (۲۰۰۶) و تو سر به سر زوهان نمی‌ذاری (۲۰۰۸)وقصه‌های وقت خواب (۲۰۰۸).
 
جوایز آدام سندلر
 
نامزد جوایز :گلدن گلاب ( عشق مستی آور )
 
فیلم شناسی سندلر
 
کله مخروطی ها ( 1993)/اشغالگران ( 1994)/آجیل مخلوط ( 1994)/بیلی مدیسون( 1995)/گیامورشاد ( 1996) /ضد گلوله ( 1996)/خواننده عروسی ( 1998) /سقا ( 1998)/ بابای گنده 1999) /نیکی کوچولو( 2000)/آقای دیدز( 2000)/عشق مستی آور( 2002) /آدام سندلر و هشت شب مضحک( 2002 ، کارتونی ، فقط صدا )/مهار خشم ( 2003)/پنجاه قرار اول( 2004)/اسپانیایی انگلیسی( 2004)/بزرگترین محوطه – طولانی ترین مسافت( 2005)/کلیک( 2006)/بر من حکم بران( 2007)

 

آلبوم‌ها 
 
آلبوم فارسی عنوان سال انتشار
They're All Gonna Laugh at You ۱۹۹۳
What the Hell Happened to Me ۱۹۹۶
What's Your Name اسمت چیه ۱۹۹۷
Stan and Judy's Kid فرزند استن و جودی ۱۹۹۹
Shhh...Don't Tell هیس...نگو ۲۰۰۴
Click کليک ۱۳۸۵

 

 

 


اپرا گِیل وینفری

دو شنبه 17 مهر 1391
16:3
alihoveida
 
اپرا گِیل وینفری
نام : اپرا گیل وینفری
 
زادروز: ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ (۵۸ سال) ‎۹ بهمن ۱۳۳۲
 
محل تولد: میسیسیپی، ایالات متحده آمریکا
 
محل زندگی: شیکاگو، ایلینوی، ایالات متحده آمریکا
 
لقب: ملکهٔ میزگرد روزها
 
شریک زندگی: استدمن گراهام
 
وبگاه: www.oprah.com
 
اپرا گِیل وینفری (به انگلیسی: Orpah Gail Winfrey) (زادهٔ ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در می‌سی‌سی‌پی) تهیه کننده، بازیگر، مجری، خیرخواه و از مشهورترین و مطرح‌ترین مجریهای تلویزیونی آمریکا و جهان است.
 
اپرا وینفری به عنوان ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌تبار قرن بیستم رتبه بندی شده‌است. او فعالیت‌های زیادی در زمینه‌های مختلف انسان دوستانه انجام داده و بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ آمریکا به‌شمار می‌رود. او برای مدتی، تنها میلیاردر سیاهپوست جهان بوده‌است  و بر اساس برخی ارزیابی‌ها، با نفوذترین زن در جهان محسوب می‌شود. وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبه ۴۵ قرار دارد و از چنان نفوذ چند جانبه‌ای در میان افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رییس جمهور را در این کشور به موفقیت برساند.
 
او تا کنون در کارهای فراوانی فعالیت داشته‌است اما مهم‌ترین کار وی برنامهٔ تلویزیونی «اپرا» است. این برنامه بالاترین در نوع خود در تاریخ شناخته شده است که از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۱ پخش می‌شد.
 
محتویات 
۱ زندگی
۲ آغاز فعالیت
۳ برنامه تلویزیونی اپرا
۴ شبکه OWN
۵ فعالیت‌های نیکوکاری
۶ تاثیرات
۷ جستارهای وابسته
۸ پانویس
۹ منابع
 
زندگی
 
اپرا وینفری در ۲۹ ژانویه ۱۹۵۴ در می‌سی‌سی‌پی، از مادری نوجوان به دنیا آمد. مادرش ورنیتا لی ۱۸ ساله خدمتکار بود. پدرش ورنن وینفری ۲۰ ساله در ارتش خدمت می‌کرد. تا ۶ سالگی نزد مادربزرگش در روستایی در می‌سی‌سی‌پی زندگی کرد. با کمک مادربزرگ توانست در کودکی خواندن و نوشتن را بیاموزد او در ۳ سالگی انجیل و سرودهای مذهبی در کلیسا را از حفظ می‌خواند.
 
۶ تا ۱۲ سالگی را با مادرش در میلواکی گذراند. ۹ ساله بود که مردی از اقوام به او تجاوز کرد و مدتی بعد هم مورد آزار جنسی دوست مادر و اقوام دیگر قرار گرفت. هر چند از درون رنج می‌برد اما هرگر این مسائل را باکسی در میان نگذاشت. مادرش تصمیم داشت او را به کانون اصلاح و تربیت بفرستد، ولی شانس با اوپرا یار نبود و ظرفیت مدرسه تکمیل بود. دیگر راهی نبود جز اینکه با پدرش زندگی کند. به همین دلیل در سال ۱۹۷۱ نزد پدرش در نشویل رفت.
 
او در سال ۱۹۶۷ از خانه گریخت. در سال ۱۹۶۸ در پی آزارهای جنسی در ۱۴ سالگی باردار شد ولی بچه خود را از دست داد و پسری مرده به دنیا آورد. مرگ فرزند برای او ضربه سختی بود ولی با خود عهد کرد که زندگی‌اش را تغییر دهد. پدر هم تصمیم گرفت با انضباط و سخت گیری به او کمک کند تا بتواند زندگی‌اش را دگرگون کند. او تحصیلاتش را ادامه داد و پدرش او را تشویق می‌کرد که همیشه بهترین باشد. اوپرا مجبور بود هفته‌ای یک کتاب بخواند و مطلبی درباره آن بنویسد.
 
در ۱۷ سالگی گزارشگر رادیو نشویل شد. برای اینکه بتواند به کار در رادیو وتلوزیون ادامه دهد، برای تحصیل به دانشگاه تنسی رفت و در رشته هنرهای نمایشی و ارتباط کلامی مشغول به تحصیل شد و همزمان، به طور نیمه وقت در رادیو محلی مشغول به کار شد.
 
آغاز فعالیت 
 
در همان نخستین سال تحصیل در دانشگاه دو جایزه برای دو نمایش به او تعلق گرفت. در ۱۹۷۶ مجری خبر تلویزیونی در بالتیمور شد. در ۱۹۷۸ علاوه بر گزارشگری و گویندگی به اجرای یک برنامه تلویزیونی هم پرداخت که بسیار موفقیت‌آمیز بود. سپس در ۱۹۸۳ به اجرای برنامه صبحگاهی ای ام شیکاگو پرداخت. این برنامه با برنامه پرطرفدار دانا هیو رقابت می‌کرد و در ظرف کمتر از یک سال به یکی از پرطرفدارترین برنامه‌ها تبدیل شد. این برنامه پس از گسترش در سپتامبر ۱۹۸۵ به «شوی اپرا وینفری» تغییر نام داد.
 
او در همان سال ۱۹۸۵ در فیلم رنگ ارغوان که بر اساس رمان الیس واکر به کارگردانی استیون اسپیلبرگ ساخته می‌شد بازی کرد و برای بازی در نقش مکمل فیلم، نامزد جایزه اسکار شد و همچنین از او برای بازی در فیلم پسر بومی قدردانی شد.
 
در سال ۱۹۸۶ نخستین برنامه اپرا به صورت سراسری در آمریکا پخش شد.
 
برنامه تلویزیونی اپرا 
نوشتار اصلی: اپرا (شو)
شوی تلویزیونی اپرا از سال ۱۹۸۶ تا ۲۰۱۱ به مدت ۲۵ سال پخش شد و در سال‌های آخر در ۱۴۵ کشور جهان پخش می‌شد. این برنامه تغییرات بنیادینی در ژانر گفت‌وگوهای تلویزیونی ایجاد کرد و سبب شد که وینفری یکی از اثرگذارترین زنان در آمریکا و نیز ثروتمندترین زن سیاهپوست در جهان شود.
 
به گفتهٔ خود اپرا، وقتی اولین برنامه‌اش را اجرا می‌کرد، فقط خوشحال بود که در تلویزیون برنامه دارد. در سال ۱۹۸۶ پس از کمتر از یک سال نخستین برنامه «اپرا» به صورت سراسری در آمریکا پخش شد و به زودی برنامهٔ اپرا به موفق‌ترین برنامهٔ میزگرد تلویزیونی تبدیل شد.
 
اپرا می‌گوید:
 
در ابتدا هدفم از اجرای این برنامه این بود که به وسیله رسانه تلویزیون بتوانم مردم را تشویق کنم به آنها روحیه داده و سطح آگاهی آنها را بالا ببرم اما اکنون ماموریتم این است که زندگی دیگران را دگرگون کنم و به آنها کمک کنم تا خودشان را جور دیگر ببینند و برای آنها شادی و رضایت خاطر به ارمغان آورم.
شوی اپرا وینفری در کمتر از یک سال به یک برنامه سراسری، زنده و درجه یک تبدیل شد. در ژانویه ۱۹۸۷ سه جایزه امی به او تعلق گرفت. جایزه بهترین اجرا، کارگردانی و برنامه گفتگو. سال بعد دوباره این موفقیت تکرار و جایزه گوینده سال به اپرا اهدا شد. او در میان تمام زنانی که تا آن تاریخ آن جایزه را دریافت کرده بودند از همه جوان‌تر بود. تاکنون ۳۴ جایزه امی به اپرا اهدا شده علاقه او به بازیگری او را تشویق کرد که در سال ۱۹۸۶ موسسه فرهنگی هنری هارپو را تاسیس کند. هارپو یکی از بزرگترین تولید کنندگان برنامه‌های تلویزیونی است. در سال ۱۹۸۸ جایزه موفقیت در زندگی به او اهدا گردید.
 
وینفری که در کودکی و نوجوانی زندگی تلخ و سختی را پشت سر گذاشته است و از پیشکسوت‌های برنامه‌های اعترافی به‌شمار می‌آید. برنامه‌هایی که در آن مصاحبه شوندگان با صداقت تمام از تجربیات زندگی خود حرف می‌زنند. او از کسانی بود که مسائل تلخ اجتماعی همچون افسردگی و سوءاستفاده از کودکان را در برنامه‌اش مطرح کرد. علاوه بر این «برنامه اپرا وینفری» محل حضور افراد مشهور و سیاستمداران صاحب‌نام بود، حتی گاهی در این برنامه‌ها٬ ستاره‌ها و سیاستمداران از اشتباهاتی که مرتکب شده بودند از بینندگان عذرخواهی کردند.
 
 
 
اپرا وینفری در کنار باراک و میشل اوباما در دسامبر ۲۰۰۷. او در انتخابات سال ۲۰۰۸ ریاست جمهوری آمریکا از باراک اوباما حمایت کرد و این در موفقیت او بی‌تاثیر نبود.
او با نام ملکه میزگرد روزها مشهور شد. و با اجرای برنامه‌های رده بالا از جمله تهیهٔ فیلم موزیکال رنگ بنفش و برنامهٔ دکتر فیل و ریچل ری بیش از ۲۶۰ میلیون دلار درامد کسب کرد.
 
در یکی از برنامه‌های سال ۲۰۰۴، وینفری به تمام ۲۷۶ مخاطب حاضر در سالن یک اتوموبیل هدیه کرد. همچنین در بیست و پنجمین و آخرین سری برنامهٔ خود، روی صحنه با جان تراولتا رقصید و تمام حاضران در آن برنامه را به سفر به استرالیا مهمان کرد. از دیگر لحظه‌های به یاد ماندنی در این سری برنامه‌ها، گفت‌وگوی او با باراک و میشل اوباما، جورج بوش، رییس جمهور سابق آمریکا و خانواده مایکل جکسون بود.
 
آخرین برنامه اپرا وینفری، پس از ۲۵ سال کار مداوم، روز چهارشنبه ۲۵ مه ۲۰۱۱ پخش شد. در آخرین برنامه که در مقابل چشم ۱۳۰۰ نفر برگزار شد، بخش‌هایی از سخنان تام کروز، آرتا فرانکلین، تام هنکس و استیوی واندر درباره اپرا وینفری پخش شد.
 
او در آخرین برنامه شوی خود در اواخر برنامه یک ساعته‌ای که اجرا کرد به ریشه خودش و زندگی در می‌سی‌سی‌پی اشاره کرد و گفت:
 
اتفاقی نیست که دختر تنهای کوچکی که محبتی ندید، حتی بااینکه والدین و پدربزرگ و مادربزرگش تمام تلاش خود را کردند...اتفاقی نیست که من وقتی بزرگ شدم مورد محبت، مهربانی، اعتماد و تائید میلیون‌ها نفر از سراسر جهان قرار بگیرم.
 
شبکه OWN 
 
اپرا وینفری در نوامبر سال ۲۰۰۹ اعلام کرد برنامه‌اش پس از ۲۵ سال پایان می‌یابد. او چند سال بر روی برپایی شبکه خودش متمرکز بود، این شبکه در ماه ژانویه ۲۰۱۱ راه‌اندازی شد. این شبکه بیست و چهارساعته به پخش برنامه‌هایی در حوزه سبک زندگی می‌پردازد.
 
این شبکه که OWN، یا شبکه اپرا وینفری نام دارد، حاصل سرمایه‌گذاری مشترک با شبکه دیسکاوری است.
 
فعالیت‌های نیکوکاری
 
خاطرات آزارهای جنسی دوران کودکی اپرا را برانگیخت که از ۱۹۹۱ قبل از اینکه کمیسیون قضایی سنای امریکا قانون حمایت کودکان را تصویب کند برای ایجاد پایگاه اطلاعاتی از محکومان آزارهای جنسی کودکان شروع به فعالیت کند.
 
او همچنین با پخش برنامه زنده‌ای به نام «باشگاه کتابخوانان» یا «باشگاه کتاب اپرا» به صنعت چاپ و نشر هم خدمت کرده است. معرفی هر کتاب در این برنامه با تضمین فروش بالا روبه‌رو بوده‌است. این باشگاه تقریبا دو میلیون نفر عضو دارد. در سال ۱۹۹۹ بنیاد ملی کتاب برای قدردانی از او مدال طلا به او اهدا کرد اما او تصمیم گرفت که باشگاه را تعطیل کند با این فرض که یافتن کتاب جذاب کار مشکلی است. چند سال بعد از تعطیلی باشگاه بیش از ۱۰۰ نویسنده از جمله جومپا لاهیری و جین اسمایلی در نامه‌ای سر گشاده از او خواستند تا بار دیگر کتاب‌های معاصر را در برنامه تلویزیونی خود معرفی کند تا از افت فروش کتاب‌ها جلوگیری شود. اپرا در مصاحبه‌ای اعلام کرد که تصمیم گرفته در دوره جدید برنامه به معرفی کتاب‌های غیر داستانی بپردازد و در نهایت با معرفی رمان کلاسیک آناکارنینا اثر تولستوی در برنامه‌اش به عنوان بهترین عاشقانه‌های تاریخ این رمان را به صدر پرفروشترین رمان سال رساند.
 
اپرا همچنین در شبکه‌ای مختص زنان (oxygen media) فعالیت هنری دارد وی در سال ۲۰۰۰ در شبکه operaangel جایزه ۱۰۰ هزار دلاری برای افرادی که زندگی خود را صرف بهبود زندگی دیگران می‌کنند اختصاص داد. اپرا با اهدای ۱۰ میلیون دلار به ساخت مدرسه‌ای کمک کرد این مدرسه در مرتون انگلیس می‌باشد و مدرسه مختص به افرادی است که استطاعت مالی ندارند.
 
موسسه خیریه اپرا با هدف توانمندسازی آموزش و تامین سلامت و رفاه زنان و کودکان فقیر در سراسر دنیا تاسیس شده‌است. این موسسه خیریه به مواردی از این دست می‌پردازد:
 
۱. میلیون‌ها دلار صرف بهبود آموزش دانش‌آموزان
 
۲. اعطای بورس تحصیلی
 
۳. تلاش‌های بشر دوستانه
 
۴. اهدا و تامین غذا، لباس، کفش، لوازم‌التحریر، اسباب بازی و کتاب به بچه‌های آفریقایی او به این منظور در دسامبر ۲۰۰۲ به آفریقا رفت
 
۵. اهدای مدرسه نظامی برای دختران
 
۵. تاسیس مدرسه برای دختران در آفریقای جنوبی
 
تاثیرات 
 
خانهٔ عظیم اپرا وینفری در موناسیتای کالیفرنیا
اپرا وینفری به عنوان یکی از اثرگذارترین زنان جهان شناخته می‌شود و برخی ارزیابی‌ها او را با نفوذترین زن در جهان شمرده‌اند. مجله تایم اپرا وینفری را یکی از ۱۰۰ شخصیت بانفوذ قرن بیستم معرفی کرده است. وی در میان قدرتمندترین افراد جهان در رتبه ۴۵ قرار دارد و از چنان نفوذ چند جانبه‌ای در میان افکار عمومی آمریکا برخوردار است که با حمایت و جهت‌گیری خود می‌تواند یک کتاب یا رییس جمهور را در این کشور به موفقیت برساند. وی محبوب‌ترین شخصیت تلویزیونی آمریکا و یکی از ثروتمندترین تهیه کنندگان است.
 
اپرا درآمدی افسانه‌ای داشته و ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی‌تبار قرن بیستم است.او اولین بیلیونر سیاهپوست در جهان است. ثروت اپرا ۲/۴ میلیارد دلار است. درآمد او در سال ۲۰۱۰ میلادی ۳۱۵ میلیون دلار بوده‌است و این بیشترین درامد در بین برنامه‌های تلویزیونی امریکایی به نقل از مجلهٔ فوربس است.
 
به گفتهٔ مجلهٔ بیزنس ویک (Business Week) اپرا بزرگترین خیر و نیکوکار سیاه پوست در تاریخ کشور آمریکا است.او در فعالیت‌های بشر دوستانه متعدد و گسترده‌ای مشارکت دارد.

 


وین دیزل

دو شنبه 17 مهر 1391
15:32
alihoveida

 ون دیزل

Vin Diesel
 
نام اصلی: مارک سینکلر وینسنت
 
زمینه فعالیت: بازیگری, فیلمنامه نویسی و تهیه کنندگی
 
ملیت: آمریکایی
 
تولد: ۱۸ ژوئیهٔ ۱۹۶۷(۱۹۶۷-07-۱۸) ‏(۴۳ سال)
 
محل تولد :نیویورک سیتی، ایالت نیویورک
 
والدین: پالوما خیمنز
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۹۰ — کنون
 
ون دیزل (به انگلیسی: Vin Diesel) با نام اصلی Mark Sinclair Vincent (زاده ۱۸ ژوئیه ۱۹۶۷) بازیگر، نویسنده، کارگردان و تهیه‌کننده آمریکایی است .
 
معروف‌ترین فیلم‌های او سریع و خشمگین و سه ایکس است
 
او موسس کمپانی تولیدی One Race Films است[۱].
 
مادر او یک روانشناس و ستاره شناس ایتالییایی-یهودی و پدرخوانده اش در ساخت خانه‌های هنرمندان در روستای Greenwich نیویورک بود، او هرگز پدر زیست شناسش را نشناخت. دوره پیشرفت زندگی وین از زمان کار کردن با کمپانی New York repertory شروع شد. در 17 سالگی او به ورزش و بدنسازی پرداخت و پس برای اینکه درآمد بیشتری بدست بیاورد نگهبان کلوپ‌های معروف شهر شد، و در این زمان بود که او نام خود را به Vin Diesel (وین دیزل) تغییر داد. وی با فیلم سیاه مثل زغال در نقش یک قهرمان ترانس پا به عرصه ی سینما گذاشت.[۲].
 
اين قهرمان جديد اكشن سينما كه بسياري او را جانشين آرنولد شوارتزنگر مي*دانند، هجدهم ژولاي سال 1967 در شهر نيويورك به دنيا آمد. نام اصلي*اش مارك سينكلر وينسنت است و اين روزها با فيلم علمي تخيلي و ماجراجويانه «بابيلون آ.دي» دوباره مورد توجه دوستداران سينماي اكشن قرار گرفته است. ديزل كه سر تراشيده*اش وجه مشخصه سينمايي*اش است، علاقه به كار هنري را از پدرش آموخت كه در رشته تئاتر كار مي*كرد.
 
مادرش روان*شناس بود و دوست داشت فرزندش مهندس شود. كسي چيز زيادي از دوران كودكي، نوجواني و حتي جواني وين ديزل نمي*داند، زيرا وي در گفتگوهايش خيلي كم درباره اين دوران صحبت كرده است. بنا به دلايلي كه براي رسانه*هاي گروهي مشخص نيست، او ترجيح مي*دهد درباره گذشته غيرهنري*اش سكوت كند. با اين حال، همه مي*دانند كه وي سال 1994 از كالج اخراج شد، زيرا اصرار داشت كه فيلم «چند چهره*اي» را بسازد. اين فيلم يك كار كوتاه درباره بازيگر پرتلاشي بود كه مي*خواست موفقيت را تجربه كند. اين فيلم ساخته شد و سال 1995 در جشنواره بين*المللي فيلم كن به نمايش درآمد. استيون اسپيلبرگ كه آن سال مهمان كن بود، اين فيلم را ديد و پسنديد. توجه اين كارگردان سرشناس به فيلم ديزل باعث شد تا وي اين جوان پرانرژي را براي ايفاي يكي از نقش*هاي درام جنگي*اش «نجات سرباز رايان» (1998)* انتخاب كند. از همين جا فعاليت رسمي و حرفه*اي وين ديزل شروع شد. اين فيلم تعداد زيادي بازيگر جوان داشت و ديزل در آن نقش اول را نداشت. به اين ترتيب چهره او خيلي خوب در فيلم ديده نشد، ولي او توانست در كارهاي بعدي*اش موفقيت بيشتري را تجربه كند. با آن كه پدرش يك كمپاني كوچك تئاتري در برادوي داشت، ولي ديزل هيچ وقت با پدرش كارهاي تئاتري نكرد. از همان سن 17 سالگي بدن ورزيده*اي داشت و در كنار فوتبال، در رشته بدن*سازي هم فعال بود. نمي*خواست سربار خانواده باشد و همين باعث شد در همان دوران به دنبال كار بگردد و حرفه*هاي معمولي مختلفي را تجربه و كار كرد كه همه آنها براي كسب درآمد و گذران زندگي بود. در هاليوود به دنبال حرفه بازيگري رفت و در چند نمايش مستقل هم بازي كرد.
 
سال 1997 با سرمايه شخصي*اش اولين فيلم بلند حرفه*اي خود «استري*ها» را كارگرداني كرد. اين فيلم در جشنواره ساندنس پذيرفته شد و علي*رغم استقبال منتقدين، در نمايش عمومي (برخلاف تصور ديزل)* با موفقيت مالي روبرو نشد. اولين فيلم موفق ديزل در مقام بازيگر، اكشن «سه*ايكس» (2002)* است. پس از آن او در فيلم*هايي مثل «مرا مقصر پيدا كن»، «پاسي فير»، «جدا افتاده»،*«پيچ بلك» و «سريع و آتشي» ظاهر شده كه برخي از آنها كمدي و نوجوانانه بوده*اند. برادر دوقلويش پل ديزل تدوينگر سينماست. اين بازيگر عضلاني اكنون قسمت جديد فيلم* «سريع و آتشي» را آماده نمايش دارد. او در انيميشن جديد «راك فيش» هم به جاي يكي از كاراكترهاي اصلي صحبت مي*كند.
 
فیلم ها
 
سریع و خشمگین - (۲۰۰۱)
نجات سرباز رایان - (۱۹۹۸)
سریع و خشمگین۴ - (۲۰۰۹)
سریع ۵ - (۲۰۱۱)

کلینت ایستوود

دو شنبه 17 مهر 1391
15:24
alihoveida
   
 
بیوگرافی كلينت‌ ايستوود
 
کلینت ایستوود
   
 (كلينتون‌ ايستوود جي‌ آر) در 31 مي‌1930در بيمارستان‌ (سنت‌ ماري‌) سان‌ فرانسيسكو درايالت‌ (كاليفرنيا) چشم‌ به‌ جهان‌ گشود. پدرش‌(كلينتون‌ ايستوور) و مادرش‌ (مارگارت‌ روت‌رانر) از تولد فرزندشان‌ خوشحال‌ شدند و طبق‌رسوم‌ خانوادگي‌ نام‌ پدر خانواده‌ بر روي‌ فرزندتازه‌ بدنيا آمده‌ گذاشتند. كلينت‌ فرزند اول‌خانواده‌ بود و سه‌ سال‌ بد دختري‌ با موهاي‌ بور وچشماني‌ آبي‌ پا به‌ عرصه‌ خانواده‌ (ايستوود)گذاشت‌. به‌ اين‌ ترتيب‌ كلينت‌ صاحب‌ خواهري‌شد كه‌ نام‌ او را (جين‌ روت‌) نهادند.

گفتني‌ است‌ كه‌ در رگهاي‌ كلينت‌ خون‌اسكاتلندي‌ و هلندي‌ جريان‌ دارد. پدرش‌ هلندي‌تبار و مادرش‌ اسكاتلندي‌ بودند. كلينت‌ كه‌ عزيزدردانه‌ خانواده‌ بود به‌ بهترين‌ مدرسه‌سان‌فرانسيسكو فرستاده‌ شد. در مدرسه‌ واحدآموزش‌ بازيگري‌ داشت‌. (ديويدكهر) استاد وي‌شد و به‌ اين‌ ترتيب‌ كلينت‌ از همان‌ دوران‌ ابتدايي‌با بازيگري‌ آشنا شد. وي‌ علاقه‌ و استعدادي‌ كه‌داشت‌ در چند فيلم‌ وسريال‌ نقشي‌ كوچكي‌ ايفاكرد. او توانست‌ در فيلم‌ سواحل‌ سال‌فرانسيسكونقش‌ يك‌ بچه‌ كارگر را به‌ خوبي‌ اجرا كند. 
كلينت‌ نوجوان‌ هدف‌ بزرگي‌ را دنبال‌ مي‌كرد.او مي‌خواست‌ پا در عرصه‌ سينما بگذارد. لذاتصميم‌ گرفت‌ براي‌ تحصيل‌ در دبيرستان‌ راهي‌شهر هنر هفتم‌، لس‌ آنجلس‌ شود. پدرش‌ در يك‌آپارتمان‌ دانشجويي‌ براي‌ كلينت‌ اتاقي‌ اجاره‌كرد تا در لس‌آنجلس‌ به‌ راحتي‌ به‌ تحصيل‌ علم‌ وهنر بازيگري‌ بپردازد. 
كلينت‌ با ورود به‌ مدرسه‌ هنر پيشگي‌ درلس‌آنجلس‌ تازه‌ متوجه‌ شد از اين‌ هنر چيزي‌نمي‌داند، اما نااميد نشد و با بازي‌ در چند تئاترخياباني‌ به‌ تجربياتش‌ افزود و چند نقش‌ كوچك‌ وپيش‌ پا افتاده‌ در فيلمهايي‌ چون‌ چراغ‌ و شهرآشوبگران‌ داشت‌. 
(كلينت‌ ايستوود) كارگردان‌ 74 ساله‌ سينما،مسن‌ترين‌ فيلمسازي‌ است‌ كه‌ در تاريخ‌ اسكارجايزه‌ بهترين‌ فيلم‌ را از آن‌ خود كرده‌ است‌. اين‌هنرپيشه‌ و بازيگر مطرح‌ دنياي‌ هاليوود از دوران‌جواني‌ تا به‌ امروز كه‌ پا به‌ ميان‌سالي‌ گذاشته‌ است‌،چه‌ در فيلم‌هاي‌ وسترن‌ و چه‌ با كارگرداني‌هاي‌خود، فردي‌ برجسته‌ بوده‌ و توجه‌ همگان‌ را به‌خود جلب‌ كرده‌ است‌، جوانان‌ ديروز نيز او را درفيلم‌ (خوب‌ بد زشت‌) تحسين‌ مي‌كنند. 
او تاكنون‌ چندين‌ بار به‌ عنوان‌ بهترين‌ هنرپيشه‌مرد نقش‌ اصلي‌ و بهترين‌ هنرپيشه‌ مرد نقش‌ مكمل‌جوايز زيادي‌ را دريافت‌ كرده‌ است‌. كلينت‌ايستوور هميشه‌ نقش‌ محوري‌ را در فيلمها داشته‌است‌ اما اكنون‌ غبار سفيد پيري‌ بر روي‌ موهاي‌اين‌ هنرپيشه‌ جوانان‌ پسند نشسته‌ اما ذره‌اي‌ ازجذابيت‌ چهره‌اش‌ كم‌ نشده‌ است‌. 
 
پس‌ از دهه‌ طلايي‌ هاليوود، تااواسط دهه‌1950، ايستوود در فيلم‌ معروف‌ و قابل‌ توجهي‌بازي‌ نكرده‌ بود. اولين‌ فيلم‌ ايستوور با نام‌ (رطيل‌)در سال‌ 1955 ساخته‌ شد و نقش‌ بسيار كمرنگي‌ رابر عهده‌ داشت‌. البته‌ بازي‌ در اين‌ فيلم‌ پس‌ از به‌اتمام‌ رسيدن‌ دوران‌ سربازي‌اش‌ بود. 
و در سال‌ 1951 وارد ارتش‌ شد. در آن‌ رازمان‌ جنگ‌ شبه‌جزيزه‌ كره‌ در اوج‌ خود بود لذاكلينت‌ از سوي‌ ارتش‌ آمريكا به‌ سواحل‌ مونتري‌كاليفرنيا فرستاده‌ شد تا آموزش‌ نظامي‌ ببيند. 
سپس‌ به‌ كره‌ رفت‌ تا در جنگ‌ شركت‌ كند.محيط خشك‌ نظامي‌ با روحيه‌ لطيف‌ و هنري‌كلينت‌ مغايرت‌ داشت‌، از اين‌ رو او دچارافسردگي‌ و اضطراب‌ شده‌ بود و مي‌خواست‌ هرچه‌ زودتر به‌ خانه‌اش‌ بازگردد. شانس‌ با او يار بودو فرمانده‌ گروه‌ نظامي‌ با مرخصي‌ او موافقت‌ كردو كلينت‌ به‌ آمريكا بازگشت‌. در آن‌ زمان‌خانواده‌اش‌ در سياتل‌ ساكن‌ بودند. اما از يك‌مرخصي‌ كوتاه‌ دوباره‌ به‌ ارتش‌ بازگشت‌ و اين‌ باردر آشتبار نيروي‌ دريايي‌ آمريكا مشغول‌ به‌ خدمت‌شد .او در دوران‌ خدمت‌ سربازي‌اش‌ با چندهنرپيشه‌ مطرح‌ آن‌ روزگار همچون‌ مارتين‌ ميلنر،ديويدجانسن‌ و ريچاردلانگ‌ آشنا شد. همين‌دوستي‌ سبب‌ كسب‌ تجربه‌ بيشتر براي‌ كلينت‌ بود. 
با به‌ پايان‌ رسيدن‌ دوران‌ سربازي‌، كلينت‌ به‌لس‌آنجلس‌ بازگشت‌ و در دانشگاه‌(لس‌آنجلس‌سيتي‌) در رشته‌ بازيگري‌ وكارگرداني‌ به‌ تحصيل‌ پرداخت‌ و مدرك‌ خود را بانمرات‌ عالي‌ دريافت‌ كرد. 
او تا زماني‌ كه‌ در سريال‌ تلويزيوني‌ rawhide در سالهاي‌ 1959 تا 66 بازي‌ نكرده‌ بودهمچنان‌ در گمنامي‌ بسر مي‌برد. 
كلينت‌ ايستوود شهرت‌ واقعي‌ خود را با بازي‌(فيلم‌ دروسترن‌هاي‌ اسپاگتي‌) بدست‌ آورد. 
(يك‌ مشت‌ دلار) در سال‌ 1964 و بخاطر(چند دلار بيشتر) در سال‌ 1965 و (خوب‌ بدزشت‌) به‌ سال‌ 1966 به‌ او شهرت‌ جهاني‌ بخشيداو در اين‌ فيلم‌ زياد حرف‌ نمي‌زد و چون‌ اسم‌خاصي‌ هم‌ نداشت‌ به‌ مردي‌ بدون‌ نام‌ يا
man with no name شهرت‌ پيدا كرد. 
او براي‌ شروع‌ كار با (پونيورسال‌ پيكچرز) قرارداد بست‌. 
(ايستوود) شخصيت‌ خود را در هاليوود فقطبه‌ عنوان‌ يك‌ كابوي‌ نگه‌ نداشت‌ او در سال‌1971 با بازي‌ در نقش‌ (هري‌ كثيف‌) ژانرجديدي‌ در فيلمهاي‌ پليسي‌ بنانهاد. شخصيت‌(هري‌ كثيف‌) پليسي‌ بود كه‌ براي‌ اجراي‌ قانون‌ ازكارهاي‌ غير قانوني‌ استفاده‌ كرد. 
    
    
ازدواج‌ ايستوود
    
او در آن‌ زمان‌ با (ركساناتويس‌) هنرپيشه‌زيبايي‌ هاليوود ازدواج‌ كرد و صاحب‌ فرزندي‌ به‌نام‌ (كيمبر) شد. اما اين‌ ازدواج‌ دوام‌ نيافت‌ و پس‌از جدايي‌، با (مگي‌ جانسون‌) آشنا شد و پيمان‌زندگي‌ مشترك‌ بست‌. دو فرزند به‌ نام‌هاي‌ (تايلي‌)و (آليسون‌) ثمره‌ اين‌ ازدواج‌ مي‌باشد. اما اين‌ازدواج‌ هم‌ مانند ديگر ازدواج‌هاي‌ هاليوودي‌دوام‌ نداشت‌ وي‌ پس‌ از جدايي‌ از (مگي‌جانسون‌)، دلباخته‌ (ديناريوز) شد و با وي‌ازدواج‌ كرد. كاترين‌ و اسكات‌ نيز ثمره‌ ازدواج‌ اوبا دينا مي‌باشد. در مورد وي‌ مي‌گويند: او تاكنون‌5 بار ازدواج‌ كرده‌ و از اين‌ ازدواجها 9 فرزنددارد. وي‌ در حال‌ حاضر با (ديناريور) زندگي‌مي‌كند و از داشتن‌ فرزندان‌ متعدد احساس‌رضايت‌ دارد. در ضمن‌ دو فرزند خوانده‌ به‌نامهاي‌ (فرانچسكا) و (مورگان‌) نيز دارد. وي‌چندي‌ پيش‌ براي‌ يافتن‌ يك‌ زندگي‌ آرام‌ و بدون‌هياهو مدتي‌ را به‌ دهكده‌ كوچكي‌ در اسكاتلندپناه‌ برد تا در آنجا بدور از زندگي‌ ماشيني‌ وفرزندان‌ متعددش‌ در آرامش‌ بسر برد.گرچه‌ بايدگفت‌: كلينت‌ از لحاظ مالي‌ همه‌ فرزندانش‌ راتامين‌ كرده‌ است‌ و براي‌ هر كدام‌ در بهترين‌منطقه‌ بورلي‌ هيلز و سانفرانسيسكو خانه‌اي‌ ويلايي‌خريداري‌ كرده‌ است‌. 
    
    
بزرگترين‌ موفقيت‌ ايستوور
    
بزرگترين‌ موفقيت‌ (كلينت‌ ايستوود) در جايگاه‌كارگرداني‌ رقم‌ خورد. وي‌ در سال‌ 1992 باساختن‌ فيلم‌ (نابخشوده‌) و در سال‌ 2004 با(عزيز ميليون‌ دلاري‌) هر بار موفق‌ شد جايزه‌اسكار بهترين‌ كارگردان‌ و بهترين‌ تهيه‌ كنندگي‌ رااز آن‌ خود كند. آكادمي‌ اسكار در سال‌ 1995 بادادن‌ اسكاري‌ ديگر به‌ او براي‌ كار تهيه‌ كنندگي‌ ازاو تشكر كرد.

حضور (ايستوود) در فيلمها به‌ 5 دهه‌ مي‌رسد.او در اين‌ مدت‌ يكي‌ از پركارترين‌ها بوده‌ است‌. 
گفتني‌ است‌ وي‌ 14 بار مسئوليت‌ كارگرداني‌،تهيه‌ كنندگي‌ و بازيگري‌ را در يك‌ فيلم‌ بطورهمزمان‌ انجام‌ داده‌ است‌. همچنين‌ يكي‌ ازموفقيتهاي‌ او هدايت‌ قطعه‌ موسيقي‌ Kellys hero بود. او حتي‌ مدتي‌ را به‌ خوانندگي‌پرداخت‌ و سپس‌ از سوي‌ مردم‌، شهردار (كارمل‌)در كاليفرنيا شد. او در يك‌ راي‌گيري‌ 72 درصدآراء را آورد و به‌ مدت‌ 2 سال‌ در مقام‌ شهردار به‌فعاليت‌ پرداخت‌. اما به‌ عقيده‌ خودش‌ دنياي‌سينما و هنر بازيگري‌ دلچسب‌تر از سياست‌مي‌باشد. از اين‌ رو خود را از سياست‌ دور كرد ودوباره‌ جذب‌ سينما شد. 
    
    
نكاتي‌ از زندگي‌ او 
    
كلينت‌ ايستوود با 5 بار انتخاب‌ شدن‌ به‌ عنوان‌محبوب‌ترين‌ بازيگربه‌ همراه‌ (برت‌ رينولدز)محبوب‌ترين‌ هنرپيشه‌ طول‌ تاريخ‌ است‌. 
- داشتن‌ جايگاه‌ دوم‌ در مجله‌ (امپايرانگليس‌) در بين‌ 100 ستاره‌ هاليوود. 
    در طول‌ بازي‌ در فيلمهاي‌ (خوب‌، بد، زشت‌،)و (سه‌ گانه‌ مردي‌ بدون‌ نام‌) كه‌ فيلمبرداي‌اش‌ 3سال‌ به‌ طول‌ انجاميد، حتي‌ يكبار هم‌ پالتوي‌ خودرا نشت‌. برگزيده‌ شدن‌ نشست‌. 
- از نام‌ او در ترانه‌ها و شوهاي‌ مختلف‌استفاده‌ شده‌ است‌. 
- وي‌ در سال‌ 2000 از سوي‌ انجمن‌ جان‌اف‌ كندي‌ مدال‌ افتخار دريافت‌ كرد. 
- برداشتهايش‌ به‌ ندرت‌ به‌ پيش‌ از سه‌برداشت‌ مي‌رسد 
- بزرگترين‌ درخت‌ (اكاليپتوس‌) قاره‌ آمريكادر زمين‌ محل‌ زندگي‌ او است‌. 
- مسن‌ترين‌ كارگرداني‌ است‌ كه‌ دو بار اسكارگرفته‌ است‌ اما براي‌ بازي‌ در حسرت‌ اسكار است‌.
- از فيلم‌هاي‌ معروف‌ وي‌ مي‌توان‌ به‌:فيلمهاي‌ هنگ‌ جانبازان‌، هيچ‌ وقت‌ خداحافظي‌نكن‌، فرار از آلكاتراز، جوكيد، كاديلاك‌ صورتي‌،نابخشوده‌، در خط آتش‌، جهان‌ كامل‌، قدرت‌مطلق‌، جنايت‌ واقعي‌، كابوهاي‌ فضايي‌، دخترميليون‌ دلاري‌ و....

لئوناردو دی کاپریو

دو شنبه 17 مهر 1391
14:51
alihoveida

 

 نام تولد:لئوناردو ويلهلم دي کاپريو

تاريخ تولد:۱۱ نوامبر1972
مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا
لئوناردو دی کاپریو ،پدیده چند سال اخیر هالیوود که به سرعت پله های شهرت و محبوبیت را راطی کرد ، در یازدهم نوامبر 1972 به دنیا آمد . او بازیگری را در سال 1991 و با حضور در فیلم در موجودات 3 شروع کرد و بعد از فیلم  پویزن آیوی در سال 1993 ادامه داد و بعد از این دو نقش کوتاه بود که بخت به او روی کرد و هنگامی که برای بازی فیلم زندگی این پسر تست داد و توجه رابرت دنیرو جلب کرد و برای بازی در این فیلم انتخاب شد . به این ترتیب لئوناردو نه تنها نخستین نقش قابل توجهش را در فیلم مطرح بدست آورد بلکه این فرصت را هم پیدا کرد تا در برابر بازیگر محبوبش ، رابرت دنیرو قرارگرفته و از او بسیار بیاموزد . او بلافاصله بعد از این فیلم برای ایفای نقش برادر عقب افتاده جانی دپ در فیلم چه چیز گیلبرت را می خورد ؟  انتخاب شد لئو برای ایفای این نقش چهار روز خودش را دریک بیمارستان روانی زندانی کرد و تلاش زیادی برای اجرای بهتر آن انجام داد که حاصل بازی درخشانش نامزدی جایزه اسکار و گلدن کلاب بهتربن بازیگر نقش مکمل بود. بسیاری این فیل را درخشانترین کار او در بین 13فیلمی که تا به حال بازی کرده می دانند .او پس این علیرغم اعتباری که نامزدی جایزه اسکار برایش به ارمغان آورده بود چند سالی در دوران افول را می گذراند و درچند فیلم بی ارزش و کم فروش ظاهر شد که در این تنها استثنا فیلم چابک دست مرده ساخته سم ریمی (1996) است . او در این فیلم نقش هفت تیر کش جوانی را در برابر شارون استون بازی می کند و در اواخر فیلم توسط پدرش که کلانتر است (جین هکمن) کشته می شود . شارون استون او را برای بازی در این فیلم پیشنهاد کرد و اولین رویکرد او به سینمای تجاری هالیوود است که به فروشش هم کمتر از حد انتظار بود. در سال 1996 بار دیگر رابرت دنیرو به سراغ دیکاپریو می آید . اوکه تنها تهیه کننده فیلم اتاق ماروین است در آن بازی هم  می کند ، نقش یک جوان شرور و غیر قابل کنترل را به او پیشنهاد می کند این فیلم یکی ار کارهای قابل توجه لئو است که در برابر بزرگانی چون مریل استری ،دایان کیتون و دنیرو بازی درخشانی ارائه داد.
 
 
 
سرانجام در سال 1997 لئو دو بازی در دو فیلم رومئو و ژولیت شکسپیر و تایتانیک تبدیل به محبوبترین و گرانترین بازیگر جهان  می شود . رومئو و ژولیت اثر غیر متعارف و برداشتی پست مدرنیستی ازداستان معروف شکسپیر است که در یمن کارگردانی خوب، ساختار کلپ وار و مدرن و بازی خوب لئوو کلر دنیز به موفقیت زیادی رسید. هنوز موج موفقیت این فیلم فروش نکرده بود که تایتانیک جیمز کامرون عالم سینما را زیر و رو کرد. لئو در کنار کیت وینسلت تصویر حماسه عظیم کامرون شد تا با استفاده از موفقیت فراوان هنری و تجاری فیلم به اوج برسد . دیگر تمام جهان لئو را می شناختند و تنها نام او کافی بود که میلیونها نفر را به سالن های سینما بکشد . پس از تایتانیک لئو کم کار شد و اواخر سال 1997 فیلم مردی با نقاب آهنین اکران شد که فیلمی متوسط بود . دیکاپریو هم علی رغم بازی در دو نقش تقربیبا متضاد بازی متوسط داشت.
یکی از آخرین فیلم های دیکاپریو شهرت ساخته وودی آلن است. او در این فیلم نقش کوتاه یک بازیگر جوان و محبوب هالیوودی را دارد که به نوعی هجو خود اوست . به هر حال حتی با وجود شکست نسبی دو فیلم آخرش او هنوز در اوج است و تبدیل به اولین بازیگری شده است که دستمزدی بالای 20 میلیون دلار به او پیشنهاد شده است، آن هم با این سن و سال کم
 

لئوناردو ديکاپريو(جک) 

نام تولد:لئوناردو ويلهلم دي کاپريو 

قد: ۱۸۵ 

مليت:امريکايي 

تاريخ تولد:۱۱ نوامبر1972 

مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا 

نامزديهاي نافرجام:گيسله بانداچن(مدل برزيلي) 

کريستين زانگ(مدل بين سالهاي ۹۶ تا ۹۷) 

ونسا هايدن(مدل) 

پدر: جورج دي کاپريو(فروشنده کميک استريپ) 

مادر:ايرملين دي کاپريو(منشي دادگاه) 

خواهر: ادام(سابقا هنرپيشه بوده) 

نام مستعار: لئو 

شروع شهرتش: نقش توبي در زندگي اين پسر (سال ۱۹۹۳) 

در بين ساخت فيلم ساحل (۲۰۰۰) در سواحل تايلند لئوناردو و سايرين به همراه عوامل فيلمبرداري در کشتي در کشتي مشغول ساخت فيلم بودند که دچار موج سهمگيني شده و واژگون مي شوند مي شوند اين حادثه که در ??اپريل سال ???? هيچ يک از عوامل فيلم را دچار سانحه نکرد 

اولين نقطه شروع کار اجتماعي او واولين بازي که توسط اجتماع ديده شد براي يگهي شير بود 

مقام ۷۵را در لست صد ستاره هميشه سينما در تاريخ اکتبر ۹۷ از سوي مجله امپاير (چاپ انگلستان) به دست اورد. 

توسط مجله پيپل در سال ۹۷ به عنوان يکي از ۵۰ چهره زيباي جهان انتخاب شد. 

در مارچ ۱۹۹۸ به علت چاپ تصاوير نامناسب از او توسط خانمي مدل پايش به دادگاه کشيده شد 

نقش روبين در فيلم افسانه تخيلي بتمن و رابين به او پيشنهاد شده بود که انرا رد کرد 

پدرش فروشنده کتابهاي کميک بود. 

س از دعوايي که بين دي کاريو و نويسنده فيلم نامه اي به نام روجر ويلسون در گرفت. دادگاه دي کاپريو را به پرداخت به پرداخت ۴۵ ميليون دلار محکوم کرد 

قرار بود در فيلم دانشجوي هاروارد بازي کند اما اين فيلم کم بودجه از دادن دستمزد بسيار زياد او ناتوان بود بنابراين شخصي به نام ادريان گريند جايگزين وي شد. 

در ژانويه ۱۹۹۹ اجازه اين مطلب را گرفت تا استفاده از اسم او داراي حق کپي رايت شود. 

وقتي لئو در رحم مادرش بود مادر وي در مقابل يک تابلوي نقاشي از لئوناردو داوينچي بود که اين بچه شروع به لگد زدن مي کند اين نشانه اي شد تا مادرش نام لئوناردو را برايش انتخاب کند. 

پدرش يک ايتاليايي امريکايي بود مادرش الماني امريکايي است 

در دوران کودکي دوست و همبازي توبي مگواير(مردانکبوتي) و کريستو زپتي بود که پتي چندي پيش در گذشت. 

کودکي را در محله پست و ناجور گزراند. 

پدرش اندکي بعد از تولد او و مادرش را تنها گذاشت. 

دستمزد 

خاطرات بسکتبال سال ۹۵ مبلغ ۱ ميليون دلار 

تايتانيک سال ۹۷ مبلغ ۵/۲ ميليون دلار 

ساحل سال ۲۰۰۰ مبلغ ۲۰ ميليون دلار 

دارودسته هاي نيويورک سال ۲۰۰۲ مبلغ ۱۰ ميليون دلار به اضافه درصدي از فروش 

اگه مي توني منو بگير ۲۰۰۲ مبلغ ۲۰ ميليون دلار 

کيت وينسلت او گفته: دي کاپريو عين بچه هاست ولي تا با او صحبت نکنيد حس نمي کنيد بزرگ شده 

جمله معروف: مردم مي خواهند تو را ديوانه ببينند? انها نمي خواهند قهرمان مشاهده کنند? انچه انها مي خواهند سقوط توست. 

اولين فيلم: نقش جاش در کريترز۳ سال ۱۹۹۱ 

اخرين فيلم:پروژه هنوز نامگذاري نشده اسکندر(۲۰۰۵) 

از فيلم ها:گيلبريت گريپ چه خورد ؟ چابک دست مرده٬ مردي با نقاب اهنين٬ شهرت٬ رمئو ژوليت 

به ياد ماندنيترين نقش: نقش جک در تايتانيک مقابل کيت ينسلت (۱۹۹۷)

جان تراولتا

دو شنبه 17 مهر 1391
14:43
alihoveida

 


نام: جان جوسف تراولتا

تاریخ تولد: 18 فوریه سال 1954(1954-02-18) (57 ساله)
محل تولد: Englewood، نیوجرسی، ایالات متحده
حرفه: بازیگر، خواننده، رقاص، تهیه کننده، نویسنده
همسر: کلی پرستون (1991- تا کنون)
فرزندان: جت تراولتا (متولد 1992 ، در سال 2009 درگذشت) ، الا بلو تراولا (متولد 2000) ، بنجامین تراولتا (متولد 2010)

بیوگرافی مختصر

جان تراولتا- -John Travolta شهرتش را با شخصیتی متکبر در سریال تلویزیونی "Welcome Back, Kotter" در سال 1975 و در نقش Vinnie Barbarino کسب کرد. در سال 1977، وی شهرت کوچک خود را با کاری بسیار موثر به نام Saturday Night Fever -در سال 1977- گسترش داد. در دهه 80، وی درگير نمايش‌ها و فيلم‌های ناچيز تلويزيونی بود؛ ولی در سال 1989 با فیلم Look Who's Talking دوباره راه افتاد. بعدها او موقعیت شغلی خود را با Pulp Fiction -فیلمی که در آن به خاطر نقشش نامزد جایزه اسکار شده بود- در سال 1994 نجات داد.


زندگینامه

وی یکی از 6 فرزند "هلن تراولتا" و "سالواتور تراولتا" است. فرزندان دیگر خانواده، "سام تراولتا"، "جویی تراولتا"، "الن تراولتا"، "اَن تراولتا"، و "مارگارت تراولتا" هستند. جان تراولتا در "Englewood" –نیوجرسی- بزرگ شد. پدرش در آنجا صاحب یک آپاراتی بود. جان در یک کار محلی به نام "Who'll Save the Plowboy?" حضور یافت. مادرش او را در یک مدرسه درام در نیوجرسی ثبت نام کرد؛ که در آنجا خوانندگی، رقاصی و بازیگری خواند. وی تصمیم گرفت تا این سه توانایی را با هم درآمیزد و هنرپیشه کمدی موزیکال شود. در 16 سالگی بهترین کارش را در یک برنامه موزیکال تابستانی به نام "Bye Bye Birdie" انجام داد. در 16 سالگی ترک تحصیل کرد و به نیویورک رفت و در آنجا در برنامه‌های تابستانی و آگهی‌های تبلیغاتی مشغول به کار شد. وقتی که دیگر در نیویورک وضع کار کساد شد، وی به هالیوود رفت و در نقش‌های کوچکی در چند مجموعه بازی کرد. در دهه 1950، نقشی در فيلم موزيكال «گريس» او را به نيويورك بازگرداند. اكران فيلم در نيويورک اولين ايفای نقش او در تئاتر را در سن 18 سالگي به همراه داشت. بعد از "Grease" وی یکی از اعضای گروه تئاتر Over Here –اینجا-شد، که خواهران اندروز نیز در آن بازی میکردند. بعد از گذشت 10 ماه در "Over Here" او تصمیم گرفت تا یک بار دیگر بازی در هالیوود را امتحان کند. هنگامی که به هالیوود بازگشت، برای گرفتن نقش در کارهای تلویزیونی بزرگ و پرطرفدار دچار مشکلاتی شد. او در "The Rookies" (سال 1972)، و "Emergency!" (سال 1972) و "Medical Center" (سال 1969) بازی کرد و نیز یک فیلم به نام , "The Devil's Rain" در سال 1975 ساخت که در نیو‌مکزیکو فیلمبرداری شده بود. هنگامی که از نیو‌مکزیکو به هالیوود بازگشته بود، برای تست یک مجموعه کمدی به نام "Welcome Back, Kotter" (سال 1975) فراخوانده شد. در این مجموعه وی نقش "وینی باربارینو" را بر عهده گرفت. این مجموعه در فصل زمستان در سال 1975 پخش شد.
بعد از فیلم Urban Cowboy، تراولتا در یک سری فیلم دیگر بازی کرد که کار بازیگری وی را خدشه دار کردند. از آن‌جمله می‌توان به "Perfect"، به همراه "جیمی لی کورتیس" و "Two of a Kind" -یک کمدی رمانتیک- که در کنار "الیویا نیوتون جان" بازی کرد، اشاره داشت. در آن زمان، به او برای نقش‌های اول فیلم‌هایی که در باکس آفیس گل کردند تعدادی پیشنهاد شد، ولی آنها را رد کرد که در آن بین ""American Gigolo و "An Officer and a Gentleman" بودند که هردو نقش هم به "ریچارد جر" رسید.
در سال 1989، تراولتا در "Look Who's Talking" ظاهر شد که 297,000,000 دلار فروش کرد، و بعد از فیلم Grease"" بهترین و موفق‌ترین کار وی از آب درآمد. تراولتا در دو نسخه بعدی این فیلم با نام‌های "Look Who's Talking Too" و Look Who's Talking Now"" نیز بازی کرد. اما این‌ها قبل از آن زمان بودند که در نقش "وینسنت وگا"، در فیلمی ساخته دست "کونتین تارانتینو" به نام Pulp Fiction بازی کند. فیلمی که به خاطر آن نامزد جایزه جشنواره آکادمی شد. این فیلم، وی را دوباره به لیست نفرات برتر سینما کشاند و در پیشنهادات مختل و بسیار زیادی که داشت، غرق شد.
نقش‌های جالب توجهی که بعد از Pulp Fiction"" بازی کرد، شامل مامور اف بی آی در فیلم "Face/Off"، نقش یک وکیل بیچاره در "A Civil Action" و نقش یک افسر ارتشی در "The General's Daughter" بودند.
تراولتا در ""Battlefield Earth هم بازی کرد -کاری علمی تخیلی از ال. ران هابرد- که در آن رهبر گروهی بیگانه است و انسان‌ها را در سیاره زمین، که کاملا متروک شده، به بردگی میگیرند. این محصول نظرات منفی‌ای به خود کسب کرد و در باکس آفیس هم اصلا کاری از پیش نبرد. تراولتا، در نسخه بازسازی شده "Hairspray"، در نقش "خانوم ادنا توربلید" بازی کرد، که بعد از Grease، اولین کار موزیکال وی بود.

[Only admins are allowed to see this image][Only admins are allowed to see this link] border="0" alt="" />

سبک بازیگری

از‌ آنجا که تراولتا، سَری در تمام حرفه‌هایی که در سینما به درد بخور هستند دارد، می‌تواند از عهده هر نقشی برآید. اما بیشتر کارهایش در نقش‌های اکشن رقم میخورند. البته از کارهای درام نیز کم نگذاشته است.
اوایل، کار خود را با کارهای کمدی شروع کرد، اما کم کم به سمت هالیوود و سبک‌های اکشنش کشیده شد.


زندگی شخصی

تراولتا، در فیلمبرداری فیلم "The Boy in the Plastic Bubble"، یکی از بازیگران زن آن فیلم، به نام "دایانا هایلند"، را ملاقات کرد و با وی رابطه داشت. ولی متاسفانه در سال 1977، هایلند بر اثر سرطان سینه درگذشت.
در سال 1991 با یک هنرپیشه به نام "کلی پرستون" ازدواج کرد. آن دو صاحب پسری بودند به نام "جت" (که در سال 2009 فوت کرد)، دختری به نام "الا بلو" که در سال 2000 متولد شد و پسری دیگر به نام "بنجامین" که در سال 2010 متولد شد. 
تراولتا و همسرش مشاوره ازدواج هم می‌کنند.
تراولتا تصدیق خلبان خصوصی دارد و صاحب 5 هواپیما هم هست، که شامل یک بویینگ 707 است. وی بر روی این هواپیما به افتخار پسر از دست رفته اش نام، Jett Clipper Ella را نهاده است.
در طول اولین قسمت فصل پایانی "her talk show" در 13 سپتامبر 2010، "اُپرا وینفری" اعلام کرد که تمامی افرادی که در استودیو‌ اش حضور دارند را به یک مسافرت 8 روزه به استرالیا که مخارج آن نیز پرداخت شده، خواهد برد؛ که در این سفر تراولتا خلبان هواپیما است. تراولتا به "وینفری" در تدارکات سفر، که یک سال به طول انجامید، کمک کرد.
در 24 نوامبر سال 1992، هنگامی که تراولتا داشت با هواپیمای "Gulfstream N728T" خود پرواز میکرد، هواپیما دچار نقصی در سیستم الکتریکی شد، و During the emergency landing there was a near mid-air collision with USAir Boeing 727, due to a risky decision by an air traffic controller.
از سال 1975، که در "دورانگو" –مکزیک- فیلم ""The Devil's Rain را تصویر برداری می‌کردند، یک کتاب به نام Dianetics به وی داده شد، او تصمیم گرفت که در مذهب ساینتولوجیست (کسی که به مشهودات اعتقاد دارد) به کارورزی بپردازد.


مرگ پسرش

در دوم ژوئن سال ،2009 پسر تراولتا و پرستون –جت- در طول تعطیلاتی که در "باهاما" داشتند درگذشت. در گواهی فوتش، گزارش شده که وی بر اثر حمله یک بیماری فوت کرده. "جت" که سابقه این نوع حملات را داشته، هنگامی که یک کودک بوده به بیماری "کاواساکی" مبتلا بوده است.
در 24 نوامبر 2009، تراولتا و پرستون تایید کردند که پسرشان اوتیسم داشته. تراولتا با ایمان و تکیه به خانواده‌اش توانست از زیر بار غم مرگ پسرش رهایی یابد و در کارش نیز پیشرفت داشته باشد.

[Only admins are allowed to see this image][Only admins are allowed to see this link] border="0" alt="" />

فعالیت‌های اجتماعی

از فعالیت‌های اجتماعی و انسانی وی -همان‌گونه که تمام افراد مشهور نیز همین کار را چه با هدفی برای موقعیت خود و یا بدون این اهداف انجام دادند- کمک به مردم زلزله زده هایتی بود. بعد از زلزله‌ی سال 2010 در هایتی، وی به افراد مشهور دیگر پیوست تا به زلزله زدگان امداد رسانی کند. تراولتا، هواپیما‌ی‌ بویینگ 707 خود را پر از لوازم، تجهیزات، پزشک و کشیشان داوطلب کرد و به سمت منطقه زلزله زده حرکت کرد.


فیلم‌ها و کاراکترهای معروف

از فیلم‌ها و همچنین نقش‌های معروف تراولتا، می‌توان به ""Pulp Fiction و ""Grease اشاره کرد؛ و نقش‌هایی که در آن‌ها بازی کرد، به ترتیب "وینسنت وگا" و "دنیل زوکو" بودند. با توجه به زندگی‌نامه وی، فیلم پالپ فیکشن، آینده شغلی وی را حفظ کرد. چه بسا بدون آن فیلم، ما هرگز نام جان تراولتا را نمی‌شنیدیم. این فیلم، نقطه عطف بازیگری تراولتا به شمار می‌آید.
بازی وی در Face/Off نیز ستودنی است. بازی کردن دو نقش متضاد در مقابل یکدیگر، کار آسانی نیست و هرکسی نیز از پس آن بر نمی‌آید.


جوایز

برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره NBR برای "Saturday Night Fever" در سال 1977.
نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد، برای فیلم "Saturday Night Fever" در سال 1978. 
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای ""Saturday Night Fever در سال 1978. 
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره Golden Apple در سال 1978.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای Grease"" در سال 1979.
برنده جایزه مرد سال، از Hasty Pudding Theatricals در سال 1981.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای Staying Alive"" و ""Two of a Kind" در سال 1984.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای "Perfect" در سال 1986.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد دهه، از جشنواره Razzie برای ""The Experts ، "Perfect" ، "Staying Alive" و Two of a Kind"" در سال 1990.
نامزد جایزه بدترین بازیگر نقش مکمل مرد، از جشنواره Razzie برای ""Shout در سال 1992.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره فیلم استکهولم برای "Pulp Fiction" در سال 1994.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره LAFCA برای "Pulp Fiction" در سال 1994.
نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد، برای Pulp Fiction"" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره فیلم BAFTA برای Pulp Fiction"" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره CFCA برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد خارجی، از جشنواره David di Donatello برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره ALFS برای Pulp Fiction"" در سال 1995.
برنده جایزه بهترین رقص، از جشنواره فیلم MTV برای Pulp Fiction""، به همراه Uma Thurman، در سال .1995 
نامزد جایزه بهترین اجرای بازیگر مرد، از جشنواره فیلم MTV برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
نامزد جایزه بهترین اجرای بازیگر نقش اول مرد، از جشنواره Screen Actors Guild برای "Pulp Fiction" در سال 1995.
برنده جایزه بامزه ترین اجرای بازیگر نقش اول مرد، از جشنواره American Comedy برای ""Get Shorty در سال 1996. 
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره SEFCA برای ""Get Shorty در سال 1996.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره ShoWest در سال 1996.
نامزد جایزه بهترین مبارزه، از جشنواره فیلم MTV برای "Broken Arrow" در سال 1996.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای "Get Shorty" در سال 1996.
برنده جایزه محبوبترین بازیگر مرد فیلم‌های درام، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "Phenomenon" در سال 1997.
نامزد جایزه بهترین اجرای بازیگر مرد، از جشنواره فیلم MTV برای "Phenomenon" در سال 1997.
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره ساترن برای "Face/Off" در سال 1998.
نامزد جایزه محبوبترین بازیگر مرد فیلم‌های اکشن، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "Face/Off" در سال 1998.
برنده جایزه بهترین بازیگر مرد سال، از جشنواره Golden Apple در سال 1998. 
نامزد جایزه محبوبترین بازیگر مرد، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "A Civil Action" در سال 1999. 
نامزد جایزه بهترین بازیگر مرد، از جشنواره Golden Globe برای ""Primary Colors در سال 1999.
نامزد جایزه محبوب‌ترین بازیگر مرد، از جشنواره Blockbuster Entertainment برای "The General's Daughter" در سال 2000. 
برنده جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای ""Battlefield Earth: A Saga of the Year 3000 و Lucky Numbers"" در سال 2001.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای Domestic Disturbance" و "Swordfish در سال 2002.
نامزد جایزه فرد موثر در سینمای هفته، از جشنواره TV Land برای "The Boy in the Plastic Bubble" در سال 2006.
برنده جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، از جشنواره فیلم هالیوود در سال 2007.
برنده جایزه بهترین اجرای دسته جمعی سال، از جشنواره فیلم هالیوود برای "Hairspray" به همراه Nikki Blonsky، Michelle Pfeiffer، Queen Latifah، Christopher Walken، Amanda Bynes، James Marsden، Brittany Snow، Zac Efron، Elijah Kelley و Allison Janney، در سال 2007.
نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد، از جشنواره Golden Globe Hairspray در سال 2008.
نامزد جایزه بهترین ترانه، از جشنواره Critic's Choice برای ""Bolt (نام ترانه "I Thought I Lost You" )، به همراه Miley Cyrus و Jeffrey Steele، در سال 2009.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد، از جشنواره Razzie برای Old Dogs"" در سال 2010.
نامزد جایزه بدترین بازیگر مرد دهه، از جشنواره Razzie برای "Battlefield Earth: A Saga of the Year 3000"، Domestic Disturbance""، Lucky Numbers""، "Old Dogs" و Swordfish"" در سال 2010.

[Only admins are allowed to see this image][Only admins are allowed to see this link] border="0" alt="" />

فیلموگرافی

فیلمهای سینمایی
:

The Tenth Level (1975)
The Devil's Rain (1975)
The Boy in the Plastic Bubble (1976)
Carrie (1976)
Saturday Night Fever (1977)
Moment by Moment (1978)
Grease (1978)
Urban Cowboy (1980)
Blow Out (1981)
Staying Alive (1983)
Two of a Kind (1983)
Perfect (1985)
Basements (1987)
Look Who's Talking (1989)
The Experts (1989)
Look Who's Talking Too (1990)
Shout (1991)
Eyes Of An Angel (1991)
Chains of Gold (1991)
Boris and Natasha: The Movie (1992)
Look Who's Talking Now (1993)
Pulp Fiction (1994)
Get Shorty (1995)
White Man's Burden (1995)
Michael (1996)
Phenomenon (1996)
Orientation: A Scientology Information Film (1996)
Broken Arrow (1996)
Off the Menu: The Last Days of Chasen's (1997)
Mad City (1997)
Face/Off (1997)
She's So Lovely (1997)
A Civil Action (1998)
The Thin Red Line (1998)
Junket Whore (1998)
Primary Colors (1998)
The General's Daughter (1999)
Our Friend, Martin (1999)
Welcome to Hollywood (2000)
Lucky Numbers (2000)
Battlefield Earth (2000)
Domestic Disturbance (2001)
Swordfish (2001)
Austin Powers in Goldmember (2002)
Basic (2003)
Ladder 49 (2004)
A Love Song for Bobby Long (2004)
The Punisher (2004)
Magnificent Desolation: Walking on the Moon 3D (2005)
Be Cool (2005)
Lonely Hearts (2006)
Wild Hogs (2007)
Hairspray (2007)
Bolt (2008)
The Taking of Pelham 123 (2009)
Old Dogs (2009)
From Paris with Love (2010)
The Expendables 2 (2012)

کارهای تلویزیونی:

Emergency! (1972)
Owen Marshall: Counselor at Law (1972)
The Rookies (1973)
Medical Center (1974)
Welcome Back, Kotter (1975 – 1979)
 
آلبوم‌ها 
  • The Best of John Travolta (۱۹۹۶)
  • Grease (movie soundtrack) (۱۹۷۸)
  • Grease Lighting (۱۹۷۰)
  • John Travolta Sings (۱۹۹۶)

ژان رنو

دو شنبه 17 مهر 1391
14:30
alihoveida

 

ژان رنو

 
تاریخ تولد: 30 جولای 1948
 
محل تولد: کازابلانکا
 
● دور از وطن 
(ژان مورینو جیمننز رنو) در ۳۰ جولای ۱۹۴۸ در كازابلانكا از والدین اسپانیایی - فرانسوی به دنیا آمد.والدینش برای فرار از جنگ حكومت فاشیستی فرانسیسكو فرانكو به مراكش مهاجرت كردند. عده‌ای از اعضای خانواده آنان در جنگ كشته شدند، لذا آنان برای نجات از جنگ به مراكش رفتند. در آن هنگام مادر )ژان> باردار بود و ژان در مراكش به دنیا آمد. 
ژان زیرنظر مادرش زبان فرانسه و تحت تعلیمات پدرش زبان اسپانیایی را آموخت. علاوه بر این در مدرسه نیز به آموزش زبان انگلیسی پرداخت.)ژان> دوران دبستان را در مراكش به پایان رساند. او به توصیه مادرش به سوی فرانسه عزیمت كرد تا در آنجا بتواند پله‌های ترقی را یكی پس از دیگری طی كند. 
در ۱۲ سالگی به فرانسه مهاجرت كرد و برای دریافت تابعیت فرانسه به اجبار وارد ارتش شد. او در آنجا احساس كرد كه به بازیگری در تئاتر علاقمند است، لذا در بخش نمایشی ارتش مشغول به اجرای نمایش‌های متعدد شد و روز به روز علاقه‌اش به بازیگری فزونی پیدا كرد. او توانست تجربیات زیادی در زمینه نمایش در ارتش مارسی فرانسه كسب كند.
 
● ورود به سینما 
بعد از اتمام خدمت سربازی به پاریس رفت و در سال ۱۹۷۰ نقشهای كوچكی در تئاتر و تلویزیون در دست گرفت. چند كارگردان تلویزیونی به استعداد وی پی بردند و او را تشویق به تحصیل در زمینه بازیگری كردند. ژان روزها در استودیوی تلویزیون كار می‌كرد و عصرها به كلاس آموزش بازیگری می‌رفت، تا سرانجام در سال ۱۹۷۱ با ایفای نقش كوچكی در فیلمی كوتاه به دنیای سینما راه یافت. این نقش كوتاه و پیش پا افتاده سبب ایجاد اعتماد به نفس در وی شد. از سویی دیگر شانس به او روی آورد و )لوك بسون‌> یكی از كارگردانان و بازیگران معروف آن دوران با وی دوست شد و(ژان) را در فیلم‌هایش قرار داد. فیلم (گربه‌ها)، (زیرزمین) یا (مترو) را در سال ۱۹۸۵ با همكاری لوك‌بسون بازی كرد و ستایش فراوانی را برای خود به همراه داشت. در سال ۱۹۸۸ بار دیگر (بسون) در فیلم 
(آبی بزرگ) ژان رنو را به كار می‌گیرد. در واقع این اولین نقش بزرگ رنو محسوب می‌شد. 
رنو به شهرت رسید. بعد از بازی در (آبی بزرگ) دیگر كارگردانان گویی رنو را كشف كرده باشند به او چند پیشنهاد دادند. وی در سال ۱۹۹۰ فیلم (نیكیتا) را بازی كرد. به دنبال آن در فیلم (صدا) به سال ۱۹۹۲ و (پرواز از محكمه) هنر خود را نشان داد. 
● موفقیت بزرگ 
فیلم(لئون) در سال ۱۹۹۴ موفقیت بزرگی را به دنبال داشت. این فیلم یكی از موفق‌ترین و پرفروش‌ترین فیلمها در تاریخ سینمای فرانسه محسوب می‌شد. البته این فیلم طیف خشونت را به دنبال داشت و ۲۳ دقیقه از فیلم حذف شد تا خشونت آن كم شود. 
رنو در سال ۱۹۹۵ با بازی در فیلم (ماموریت غیرممكن) مورد نقد منتقدان زیادی قرار گرفت اما موفقیت فیلم در نظر مردم چشمگیر بود. 
● بسوی هالیوود 
رنو در سال ۱۹۹۷ به سوی هالیوود راه افتاد و سعی كرد تا تماشاگران آمریكایی را با ذوق و استعداد خود در زمینه‌های فیلمهای كمدی جلب كند. اما تماشاگران او را در نقش‌های اكشن می‌پذیرفتند. 
از این رو در سال ۱۹۹۸ با بازی در (گودزیلا) علاقه همگان را به خود جلب كرد، یكی از شانس‌هایی كه در هالیوود آورد همكاری با رابرت دنیرو در فیلم )رونین> بود. 
او دوباره به فرانسه بازگشت ولی هالیوود به دنبالش بود، بدین ترتیب در سال ۲۰۰۰ فیلم (رودخانه ارغوانی) را در هالیوود بازی كرد. 
رنو می‌خواست استعداد خود را در نقشهای كمدی بیازماید. او در سال ۲۰۰۲ در كنار (ژرار دیاردیو) اسطوره بازیگری در سینمای امروز فرانسه قرار گرفت و حاصل آن یكی از بهترین كمدی‌های فرانسوی به نام )روبی و كوئنتین> بود. این فیلم نه تنها در فرانسه، بلكه در آمریكا مانند بمب صدا كرد و جزو پرفروش‌ترین فیلمهای دنیا قرار گرفت. 
یكی از فیلمهای جدید (رنو) را می‌توان )پلنگ صورتی> نامید. همچنین او با بازی در فیلم (كد داوینچی) در نقش بازرس بزوفاچی براساس كتاب جنجال‌برانگیز(دن براون) امسال به نمایش در آمد، او در این فیلم همبازی (تام هنكس) خواهد بود.از فیلمهای اخیر )ژان رنو> كه به نمایش در آمد (امپراطوری گرگها) در سال گذشته بود، رنو برای بازی در آن یك و نیم میلیون یورو دستمزد گرفت.گفتنی است یكی از بهترین فیلم‌های رنو بازی در فیلم (ببر و برف) به كارگردانی (روبرتو بنینی) كه كمدین معروف ایتالیایی نیز در آن حضور داشته بود. همچنین وی اخیرا موافقتش را برای ایفای نقش در فیلم (پسران پرواز) اعلام كرده است. بودجه این فیلم ۱۰ میلیون دلار است و در زمان جنگ دوم جهانی اتفاق افتاده است. 
او چهار فرزند دارد. 
(ژان رنو) دو بار ازدواج كرد و ثمره هر ازدواج او دو فرزند است ... 
اولین ازدواجش در سال ۱۹۷۶ با (جنویو) بود كه در سال ۱۹۷۸ صاحب یك دختر به نام ساندرا و یك پسر به نام مایكل در سال ۱۹۸۰ شد.این ازدواج پایان خوشی به همراه نداشت. مسافرت‌های متعدد (ژان رنو) به ایتالیا و فرانسه شكایت همسرش را در پی داشت، لذا این ازدواج به جدایی ختم شد.ژان در سال ۱۹۹۴ با (ناتالی دیسكیویز) مدل ایتالیایی ازدواج كرد و در سال ۱۹۹۶ پسرش (تام) و دو سال بعد دخترش (سرنا) به دنیا آمد.ژان یك خانه مجلل و باشكوه در پاریس و یك خانه در بهترین نقطه لس‌آنجلس دارد. 
▪ گفتگو با لس‌آنجلس تایمز 
چندی پیش لس‌آنجلس تایمز گفتگویی با وی انجام داد كه در ذیل خواهید خواند. 
● نظر شما درباره نقشهای اكشن چیست؟ 
رنو: من شخصا انسانی رومانتیك هستم و روحیه‌ای طنزگونه دارم. حتی همیشه ترجیح می‌‌دهم در فیلمهای كمدی ایفای نقش كنم. به نظرم بازی در فیلمهای كمدی مشكل‌تر از بازی در فیلمهای اكشن است اما این روزها فیلمهای اكشن طرفدار بیشتری میان مردم دارد به ویژه آمریكایی‌ها، فیلمهای اكشن را بهتر می‌‌پسندند. من هم یك هنرپیشه هستم و باید طبق دیالوگها عمل كنم. 
حتی از دست زدن به اسلحه هم خوشم نمی‌آید. البته باید بگویم كه تیراندازی و هدف گرفتنم بسیار خوب است، زیرا در ارتش چندین دوره را گذرانده‌ام اما نه از اسلحه خوشم می‌آید و نه از شكار كردن. 
● آیا حقیقت دارد كه در فیلم ماتریكس نقش پیشنهادی را نپذیرفتید... 
رنو: بله، زیرا برای فیلمبرداری مجبور بودم، همراه چهار فرزندم به استرالیا بروم و مدتی را در آنجا زندگی كنم كه این برایم غیرممكن بود. لذا بازی در نقش مامور مخفی در فیلم ماتریكس را نپذیرفتم. 
● نظرتان درباره بازی با تام كروز و رابرت دنیرو چیست؟ 
رنو: من از رابرت دنیرو آموخته‌های زیادی یاد گرفتم و تجربیات زیادی كسب كردم. وقتی یك بازیگر ناشی با عده‌ای ماهر و حرفه‌ای بازی كند واقعا لذت می‌‌‌‌برد و كار به سرعت و با موفقیت به پایان می‌‌‌‌رسد. بازی در فیلم با عده‌ای هنرمند حرفه‌ای همچون بازی در میدان تنیس است. اگر بازیكن طرف مقابل خوب و حرفه‌ای باشد، آن بازی برای تماشاگران دلچسب خواهد شد. 
● نظرتان درباره مطالعه چیست؟ 
رنو: مطالعه كتب در زمینه‌های مختلف بستگی به ذائقه و معلومات فرد دارد، به نظر من مطالعه كتاب، انسان را به بالاترین مقام‌ها خواهد رساند. همین كه با علم روز آشنا شوی بهترین و والاترین ارزش را دارد.كتاب می‌تواند رسانه مكتوب خوبی باشد و سینما و تئاتر نیز می‌تواند یك رسانه تصویری مفید، به شرطی كه مفهوم و متن كتاب و یا فیلمنامه غیراخلاقی نباشد. 
● قدم بعدی در زندگی شما چیست؟ 
رنو: می‌‌‌خواهم از بازیگری كنار بكشم چون به اندازه كافی پول دارم. می‌‌‌خواهم بقیه عمر خود را در كنار خانواده‌ام باشم. امروزه سیل پیشنهادها به سوی من سرازیر است از هالیوود، فرانسه و ایتالیاا اما خسته شده‌ام می‌‌خواهم به استراحت بپردازم. شاید مدتی بعد از استراحت و فارغ بودن از كار بار دیگر خواهان فعالیت در عرصه سینما شوم اما اكنون نیاز به استراحت دارم. 
 
● فیلم‌شناسی ژان رنو 
 
از فیلم‌های مشهوری که وی در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته‌است می‌توان به :
مارگارت، ببر و برف،كدداوینچی،هتل رواندا، ماموریت غیرممكن،رودخانه كریسمون، پرواز از محكمه، صدا، آبی بزرگ، زیرزمین یا مترو و گربه‌ها. نیکیتا، لئون، رونین، گودزیلا، راز داوینچی، پسران پرواز، پلنگ صورتی و بوسه فرانسوی و امپراتوری گرگها اشاره کرد.
همچنین ژان رنو در ساخت، تهیه و صداگذاری فیلمهای (پلی‌استیشن)۲ نیز فعال بوده است.
از چهره او برای کاراکتر جک بلانک در بازی کامپیوتری اونیموشا ۳: محاصره اهریمن الگوبرداری شد .
 
افتخارات تلویزیونی و سینمایی 
 
سال عنوان نقش توضیحات
۱۹۸۰ The Moroccan Stallion
۱۹۸۲ La Passante du Sans-Souci
۱۹۸۳ Le Dernier Combat
۱۹۸۵ Le téléphone sonne toujours deux fois!! Marraine 's confidence man
Subway The Drummer
۱۹۸۸ Le Grand Bleu (The Big Blue) Enzo Molinari Nominated - César Award for Best Supporting Actor
۱۹۹۰ L'Homme au masque d'or Father Victorio Gaetano
دختری بنام نیکیتا ویکتور
۱۹۹۱ Loulou Graffiti Pique la Lune
L'Opération Corned-Beef Capitaine Philippe Boulier, dit 'Le Squale'/Captain Philippe
۱۹۹۲ Kurenai no buta Porco Rosso Voice
۱۹۹۳ La Vis Monsieur K
Paranoïa Short Subject
Flight from Justice Charlie Bert TV
Les Visiteurs Godefroy de Papincourt, Comte de Montmirail Nominated - César Award for Best Actor
۱۹۹۴ Léon (The Professional) Leon Nominated - César Award for Best Actor
۱۹۹۵ Les Truffes Patrick
بوسه فرانسوی بازرس ژان-پائول کاردن
Al di là delle nuvole Carlo
۱۹۹۶ مأموریت غیر ممکن فرانک کریگر
Le Jaguar Jean Campana
۱۹۹۷ Roseanna's Grave Marcello
Un amour de sorcière Molok
Les Soeurs Soleil Un spectateur
۱۹۹۸ Les Visiteurs II: Les Couloirs du temps Comte Godefroy de Montmirail, dit Godefroy
گودزیلا Philippe Roaché
رونین Vincent
۲۰۰۰ Les Rivières pourpres (Crimson Rivers) Pierre Niemans Nominated - European Film Award for Best Actor
۲۰۰۱ Just Visiting Count Thibault of Malfete
Wasabi Hubert Fiorentini
۲۰۰۲ Décalage horaire Felix
Rollerball Alexis Petrovich
۲۰۰۰۳ Tais-toi! Ruby
۲۰۰۴ Onimusha ۳: Demon Siege
(کپ‌کام-based popular franchise)
Jacques Blanc Voice
Videogame
Les Rivières pourpres II: Les anges de l'apocalypse
(Crimson Rivers II: Angels of the Apocalypse)
Commissaire Niemans
هتل رواندا Mr. Tillens Uncredited
L'Enquête Corse Ange Leoni
۲۰۰۵ L'Empire des loups (Empire of the Wolves) Jean-Louis Schiffer
ببر و برف Fuad
۲۰۰۶ پلنگ صورتی Gilbert Ponton
پسران پرواز Captain Thenault
رمز داوینچی Captain Bezu Fache
بر آب رفته Le Frog Voice
۲۰۰۸ Ca$h Maxime - Dubreuil
۲۰۰۹ پلنگ صورتی ۲ Gilbert Ponton
Le Premier Cercle Milo Malakian
Couples Retreat Marcel
Armored Quinn
۲۰۱۰ بچه‌های پاریس Dr. Sheinbaum awaiting release
The Immortal Charly Matteï
۲۰۱۱ Margaret Ramon awaiting release

 


نیکول کیدمن

دو شنبه 17 مهر 1391
14:6
alihoveida

 زندگی نامه نیکول کیدمن

 
 
نيكول در بيستم ژوئن سال 1967 در هاوايي بدنيا آمد. او يك ستاره سينماست و داراي شهرت فراواني است.پدر او یک ایرلندی و مادرش یک اسکاتلندی بود، که هر دو در استرالیا به دنیا آمده بودند. اما نیکول در هونولولو هاوائی (ایالات متحده آمریکا) متولد شده‌است و به همین دلیل دارای دو ملیت آمریکایی و استرالیایی می‌باشد. پدرش «آنتونی» (به انگلیسی: Dr. Antony David Kidman) متخصص شیمی بالینی بود و مادرش "جانل آن (به انگلیسی: Janelle Ann) آموزشیار پرستار بود.

در سال ۱۹۷۳ میلادی یعنی در ۶ سالگی نیکول، آنها به واشنگتن دی.سی جهت ادامه تحقیقات پدر نیکول درباره سرطان سینه سفر کردند که نیکول در آنجا اولین نقش خود را در جشن کریسمس تجربه کرد

او تاکنون دو بار ازدواج کرده نخست با تام کروز (به انگلیسی: Tom Cruise) در سال ۱۹۹۰ بود آنها دو فرزند به نام‌های ایزابلا جین (۱۹۹۲) و کانر آنتونی (۱۹۹۵) را به فرزند خواندگی قبول کردند. این ازدواج در سال ۲۰۰۱ به جدایی کشیده شد.دومین ازدواج وی با کیث اربن (به انگلیسی: Keith Urban) در ۲۵ ژوئن سال ۲۰۰۶ است. پدرش يك متخصص شيمي و مادرش استاد پرستاري بود نيكول از سن 4 سالگي در سيدني استراليا پرورش يافت و اين علت شهرت او به لهجه منحصر به فردش است.
دوران كودكي او به شدت با فعاليتهاي اجتماعي پدر و مادرش آميخته بود مادرش كه يك فيمينيست تند و تيز بود و حتي حاضر نبود براي او عروسك بخرد پدرش او را با خرك ورزشي تمرين مي داد. ورزش يك قسمت از زندگي او در خانه بود نيكول مجبور بود در پايان روز با والدينش درباره يك نشريه سياسي يا اتفاقات روز بحث و گفتگو كند.

نيكول به شدت از اين اوضاع احساس بدي داشت همينطور كه بزرگ مي شد اولين تجربه بازيگري او در سن 6 سالگي بوقوع پيوست زمانيكه او در يك نمايش مدرسه اي در كريسمس ظاهر شد در سنين نوجواني آموزش رقص، تئاتر و پانتوميم ديد بخصوص علاقه شديد به رقص باله داشت.
امروزه اندام متناسب او بخشي از زيبايي اوست. اما در كودكي بخاطر قد بلندش نسبت به همكلاسيهايش خيلي متناسب نبود و چهره رنگ پريده او در جواني امتيازي براي او محسوب نمي شد.
او معمولاً در تئاتر « فيليپ استريت » در سيدني شركت مي كرد. علاقه اش به باله و هنرهاي نمايشي براي نيكول كافي بود
تا به هنرپيشگي علاقه مند شود. در سال 1983 نيكول اولين نقش خود را در فيلم استراليايي"Bush Christmas" بازي كرد. او يك اثر به ياد ماندني در پيشينه استراليايي خود آفريد به طوريكه هنوز هر دسامبر تلوزيون آن را پخش مي كند. در سال 1985 زمانيكه او فقط 17 سال داشت به عنوان هنرپيشه زن سال در استراليا برگزيده شد. زمانيكه در آمريكا در فيلم پر هيجان"Dead Calm" ظاهر شد خيلي زود به عنوان يك هنرپيشه شناخته شده در كل دنيا پذيرفته شده بود نيكول بزرگ شده بود و زيبايي خاص خودش را پيدا كرده بود همانطور كه امروزه مي شناسيمش فيلم بعدي نيكول "Days of Thunder" نام داشت كه در زندگي آينده او اثر گذار بود. در فيلم ماشين مسابقه او دل تام كروز را دزديد و بالاخره در سال 1990 نيكول و تام در كلرادو ازدواج كردند. در چند سال بعد از آن نيكول در تقلا براي براي اين بود كه خود را نه فقط به عنوان همسر تام كروز بلكه به عنوان يك هنرپيشه مطرح كند. نيكول در سال 1995 جايزه بهترين هنرپيشه زن Golden Globes را ازان خود كرد. در فيلم بعدي نيكول به عنوان زن بتمن در فيلم پرطرفدار آن زمان «بتمن براي هميشه» بازي كرد.

نيكول در فيلم  "Eyes Wide Shut" با همسرش تام كروز روبرو شد كه به كارگرداني استنلي كوبريك ساخته شد. مقاله هاي متعددي در مورد اين فيلم نوشته شد و اين دو به عنوان يك زوج موفق در هاليوود سلطنت مي كرند. فيلم قابل توجه بعدي نيكول «مولن روج» بود و بخاطر صدمه ديدن زانويش در اين فيلم از فيلم  "The Panic Room" كنار گذاشته شد. نيكول و تام سرپرستي دو كودك به نامهاي ايزابل جين و كونور آنتوني را به عهده گرفتند. تام و نيكول بعد از 10 سال زندگي مشترك در فوريه 2001 از يكديگر جدا شدند و سخنگوي نيكول اين را يك ماه بعد رسماً‌ اعلام كرد و طلاق در يكم آگوست 2001 رسماً انجام شد.نیکول بعد جدایی غم انگیز و مبهمش از تام با مردان زیادی رابطه داشت.وی سرانجام با "کیت اوربان" برترین خواننده ی پاپ و ثروتمند ترین مرد استرالیا ازدواج کرد.وی مدتها قبل از ازدواج با نیکول معتاد به الکل بوده و نیکول هم از این قضیه اطلاع داشته است . نیکول هم اکنون از اعتیاد همسرش بسیار ناراحت است و هردو می کوشند تا اعتیاد را از زندگی خود ریشه کن کنند .نیکول هم اکنون برای هر فیلم خود حدود 17 میلیون دلار دستمزد میگیرد.او با ثرمایه ای بالغ بر 400 میلیون دلار ثروتمند ترین زن استرالیاست.
 
فیلم‌ها

 
تندیسی از نیکول کیدمن در موزه مادام توسو لندن.
جوایز 
  • اسکار بهترین بازیگر نقش اول زن برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۲)
  • خرس نقره‌ای بهترین بازیگر نقش اول زن از جشنواره برلین برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۳)
  • جایزه بهترین نقش اول زن در جشنواره فیلم انگلستان برای فیلم ساعت‌ها (۲۰۰۳)

جنیفر لوپز

یک شنبه 16 مهر 1391
17:36
alihoveida

 

جنیفر لین لوپز (به انگلیسیJennifer Lynn Lopez) با نام مستعار جِی لو (به انگلیسیJ. Lo) زاده ۲۴ ژوئیه ۱۹۶۹ خواننده، بازیگر،رقصنده، تهیه‌کننده موسیقی، تهیه‌کننده تلویزیونی و طراح مد پورتوریکویی تبار اهل آمریکاست. جنیفر لوپز توسط مجله اقتصادی آمریکایی فوربزعنوان ثروتمندترین بازیگر لاتین تبار اهل هالیوود را به خود اختصاص داد. جنیفر لوپز در فهرست ۱۰۰ شخص پرنفوذ و اثرگذار آمریکایی لاتین تبار، توسط مجله پیپل اِن اسپانول به عنوان نفر نخست برگزیده شد.
او تا به حال با توجه به شهرت و محبوبیتش به عنوان یک ستاره برتر هنری در آگهی‌های پولساز نظیر تبلیغ ادکلن و مدهای گوناگون شرکت کرده و سودهای هنگفتی را به دست آورده‌است. علاوه بر آن او به عنوان یک حامی حقوق بشر و همچنین در رابطه با واکسیناسیون اطفال در بیمارستان کودکان لس آنجلس فعال بوده‌است. جنیفر لوپز کار شغلی خود را به عنوان رقصنده با بازی در مجموعه طنز تلویزیونی لیوینگ کالر[۱]آغاز کرد. پس از آن با ظهور در فیلم هیجانی و اکشن قطار پول در سال ۱۹۹۵ به سر زبان‌ها افتاد.
نخستین فیلمی که او به عنوان یک بازیگر کلیدی، ایفای نقش کرد فیلم با ژانر زندگینامه به نام سلنا بود که به سال ۱۹۹۷ ساخته شد، در این فیلم جنیفر لوپز به عنوان یک بازیگر برجسته و متمایز موفق شد جایزه آلما[۲] را دریافت کند. فیلم خارج از دید[۳] به سال ۱۹۹۸ فیلمی بود که او توانست دومین جایزه آلما را به خاطر نقش آفرینی در آن کسب نماید. پس از آن در فیلم‌های طنز برنامه‌ریز ازدواج[۴] خدمتکاری در منهتن[۵]مایلید برقصیم؟[۶] و مادرشوهر هیولا[۷] به ترتیب در سال‌های ۲۰۰۱، ۲۰۰۲، ۲۰۰۴، ۲۰۰۵ نقش آفرینی باکرد. فیلم‌های مایلید برقصیم؟ و مادرشوهر هیولا برای جنیفر لوپز از لحاظ اقتصادی دستاوردی بزرگ محسوب می‌شدند.
در سال ۱۹۹۹ لوپز به عنوان نخستین کار، آلبوم آن دِ سیکس[۸] را روانه بازار موسیقی کرد. که تک آهنگ برتر و مشهور «اگر تو عشق من را داشته باشی»[۹] را در بر داشت. دومین آلبوم استودیویی جنیفر لوپز با نام J.Lo در سال ۲۰۰۱ با فروش هشت میلیون نسخه در کل دنیا، یک دستاورد بزرگ مالی برای او محسوب می‌شد. آلبوم J To Tha L-O! The Remixes نیز در سال ۲۰۰۲ دومین آلبوم پیاپی جنیفر بود که در صدرفهرست ۲۰۰ آلبوم برتر موسیقی آمریکا قرار گرفت. سومین و چهارمین آلبوم استودیویی این ستاره آمریکایی موسوم به این منم... خوب حالا[۱۰] در ۱۹ نوامبر ۲۰۰۲ و میلادی دوباره[۱۱] در اول مارس ۲۰۰۵ ردیف شماره ۲ فهرست بیلبورد ۲۰۰ را به خود اختصاص دادند. در سال ۲۰۰۷ او نخستین آلبوم تمام اسپانیایی‌زبانش به نام آنطور که یک زن دل می‌بازد[۱۲] را روانه بازار کرد، او همچنین در ششم اکتبر همان سال پنجمین آلبوم انگلیسی و در مجموع ششمین آلبوم خود را با نام شجاع[۱۳] در دسترس هواداران خود قرار داد. او در سال ۲۰۰۳ برنده جایزه «American Music Award for Favorite pop/rock female Artist» که مخصوص خوانندگان زن در سبک پاپ و راک بود، گردید و همچنین در سال ۲۰۰۷ جایزه «American Music Award for Favorite Latin Artist»، که مخصوص هنرمندان لاتین‌تبار می‌باشد را از آن خود کرد. با توجه به آخرین آمار، جنیفر لوپز بیشتر از ۲۵ میلیون نسخه از آلبوم‌های خود را در تمام دنیا فروخته‌است. در مسابقه تلویزیونی آمریکن آیدل که مربوط به کشف استعدادهای درخشان در زمینه تک خوانی است، جنیفر لوپز در هیئت داوران فعال می‌باشد. در کانال سی بی اس جنیفر به عنوان نخستین مهمان برنامه «گفتگو»[۱۴] شرکت کرد.
 
کودکی و نوجوانی 
جنیفر لوپز متولد و بزرگ شده محله کَسل هیل در همسایگی برونکس واقع در نیویورک است. مادرش مربی مهدکودک و پدرش متخصص رایانه هر دو پورتوریکویی تبار و کاتولیک مذهب، زاده شهر پونسی در جنوب پورتوریکو می‌باشند. جنیفر لوپز دو خواهر به نام‌های لیندا و لسلی دارد که از میان آنها لیندا دارای شغل روزنامه نگاری است. او تحصیلات مقدماتی خود را در مدارس و دبیرستان کاتولیک در برونکس به پایان رساند. از ۱۹ سالگی به شکلی خودآموز به رقص و آوازخوانی پرداخت. در هنگام تحصیل در دانشگاه جنیفر در کنار رقص در باشگاه شبانه منهتن به عنوان شغل پاره‌وقت در دفترخانه‌ای مشغول به کار شد.
شایعه بیمه بدن 
در سال ۱۹۹۹ نشریات انگلیسی و آمریکایی اعلام کردند که جنیفر اعضای مختلف بدن خود را در مجموع به ارزش یک میلیارد دلار بیمه کرده‌است. این نشریات مبلغ بیمهٔ پستان او را ۲۰۰ میلیون دلار، پا و باسن را ۳۰۰ میلیون دلار و مو را ۵۰ میلیون دلار اعلام کردند. لوپز نیز در بیانیه‌ای این گزارش‌ها را خنده‌دار توصیف کرد.[۱۵]
روابط خصوصی 

مارک آنتونی و جنیفر لوپز
در مورد روابط خصوصی جنیفر لوپز با مردان، رسانه‌ها تمرکز خاصی دارند. او تاکنون روابط نسبتا گرمی با شان کامز، کریس جود، بن افلک ومارک آنتونی داشته‌است. در سال ۱۹۸۴ در سن ۱۵ سالگی (دوران دبیرستان) و هنگامی که او کم کم داشت به یک ستاره تبدیل می‌شد، او با دیوید کروز روابط دوستانه داشت. در سال ۱۹۹۴ جنیفر لوپز پس از ۱۰ سال رابطه تنگاتنگ با دیوید کروز، به روابط دوستانه‌اش پایان داد. جنیفر لوپز در سال ۲۰۰۴ گفت:
دیوید کروز دوستی است که احتمالا من را بهتر از هر کس دیگری می‌شناسد.[۱۶][۱۷]
اولین ازدواج لوپز با اوجانی نوآ در ۲۲ فوریه ۱۹۹۷ بود. لوپز نوآ را اولین بار هنگامی که نوآ به عنوان خدمتکار در رستورانی در میامی کار می‌کرد ملاقات کرد. این دو در ژانویه ۱۹۹۸ از هم طلاق گرفتند. بعدا لوپز نوآ را به عنوان مدیر رستورانش در آپریل ۲۰۰۲ استخدام کرد. اما نوآ در اکتبر همان سال اخراج شد. بعد از آن نوآ از جنیفر به دادگاه شکایت کرد اما این دو به طور محرمانه با هم سازش کردند. در آپریل ۲۰۰۶، لوپز از نوآ شکایت کرد تا مانع انتشار کتابی شود که نوآ در آن جزئیات ازدواج و زندگی خصوصی اش با جنیفر را نوشته بود.[نیازمند مدرک]
لوپز حدود دو سال و نیم با خواننده هیپ-هاپ، شان کامز رابطه داشت. در ۲۷ دسامبر ۱۹۹۹، لوپز و کامز در نایت کلابی در منهتن بودند که بین همراهان کامز و گروهی دیگر درگیری پیش آمد و یک نفر شلیک کرد. لوپز و کامز با ماشین از آنجا دور شدند ولی توسط پلیس متوقف شدند[۱۸] و یک اسلحه روی صندلی ماشین آن‌ها پیدا شد. کامز متهم به حمل اسلحه شد؛ در همین حال علاوه بر استرس پیش از محاکمه پی‌گیری موضوع توسط مطبوعات مشکل را دوچندان می‌کرد، و لوپز یک سال بعد به جریاناتش با کامز پایان داد، در طی یک دادخواست در ۲۰۰۸ وکیل مدافعه گفت که لوپز در این پرونده هیچ نقشی نداشته‌است.[۱۹]
دومین ازدواج او با یکی از رقصنده‌هایش به نام کریس جود بود. جنیفر اولین بار با جود هنگام فیلمبرداری موزیک ویدئو "Love Don't Cost a Thing" آشنا شد. این دو در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۱ در خانه‌ای در حومه لوس آنجلس ازدواج کردند. جنیفر و جود در ژوئن ۲۰۰۲ به رابطه شان پایان دادند و سرانجام با ورود بن افلک در ژانویه ۲۰۰۳ به طور رسمی از هم طلاق گرفتند.[نیازمند مدرک]
رابطهٔ او با بن افلک بازیگر سرشناس هالیوودی مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفت به طوری که پاپارازی‌ها این زوج را بنیفر می‌نامیدند. جنیفر خبر نامزدی اش با بن را در نوامبر ۲۰۰۲ اعلام کرد. بن افلک حلقه‌ای ۱٫۲ میلیون دلاری به جنیفر داد. جنیفر در یک مصاحبه قول داد که به زودی با بن افلک ازدواج کند و تشکیل خانواده دهد. این دو تاریخ ازدواجشان را ۱۴ سپتامبر ۲۰۰۳ در سانتا باربارا اعلام کردند. اما چند ساعت قبل از برگزاری مراسم خبر به هم خوردن نامزدی جنیفر و بن منتشر شد و این مراسم به هم خورد. این دو سرانجام در ژانویه ۲۰۰۴ از هم جدا شدند. جنیفر و بن در چند فیلم در کنار هم بازی کردند از جمله: Gigli، Jersey Girl. بن در موزیک ویدئو جنیفر به نام "Jenny from the Block" نیز ظاهر شد.[نیازمند مدرک]
کمتر از دو ماه بعد از جدایی جنیفر و بن، جنیفر با مارک آنتونی آشنا شد. البته جنیفر و مارک در دهه ۹۰دوستی کوتاهی داشتند (قبل از اینکه جنیفر ازدواج کند). این دو در اوایل ۲۰۰۴ آهنگی را برای فیلم "Shall We Dance?" که جنیفر در آن بازی کرده بود، با هم ضبط کردند. در اکتبر ۲۰۰۳، مارک آنتونی از دختر شایسته جهان، دایانارا تورس طلاق گرفت (برای دومین بار). آنها ۲ فرزند نیز داشتند. جنیفر و مارک در ژوئن ۲۰۰۴ در مراسم کاملا خصوصی ازدواج کردند. دختر مارک آنتونی، آرایانا در آخر موزیک ویدئو "Get Right" به عنوان خواهر کوچکتر جنیفر ظاهر شد. در نوامبر ۲۰۰۷، هنگامی که جنیفر برای آخرین بار در تور "En Concierto" روی صحنه رفت اعلام کرد که باردار است. البته پدر جنیفر بعداً اصلاح کرد که جنیفر قرار است صاحب دوقلو شود. و جنیفر در ۲۲ فوریه ۲۰۰۸ صاحب یک دختر و یک پسر شد. لوپز با دریافت مبلغ ۶ میلیون دلار اجازه داد تا عکس او و دوقلوهایش در مجله پیپل چاپ شود. سرانجام در ۱۵ جولای ۲۰۱۱ بعد از ۷سال زندگی مشترک، جنیفر و مارک آنتونی از هم جدا شدند.[نیازمند مدرک]
فیلم‌ها 
جنیفر لوپز تاکنون در فیلم‌های دختر کوچک من (۱۹۸۷)، خانواده من (۱۹۹۵)، قطار پول (۱۹۹۵)، جک (۱۹۹۶)، خون و شراب (۱۹۹۶)، سلنا (۱۹۹۷)، آناکوندا (فیلم) (۱۹۹۷)، دور کامل (۱۹۹۷)، خارج از دید (۱۹۹۸)، مورچه‌ها (۱۹۹۸)، سلول (۲۰۰۰)، طراح مراسم ازدواج(۲۰۰۱)، چشم‌فرشته‌ای (۲۰۰۱)، کافی (۲۰۰۲)، خدمتکاری در منهتن (۲۰۰۲)، گیگلی (۲۰۰۳)، دختر جرسی (۲۰۰۴)، مایل هستید برقصیم؟(۲۰۰۴)، مادرشوهر هیولا (۲۰۰۵)، یک زندگی ناتمام (۲۰۰۵) و نقشه وارونه(۲۰۱۰) ایفای نقش کرده‌است.
آلبومها 
  • On The 6 - ۱۹۹۹
  • J.Lo - ۲۰۰۱
  • J To Tha L-O! The Remixes - ۲۰۰۲
  • This Is Me... Then - ۲۰۰۲
  • Rebirth - ۲۰۰۵
  • Como Ama Una Mujer - ۲۰۰۷
  • Brave - ۲۰۰۷
  • ۲۰۱۱ - Love
  • 2012-The hit
تک آهنگ‌ها 
روی زمین، اگر تو عشق من باشی و احساس خیلی خوبی دارم از تک آهنگهای معروف او هستند.


اشر

یک شنبه 16 مهر 1391
17:27
alihoveida

اشر

زمینه فعالیت بازیگرسینما،خواننده
ملیت پرچم ایالات متحدهآمریکایی
تولد ۱۶ اکتبر۱۹۷۸ ‏(۳۲ سال)
دالاس،تگزاس
سال‌های فعالیت ۱۹۹۰ - اکنون

 آشر در ۱۴ اکتبر سال ۱۹۷۸ در دالاس تگزاس به دنیا آمد. پدر او در زمانی که آشر یک ساله بود او را ترک کرد. او در کودکی به عنوان یکی از اعضای گروه کر کلیسا بود. همچنین آشر معادل هادی در زبان فارسی و عربی میباشد.

 

او شهرتش را در اوایل ۱۹۹۰ و بعد از آن با انتشار آلبوم‌های راه من (۱۹۹۷) و ۸۷۰۱ (۲۰۰۱) به دست آورد. او در ادامه موفق به انتشار آلبوم اعترافات (۲۰۰۴) کرد که بیش از ده میلیون نسخه از آلبوم در آمریکافروش رفت که با فروشی بیش از ۲۰ میلیون نسخه یکی از پر فروش ترین آلبومهای جهان شناخته شده است. تا به امروز ۴۵ میلیون نسخه از آلبوم‌های او در سراسر جهان فروخته شده است و همچنین او برنده هفت جایزه گرمی نیز شده. در سال ۲۰۰۸ در لیست منتشر شده از طرف مجله بیلبورد در مورد ۱۰۰ هنرمند موفق نام او در رتبه ۲۱ قرار داشت. همچنین وی ۱۱ آهنگ نامبر وان در سراسر جهان دارد و تاکنون ۲۳.۵ میلیون نسخه از آلبوم‌های او در آمریکا فروش رفته است که یکی از پر فروش ترین خواننده های امریکا محسوب میشود. در سال ۲۰۱۰ تک آهنگ OMG بیش از ۷ میلیون نسخه به فروش رسید و یکی از موفق ترین تک آهنگ های سال ۲۰۱۰ محسوب میشود.

پیتبول

یک شنبه 16 مهر 1391
17:18
alihoveida

 نام اصلی آرماندو کریستین پرز


نام مستعار پیتبول, مستر ورلد واید, مستر تری او فایو


تولد ۱۵ ژانویهٔ ۱۹۸۱ ‏(۳۰ سال)


اصل/ملیت آمریکا


سبک‌ها هیپ هاپ, لاتین, دنس
فعالیت(ها) خواننده, ترانه سرا


مدت فعالیت ۱۹۹۷ تا کنون


 

آرماندو کریستین پرز (متولد ۱۵ ژانویه ۱۹۸۱، میامی) از خوانندگان هیپ هاپ آمریکایی است.وی کار خوانندگی خود را از سال ۲۰۰۴ به طور رسمی و با بیرون دادن آلبوم میامی آغاز کرد. بیشترین معروفیت وی در سال ۲۰۰۸ و با انتشار آهنگ «من میدونم تو منو میخوای I Know You Want Me» برخوردار شد و از آنجایی که یکی از آهنگ سازان هست برای خوانندگان مختلفی از جمله کوین رادولف, تی-پین, آشر بیت ساخته‌است.

زندگی و کارهای انجام شده

پیت بول در خانواده ی مهاجر کوبایی به دنیا آمد که محیط خانواده او را وادار کرد که اشعار "خوزه ماریت" را فرا بگیرد.اصلیت پیت بول برای کوبا است و از طرفی نیز در میامی در کشور آمریکا متولد شده‌است که این دو ملیتی را می‌توان در پوست سفید و چشمان آبی وی مشاهده کرد.

در دوران جوانی، پدر و و مادر او ازهم جدا شدند و وی بیشتر زندگیه خود را با مادرش گذراند. در ۱۶ سالگی به قاچاق مواد مخدر روی آورد که موجب شد مادرش او را از خانه بیرون بی اندازد و در کانون اصلاح بزرگ شود.پس از آن به حرفه اش که همان خوانندگی بود، تمرکز کرد. در ۲۰۰۴، آلبوم "میامی" را منتشر کرد که آهنگ اول آن «کولو Culo» بود.

این آهنگ توسط لیل جان و برادران دیاز تهیه شده بود که رتبه ی ۳۲ را در آهنگ‌های خوب ورتبه ۱۱ در آهنگ‌های خوب رپ به خودش اختصاص داد.

از معروف ترین آهنگ‌های وی می‌توان به «من میدونم تو منو میخوای I Know You Want Me» , «اونو تعطیل کن Shut It Down» , «دختر برو Go Girl», «سرویس اتاق هتل Hotel Room Service» ,«دیوانه Krazy» و «هی عزیزم Hey Baby» نام برد. پیتبول معمولا با بسیاری از خوانندگان معروف آهنگ خوانده و حتی ریمیکس‌هایی را درست کرده‌است که می‌توان به «دی جی ما را عاشق کن DJ Got Us Fallin' in Love» به همراه آشر , «من اونو دوست دارم I Like It» به همراه انریکه ایگلسیاس و «روی زمین» به همراه جنیفر لوپز نام برد.

پیت بول در سال ۲۰۱۰ آلبومی تمام اسپانیولی با نام «آرماندو Armando» منتشر کرد که به خاطر این آلبوم به عنوان نامزد بهترین آلبوم لاتین قرار گرفت.


دیوید کاپرفیلد

یک شنبه 16 مهر 1391
17:2
alihoveida

  

دیوید کاپرفیلد در تاریخ 16 سپتامبر 1956 در شهر متاچن واقع در نیوجرسی در آمریکا از پدر و مادر یهودی ‏اهل روسیه متولدگردید.‏او در کودکی از پدر بزرگش شعبده بازی با کارت را آموخت و در سن 12 سالگی رسمآ بعنوان جوانترین شعبده ‏باز در تاریخآمریکا شروع بکار نموده و در 16 سالگی هم آموزش شعبدهبازی را در دانشگاه نیویورک تدریس ‏می نمود.‏دیوید کاپرفیلد شعبده بازیهای قدیمی را به سبک مدرن و جدیدو جالبی عرضه کرد و دنیا به این نمایشها با دید ‏بهتر و ‏هیجان انگیزتری برخورد کردند. او انقلابی بزرگی در دنیای شو ونمایش بوجود آورد.‏
از مهمترین و چشمگیرترین برنامه های او، غیب کردنمجسمه آزادی و عبور از میان دیوار چین و پرواز در ‏هوا بوده و
همچنین تعدادی از تماشاچیان را در جایشان غیب نموده و در جائی دیگر که آنها تصورش را نمیکردند ‏ظاهر نموده است.  ولی وی شخصآ روشی بنام کار درمانی را که در بیش از1100 بیمارستان در بیش از ‏‏30 کشور در مورد معلولین انجام
 داده است و توانسته اعتماد به نفس آنها بالا ببرد، بیشتراحساس رضایت دارد.
دیوید کاپرفیلد جوائز بیشماری دریافت نموده است و همچنین لقب شوالیه از دولت فرانسه و دکترای افتخاری از ‏دانشگاه
فوردهام.‏
همچنین در موزه مادام توسو در لندن که مجسمه مومی اشخاص مشهور را قرار میدهند، مجسمه مومی وی هم
‏اضافه گردیده است و در 4 کشور هم تصویرش را بعنوانیادبود بر روی تمبر چاپ کرده اند.‏
در آمد او فقط در سال 2003 بالغ بر 57 میلیون دلار بوده و ازنظر درآمد در دنیا نفر دهم میباشد.‏
او در بیش از 40 کشور و با تعداد بیش از 3 بیلیون تماشاچی برنامه داشته است.‏
او در سال حدود 550 برنامه دارد، که همه بلیطهایش از قبلپیش فروش شده است.‏

آل پاچینو

یک شنبه 16 مهر 1391
16:58
alihoveida

  نام :آل پاچینو

 
تاریخ تولد:25 آپریل 1940
 
محل تولد: نیویورک
 
اکثر مردم فیلم پدر خوانده را دیده اند و هنر نمایی آل پاچینو را در آن تحسین کرده اند . او یکی از هنرپیشه های بنام آمریکایی است که با بازی در فیلم پدر خوادنده به شهرت جهانی رسید.
وی در 25 آپریل 1940 در نیویورک پسری در یک خانوداده ایتالیایی تبار چشم به جهان گشود که نامش را آلفرد جیمز نهادند. مادرش رز (خانه دار) و پدرش سالواتره (کارمند شرکت بیمه) پاچینوایتالیایی بودند که برای زندگی به نیویورک مهاجرت کردنمد و آلفرد نیز در آنجا متولد شد . متاسفانه آلفرد نتوانست طعم محبت پدر را بچشد ،زیرا در حالی که او 2 سال داشت پدرش از دنیا رفت . در نتیجه آنها برای یافتن خانه ای ارزانتر به همراه مادر ،پدر بزرگ و مادربزرگش به حومه شهرنیویورک نقل مکان کردند. او به بازیگری علاقه داشت و مادرش نیز در این راه او را تشویق می کرد . آلفرد اصلا درس و مدرسه را دوست نداشت و همیشه از مدرسه فرار می کرد . بعد از پدر حامی او مادرش بود اما آلفرد آن قدر به بازیگری علاقه مند بود که در سال 1957 در مدرسه هنرهای زیبایی ثبت نام کرد ،اما از شانس بد او مادرش نیز در سال 1962 وقتی او 22 ساله بود ،بر اثر یک بیماری از دنیا رفت و آلفرد را تنها گذاشت او طبق خواست مادر و علاقه خودش به رشته بازیگری را ادامه داد و در تئاتر معرف برادوی نیویورک مشغول به اجرای نقش های مختلف شد . آلفرد در سال 1969 یعنی 7 سال بعد از مرگ مادرش در فیلم « من ،ناتالی » ایفای نقش کرد و مورد تحسین کارگردانان معروف قرار گرفت . وی در سال 1970 در فیلم «وحشت در نیدل پارک » بازی کردکه بازی در این دو فیلم  وی را چندان راضی وخشنود نکرد تا اینکه در سال 1972 هنگامی « فرانسیس فورد کاپولا» تصمیم به ساخت یکی از شاهکارهای تاریخ سینما یعنی فیلم پدر خوانده گرفت نقش « مایکل کورلئوته » به وی یعنی پاچینوی کبیر واگذار شد.  .بازی بی عیب و نقص او در فیلم همگان را مات و مبهوت ساخت و آغاز خوبی برای آلفرد بود و در این فیلم وی نامزد دریافت اسکار بهترین بازیگر مکمل مرد شد که البته به او  نرسید او بعد از این فیلم در فیلم های مترسک و سرپیکو را بازی کرد و روز به روز به موفقیتش افزوده شد.در مترسک نقش آدمی سرگشته که به دنبال هویت  خود بود را بازی کرد و در سرپسکو که یکی دیگر از شاهکارهای او بود ، نقش یک افسر پلیس که فساد مافوق های خود را افشا کرد را بازی کرد  در این فیلم دوباره کاندید جایزه اسکار شد ولی باز هم نصیب او نشد. ولی جایزه گلدن گلاب را به خاطر در خشانش به وی  اهدا کردند.
 
صدای دلگرم و دلنشین وی در بازی کمک فراوانی به آلفرد می کند ،گویی که اعضای بدنش همه هنگام بازی واقعا بازیگرند
 
آلفرد با دی آنجلو هنرپیشه معروف هالیوود ازدواج کرد و آنها صاحب دو فرزند به نامهای آنتون و الیویا شدند.
 
آلفرد اکنون در حال کارگردانی است. او تا به امروز دو فیلم به نامهای کارآموز و بی خوابی را کارگردانی کرده است وی در کتاب خاطراتش می گوید :
 
«زندگی ام را مدیون مادرم هستم »
 
فیلم شناسی:
 
 ناتالی و من 1969،حشت در نیدل پارک 1969،پدر خوانده 1 1972  کاندید جایزه اسکار، مترسک 1973،  سرپیکو 1973   کاندید جایزه اسکار،  دریافت جایزه گلدن گلاب، پدر خوانده2  1974، بعد از ظهر سگی 1975    کاندید جایزه اسکار،  عدالت برای همه  1979   کاندید جایزه اسکار، دیر فیلد 1979 ، انقلاب 1985، دریای عشق 1989، دیک تریسی 1990، پدر خوانده 3  1990، بوی خوش زن  1992   دریافت جایزه اسکار ، فرانکی و جان 1991، گلن گری گلن راس 1992، راه کارلیتو 1993، وکیل مدافع شیطان 1997 دریافت جایزه گلدن گلاب، دنی براسکو 1997، فیلم خودی 1998، بی خوابی 2002، تاجر ونیزی 2004 بهترین اثر وی بعد از وی بعد از سال 2000

برد پیت

یک شنبه 16 مهر 1391
16:36
alihoveida

 نام :برد پیت

نام اصلی :ویلیام برادلی پیت

تولد ۱۸دسامبر ۱۹۶۳ (۴۸ سال)
 
محل تولد : شاونه ، اوکلاهاما  ، آمریکا
 
زمینه فعالیت: بازیگر، تهیه کننده
 
سال‌های فعالیت: از سال ۱۹۸۷ میلادی تاکنون
 
همسر(ها): جنیفر آنیستون(۲۰۰۰-۲۰۰۵)
 
شریک(های) زندگی: آنجلینا جولی(۲۰۰۵-تاکنون)
 
فرزندان: ۶ فرزند
 
 
 
برد پیت متولد 18 دسامبر 1963 در اوکلاهاما می باشد. برد تحصیلات ابتدایی خود رادر مدرسه"مان" در"اسپرینگ فیلد" گذراند. اولین حضور اجتماعی او مربوط به گروه کلیسای"ساوت هون" بود که در نمایشهای کیسا به نقشهای فرعی بسنده می کرد. اما او هم شانسهای پیاپی برای ستاره شدن بدست آورد. یکی از دوستان هم کلاسی او در مدرسه بازیگری از او خواست که در امتحان هنرپیشگی وی برای یک نقش تلویزیونی او را همراهی کند و نقش مقابلش را بازی کند. در کش و قوس یک سری اتفاقات او به جای دوستش قبول شد و در طی چند ماه بعد او نقش های کوچک گوناگونی را در سریال های مختلف تلوزیونی بازی کرد.
 
در سال 1991 قرار بود ویلیامبالدوین در نقش جی.دی در فیلم"تلما و لوییز" ظاهر شود. اما این نقش را بخاطر درگیر بودن در یک فیلم دیگر نپذیرفت و برد بجای او انتخاب شد تا اولین درخشش خود را در هالیوود شاهد باشد. حضور کوچک اما تحسین برانگیز او در این فیلم به نقش یک جوان جذاب و زیبا تئکه همگان را جلب کرد. ویلیام بالدوین در این مورد می گوید: بزرگترین اشتباه زندگی هنری او رد کردن پیشنهاد بازی در این فیلم بوده و از این بابت سرزنش های زیادی را از طرف برادربزگش (آلک بالدوین) شنیده است و ادامه میدهد که بعد از پی بردن به اشتباهش در صدد گرفتن این نقش برآمده ولی چه فایده که دیگر آن نقش به جوانی خوش چهره داده شده بود.
البته لازم به ذکر است که اولین نقش سینمای بردپیت در فیلم "نیمه تاریک خورشید" در سال 1988 بوده که در نقش یک بیمار پوستی ظاهر شده است. او در این فیلم تا دقیقه 30با داشتن ماسکی بر چهره ظاهر شده و بیننده را منطظر دیدن جهره خود می گذارد و در نهایت قبل از آنکه صبر بیننده لبریز شود ماسک از صورت برداشته و بینندگان با چهره جوان و بسیار جذاب او آشنا می شوند.
در سالهای بعد فیلم"جانی سود" به کارگردانی تام سیسیلیو و"تماس" در کنار الیزابن مک گاون و نیمه انیمیشن "دنیای جالب" اعتبار زیادی را برای او کسب نکرد ولی با درخشش در فیلم "رودخانه به آنطرف می رود به کارگردانی رابرت ردرفورد در نقش یک جوان ماهیگیر و ماجراجو به اوج رسید.
رابرت ردرفورد بعدها می گفت که به خاطر شباهت چهره برد با خود، او را انتخاب کرد ولی با دیدن بسیار عالی او از انتخاب او بسیار رازی و خشنود بوده است.
اما نقش آفرینی برد پیت در فیلم "مصاحبه با خون آشام" برای او بسیار سخت بود و باز ی در نقش یک خون آشام افسرده روی روحیه او اثر منفی گذاشت. فکر خودکشی دایم آزارش می داد و او شیوه ای را که نقشش از این فیلم وارد ضمیر ناخودآگاهش کرده بود را دوست نداشت.
در این فیلم اختلافات عمیقی بین دو هنرپیشه اصلی فیلم وجود داشت. خلق و قوی و رفتار خونسرد و بی تفاوت برد پیت با شیوه قانونمند و وسواسی تام کروز که در تضاد و کشمکش بود و این دو بازیگر همانگونه که در فیبم با هم روبرو می شدند در پشت صحنه نیز با هم اختلاف داشتند. مشکلات دیگر بخاطر رقابت دو بازیگر بود. ضمن اینکه گفته می شود که تام کروز کفشهایی با پاشنه بلند بر پای داشت تا هم قد حریف 183 سانتیمتری خود شود.
مشکل دیگر این فیلم بخاطر انتقلدلت نویسنده فیلم(رایس) بود که از انتخاب بازیگران ناراضی بود و بیان می کرد که انتخاب تام کروز و برد پیت در کنار هم همانند بازی گرفتن از هاک بری فین و تام سایر در مقابل هم است . البته بعد ها خود رایس از فیلم دفاع کرد. بردپیت نیز از مشکلات بوجود آمده در پشت صحنه بسیار ناراحت بود و دایما خود را ملامت می کرد. او اظهار کرد که این مشکلات نتیجه روش اشتباه خود او بوده است. او گفت که به تام کروز احترام می گذارد و بیشتر تنشها هم بخاطر شخصیتهایی بوده که آنها ایفاگر آن بودند.
تام کروز نیز از کار برد پیت تعریف کرده ولی بیان کرده است که دیگر حاضر نیسف با او همبازی شود.
با تمام این مشکلات این فیلم یک موفقیت چشم گیر برای برد پیت بودو بسیاری از منتقدان قدرت فیلم را در بازی بدون نقص برد پیت بیان کردند.
تلاشهای بعدی او، موفقیت برد پیت را به عنوان یک ستاره پول ساز در سینما تثبیت کرد. در سال 1994 برد پیت با بازی در ملودرام "افسانه های خزان"در کنار آنتونی هاپکینز در نقش یک قهرمان رمانتیک با موهای طلایی بلند که علاقه ی زیادی به انجام حرکات خودخواهانه و فداکادانه دارد، به اوج رسید. برد پیت بعد از این فیلم اعلام کرد که در این فیلم آنقدر از آنتونی هاپکینز تجربه کسب کرده است که او را استاد مسلم خود می داند.
او بعد از این فیلم در نقش یک کاراگاه جوان و خونسرد که درگیر پرونده قتلهای زنکیره ای است، در فیلم "هفت" ظاهر شد و با بازی قابل قبول در کنار ستاره ای همچون کوین اسپیسی به محبوبیت خود افزود.
فیلم هفت توانست دوباره توجه همگان را به برد پیت جلب کند و بار دیگر مهارت خود را در بازیگری به اثبات رساند. همچنین این فیلم باعث آشنایی او با بازیگر هم تایش یعنی گووینت پالترو که در آن زمان بازیگر گمنامی بود، شد. آنها که دو سال و نیم با هم رابطه داشتند و همگان آنها را به عنوانیک زوج عالی هالیوودی قلمداد می کردند در سال 1997 درست بعد از گذشتن 7 ماه از نامزدیشان به دلیل نامعلومی از هم جدا شدند.
در همان سال برد  پیت در نقش یک بیمار روانی در تریلر روانشناختی تریگیلیام یعنی فیلم "دوازده میمون" ظاهر شد و جایزه گلدن کلاپ را برای بهترین بازیگر نقش دوم را از آن خود کرد. سپس در فیلم "خوابگردها" در کنار بازیگرانی چون رابرت دنیرو و ئاستین هافمن ظاهر شد و سپس در فیلم "متعلق به شیطان" در کنار هریسون فورد بازی کرد.
برد پیت در سال 1997 به آرژانتین رفت تا در پروژه بلند مدت "هفت سال در تبت" ظاهر شود که بعدا این فیلم با نقدها . اظهارنظرهای عجیبی همراه شد.
فیلم بعدی او "با جوبلک ملاقات کن" با زمانی بیش از 3 ساعم ساخته شد و برد پیت در کنار استاد خود یعنی آنتونی ها پکینز بار دیگر بازی عالی از خود نمایش داد.
برد درسال 1999 پس از یک غیبت کوتاه از هالیوود بار دیگر با کارگردان موفق هالیوود یعنی دیوید فینچر برای بازی در فیلم "باشگاه مشت زنی" همراه شد. این فیلم با بازی برد و همچنین ادوارد نورتون برای خالی کردن عقده های مردان جوان به تصویر کشیده شد و محبوبیتی دیگر برد پیت رقم زد.
برد در سال 2001 در یک کمدی جنایی به نام" قا پزنی" ساخت کشور انگلستان و به کارگردانی ریچی ظاهر شد و بنیسیو دل توره در این فیلم با برد همراه بود.
در همین سال برد پیت در یک کمدی رمانتیک در کنار جولیا رابرتز ظاهر شد که موفق شد در این فیلم با نام "مکزیکی" چهره خوبی از خود به نمایش درآورد. همراهی برد پیت با رابرت ردرفورد در فیلم "جاسوس بازی" از دیگر فیلمهای برد محسوب می شود..
با نام ویلیام برادلی پیت متولد 18 دسامبر 1963 در شاونه ،اوکلاهاما ،آمریکا. دانش آموخته رشته روزنامه نگاری با گرایش تبلیغات در دانشگاه میسوری که در سال 1986 کمی بیش از فارغ التحصیلی آن را ترک کرد . آموزش بازیگری را نزد روی لندن دیده است. کسب موفقیت در سال 1991 با فیلم تلما و لوئیز نامزد اسکار در سال 1992 برای فیلم کوتاه تماس و همچنین برنده جایزه گلدن گلاب بازیگر نقش دوم برای فیلم دوازده میمون. برد پیت با هفت چهره در نقش های اصلی ،که چهار تای آنها فیلم جنجالی بود،طی چهار سال 92 تا 95 خود را به یک فوق ستاره تبدیل کرد. او پای جیمز دین و دیگر مردان شورشی قیافه می گذارد. اگر دین و مارلون براندو مملو از اضطراب بشری اند، پرسونای استیو مک کوئین و پل نیومن تهی تر به نظر می رسد . تصویر رابرت ردفورد هنوز تهی ظاهر می شود. شخصیتهای پیت هم هم نوعا اصل تهی بودن را می پذیرند  ولی اجازه ورود به مسیر دوران خوش آنها را ندارند. در میان کارهای تلویزیونی ،پیت نقش خود را شناسایی کرد :آشفته ولی جذاب بر روی هر دو جنبه آن کار کرد تا اندازه نقش هایش به سرعت رشد کرد.در هر اجرای کلیدی پیش از رسیدن به اوج هنرپیشگی او وقتش میان ایفای نقش پسرهای خوبی که تلاش می کند تا دنیا را  رشد دهند (مثل روزهای افتخار و Acroos The Tracks ) و پسرهای بدی که تلاش می کند تا انتقام بگیرند  (شاه جاده  و بسیار جوان برای مردن ) تقسیم می کند در تلما و لوئیز شخصیت دی جی که درهای اوج هنرپیشگی را برای پیت گشود متعلق به گروه دوم است. ولی قالب دوران حرفه اش در مقام بازیگر نقش اول نشان می دهد که در دهه 1990 خطوط جدا کننده عادی مرد جوان مبارز ،شورشی،جنایتکار ،روانی و قربانی به سختی آشکار می شوند . نه تنها پیت هر چهار نقش را در لحظات متفاوتی بازی می کند،او معمولا عوامل را در یک جا با یکدیگر ترکیب می کند. پیت با موفقیت فیلم های پر هزینه و موفق به  لحاظ  فروش چون تلما و لوئیز ،رودی از میانش می گذرد، مصاحبه با خون آشام ،افسانه های پاییزی به راهش ادامه می دهد. شخصیت او در جریان مخالف با ویژه گی های حذف شده حرکت می کند ،فردی مخالف باورهای مردم و متوجه خانواده،آزرده ولی ویرانگر ،متزلزل ولی شجاع . انتخاب پروژه های پیت پرسونای کلی اش را از میان خطوط مشابه شکل داده است. برای هر شخصیت اصلی دو گانه دو نقش دوم آرام جستن و خشن و جود دارد. شخصیتهای دومی که ایفای آن برای نخستین نامزدی اسکار را به همراه آورد جفری گویینز در دوازده میمون بود. این نقش پیت را به صورت مرد جوان عصبانی نسلش در بر می گیرد. پیت با ایفای چندین نقش اصلی غیر عادی نشان داد که به هنر و تجارت به یک انداره علاقه دارد.
 
براد پیت آشکارا نقطه انفجار طرز فکرهای اجتماعی ،مغایرت ها مردانگی شده است. وفاداری گسترده او به هنرش نشان داده است که تا مدتهای زیادی بر روی پرده سینما مرکز چنین مغایرتهایی خواهد بود.
 
همسر سابق وی جنیفر آنیستون بود که چندی پیش از هم جدا شدند . از آخرین کار های او دوازده یا اوشن ،تروی و آقا و خانم اسمیت می باشد که آخرین جنجالی زیاد ایجاد کرد شایعه ازدواج او با آنجلینا جولی . داستان فیلم از این قرار است که خانم و آقای اسمیت زن و شوهر هستند و هر دو قاتل حرفه ای که هردو از این موضوع بی خبر هستند و در ماموریتی ،مامور به قتل یکدیگر می شوند...
فیلم خانم واقای اسمیت باعث ازدواج برد و انجلی شد.

سال عنوان نقش توضیحات بیشتر
۱۹۸۷ کمتر از صفر
۱۹۸۷ - ۱۹۸۸ دالاس چهار قسمت
۱۹۸۹ خوشحال با یکدیگر برایان
۱۹۸۹ طبقه برنده
۱۹۹۰ جوان هم می‌میرد بیلی کانتون
۱۹۹۱ تمام مسیرها جو مالونی
۱۹۹۱ تلما و لوئیز جِی. دی.
۱۹۹۱ جانی جیرپوش جانی جیرپوش
۱۹۹۲ کول ورلد فرانک هریس
۱۹۹۲ رودخانه‌ای که از میان آن می‌گذرد پائول مکلین
۱۹۹۳ کالیفرنیا اِرلی گِرِیس
۱۹۹۳ عشق حقیقی فِلوید
۱۹۹۴ علاقه اِلیوت فالر
۱۹۹۴ مصاحبه با خون آشام لوئیس دِپونته دو لاک برنده جایزه فیلم MTV برای بهترین بازیگر مرد - بهترین عملکرد
نامزد جایزه زحل برای بهترین نقش اول مرد
۱۹۹۴ افسانه‌های خزان تِریستان لادلُو
۱۹۹۵ هفت دیوید میلز
۱۹۹۶ دوازده میمون جِفری گُوینز
۱۹۹۶ خواب روها مایکل سولیوان
۱۹۹۷ متعلق به شیطان فرانسیس «فرانک» اِشتاین/روری دِونی
۱۹۹۷ هفت سال در تبّت هنریک هارِر
۱۹۹۷ طرف تاریک خورشید ریک
۱۹۹۸ با جو بلک آشنا شوید جو بلک/مرد در کافی شاپ
۱۹۹۹ باشگاه مبارزه تایلر داردِن
۱۹۹۹ جان مالکوویچ بودن خودش
۲۰۰۰ آدم ربایی میکی اُنیل
۲۰۰۱ مکزیکی جری وِلباخ
۲۰۰۱ جاسوس بازی تام بیشاپ
۲۰۰۱ یازده یار اوشن راستی رایان
۲۰۰۱ مجموعه تلویزیونی دوستان ویل کلبرت قسمت: "یک شایعه"
نامزد جایزه امی برای بازیگر برجسته مهمان در یک سریال کمدی
۲۰۰۳ سندباد: افسانه هفت دریا سندباد گوینده
۲۰۰۴ اَبیِ خواننده برد پیت (خودش) نقش فرئی
۲۰۰۴ تروآ آشیل نامزد جایزه فیلم MTV برای بهترین مبارزه مشترک با اریک بانا
نامزد جایزه فیلم MTV برای بهترین عملکرد - مرد
۲۰۰۵ دوازده یار اوشن راستی رایان
۲۰۰۶ آقا و خانم اسمیت جان اسمیت جایزه فیلم MTV برای بهترین مبارزه مشترک با آنجلینا جولی
نامزد جایزه فیلم MTV برای بهترین بوسه مشترک با آنجلینا جولی
۲۰۰۶ بابل ریچارد جایزه Gotham برای بهترین گروه بازیگران
جایزه جشنواره بین المللی فیلم پالم اسپرینگز برای بهترین گروه بازیگران
جایزه انجمن منتقدان فیلم سن دیگو برای بهترین گروه بازیگران
نامزد جایزه انجمن منتقدان فیلم شیکاگو برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
نامزد جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر مرد نقش مکمل - تصویر حرکت
نامزد جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد - تصویر حرکت
۲۰۰۷ بزرگ دل
۲۰۰۷ سیزده یار اوشن راستی رایان
۲۰۰۷ ترور جسی جیمز به وسیله رابرت فورد بزدل جسی جیمز برنده جام Volpi جشنواره فیلم ونیز برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
۲۰۰۷ شانتارم تهیه کننده
۲۰۰۷ کیفیت بازی بازیگر و تهیه کننده
۲۰۰۸ پس از خواندن بسوزان چد نامزد جایزه بافتا برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
نامزد دریافت جایزه، انجمن منتقدان فیلم دیترویت برای بهترین بازیگر
نامزد دریافت جایزه انجمن منتقدان فیلم هوستون برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
۲۰۰۸ شانه‌های اطلس
۲۰۰۸ چاد اشم
۲۰۰۸ سرگذشت غریب بنجامین باتن بنجامین باتن نامزد دریافت جایزه، آکادمی آواردز برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد جایزه بافتا برای بهترین بازیگر نقش اول مرد در نقش اصلی
نامزد جایزه انجمن منتقدان فیلم آمریکا برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد جایزه انجمن منتقدان فیلم آمریکا برای بهترین بازیگر
نامزد جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر نقش اول مرد - درام حرکت تصویر
نامزد نامزد جایزه انجمن منتقدان فیلم هوستون برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد جایزه زحل برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد جایزه انجمن صنفی بازیگران برای عملکرد برجسته یک بازیگر در سینما
نامزد جایزه انجمن Screen Actors برای عملکرد برجسته توسط یک بازیگر مرد در نقش اصلی
۲۰۰۹ حرامزاده‌های لعنتی سرهنگ آلدو راین انجمن منتقدان فیلم آمریکا برای بهترین بازیگر
جایزه انجمن منتقدان فیلم محفل ققنوس برای بهترین بازیگر
جایزه انجمن منتقدان فیلم سن دیگو برای بهترین بازیگر
جایزه انجمن صنفی بازیگران برای عملکرد برجسته بازیگر در تصویر حرکت
نامزد- دریافت جایزه، انجمن منتقدان فیلم دیترویت برای بهترین بازیگر
نامزد- جایزه MTV برای بهترین اجرای شخصیت
۲۰۱۰ ابرذهن (انیمیشن) مترو من گوینده
۲۰۱۱ درخت زندگی آقای اُبرین جایزه انجمن ملی منتقدان فیلم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه حلقه منتقدان فیلم نیویورک برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم شیکاگو برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد
نامزد -جایزه انجمن مرکزی منتقدان فیلم اوهایو برای بازیگر نقش اول مرد سال
۲۰۱۱ Money Ball بیلی بین جایزه انجمن منتقدان فیلم بوستون برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
جایزه بهترین بازیگر نقش اول مردانجمن ملی منتقدان فیلم
جایزه حلقه منتقدان فیلم نیویورک برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه اسکار برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه بین المللی AACTA برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه بافتا برای بهترین بازیگر نقش اول مرد در نقش اصلی
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن منتقدان اوهایو, برای بازیگر نقش اول مرد سال
نامزد - جایزه انجمن دالاس، فورت ورث, برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم دیترویت برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه گلدن گلوب برای بهترین بازیگر نقش اول مرد - درام حرکت تصویر
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم هوستون برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم محفل ققنوس برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم سن دیگو برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه ماهواره‌ای برای بهترین بازیگر نقش اول مرد - درام حرکت تصویر
نامزد - جایزه انجمن بازیگران برای عملکرد برجسته توسط یک بازیگر مرد در نقش اصلی
نامزد - جایزه انجمن منتقدان فیلم دروازه سنت لوئیس برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
نامزد - جایزه انجمن فیلم منتقدان منطقه واشنگتن دی سی برای بهترین بازیگر نقش اول مرد
۲۰۱۲ تجارت کوگان جک کوگان در حال فیلمبرداری
۲۰۱۲ جنگ جهانی زد Gerry Lane در حال فیلمبرداری

 


آلبرتو دلریو

چهار شنبه 12 مهر 1391
15:1
alihoveida

 
Click here to enlarge
نام اصلی: آلبرتو رودریگز Alberto Rodriquez

قد: 196 سانتی متر
وزن: 119 كیلوگرم
تاریخ تولد: 25 می 1977
محل تولد: سن لوییز بانوسی در مكزیك
اولین حضور در رستلینگ: 16 سپتامبر 2000



زندگی نامه كوتاهی از آلبرتو دلریو: آلبرتو دلریو زندگی نامه آن چنان مفصلی ندارد، چون به تازگی به دنیای WWE پا گذاشته است. البرتو رودریگز یك كشتی گیر حرفه ای مكزیكی است كه در كمپانی WWE در برند اسمك داون كار می كند. او هم چنین با نام دوس كاراس جونیور به عنوان یك لوچادور تكنیكی در ژاپن و مكزیك كشتی می گرفت. او فرزند دوس كاراس سینبور است. خانواده او یكی از مشهورترین و با نفوذ ترین خانواده های مكزیك است.
آلبرتو 9 سال در لیگ های مختلفی در مكزیك و ژاپن كشتی میگرفت. او بیشتر اوقات با ماسكی وارد میشد كه روی آن لوگوی دو سر عقاب بود. در 17 جون 2009 آلبرتو یك قرارداد 3 ساله با كمپانی دابلیو دابلیو ای امضا كرد و این یعنی وی مجبور نبود به لیگ FCW برود و بعد به WWE بیاید. ولی او این كار را نكرد و چند مسابقه در اف سی دابلیو انجام داد و در تور های WWE به كشورهای مختلف هم با اسم های دوس كاراس و آلبرتو باندراس كشتی گرفت.


ورود دلریو به برند اسمك داون و دشمنی با ری میستریو:
در 25 جون 2010 ، پرومویی از آلبرتو دلریو پخش میشد كه نشان میداد كه او یك مكزیكی پولدار است و به زودی در اسمك داون حضور پیدا می كند. این ویدئو ها تا 2 ماه هر هفته در شوء اسمك داون پخش می شدند. دلریو در 20 آگوست به صورت رسمی در اسمك داون حضور پیدا كرد و در همان ابتدا شروع به تمسخر ری میستریو كرد. در همان شب و در مین اونت آلبرتو دلریو خودش را به دنیای رستلینگ نشان داد و ری میستریو را با فینیشر خود یعنی رولینگ كراس آرمیار مجبور به تسلیم شدن كرد. دلریو استوری لاین خودش را با میستریو ادامه داد و در هفته بعد، بعد از مسابقه ری میستریو با كین با صندلی به دست میستریو حمله كرد و آرمبارش را روی او اجرا كرد كه همین اتفاق باعث مصدومیت ری میستریو و دوری چند هفته ای او از مسابقات شد.
دو هفته بعد در اسمك داون ، دلریو با فینیشرش مت هاردی را تسلیم كرد و او را نیز همانند میستریو مصدوم كرد كه این آخرین حضور مت هاردی در كمپانی بود و پس از آن هاردی به دلایلی از كمپانی اخراج شد. كریسچین كه از دوستان مت هاردی بود با آلبرتو دلریو استوری لاینی را شروع كرد و دلریو را به یك مسابقه در Nigh Of Champions دعوت كرد اما آلبرتو دلریو به كریسچین حمله كرد و چلنچ او را نپذیرفت. دلریو با فینیشر خود كریسچین را هم مصدوم كرد و این سومین سوپراستاری بود كه توسط دلریو مصدوم شده بود.
هفته بعد در اسمك داون مسابقه ای بین ادج، دلریو و ری میستریو برگزار شد كه برنده آن در مقابل قهرمان سنگین وزن جهان یعنی كین در Survior Series قرار می گرفت كه برنده این مسابقه ادج شد. در پی پی وی سروایور سریز دلریو كاپیتان تیمی متشكل از خودش، درو مك اینتایر، دشینگ كودی رودز، جك سواگر و تایلر ركس بود در مقابل تیم ری میستریو كه متشكل از خود ری، بیگشو، كریس مسترز، كوفی كینگستون و ام وی پی بود قرار گرفت كه در این مسابقه تیم دلریو مغلوب تیم میستریو شد.
در 26 نوامبر 2010 ، دلریو با كانت اوت بیگشو را شكست داد و توانست به مسابقات كینگ آف د رینگ 2010 راه پیدا كند. در راند اول این تورنمنت ، آلبرتو دلریو با آرمبار خودش موفق به شكست دنیل برایان شد و به راند بعدی راه پیدا كرد. در راند دوم او با دخالت ری میستریو مواجه شد و بازی را به جان موریسون باخت و از این تورنمنت حذف شد.
در پی پی وی تی ال سی آلبرتو دلریو و ری میستریو به همراه ادج و كین در یك بازی TLC بر سر كمربند سنگین وزن جهان كین به مصاف هم رفتند كه دلریو در این بازی هم توفیقی نداشت و نتوانست برنده شود. پس از آن دلریو به عنوان یكی از پرومو های فصل چهارم NXT انتخاب شد و هم اكنون مربی كانر اوبرایان در این مسابقات است.
دلریو یك آنوسر شخصی هم با خود به اسمك داون آورد كه نام او ریكاردو رودریگز است. رودریگز هم زمانی با ماسك در لیگ مكزیك كشتی می گرفت.


صفحه قبل 1 2 3 صفحه بعد