به گردو خوش آمدید

کتاب آموزش Flash.CS3

جمعه 05 آبان 1391
17:39
gerdooo

کتاب آموزش 3D MAX

جمعه 05 آبان 1391
17:07
gerdooo

مایکل جکسون

سه‌شنبه 25 مهر 1391
11:55
gerdooo

 

زادروز:

محل تولد:

۲۹ آگوست ۱۹۵۸
۷ شهریور ۱۳۳۷
گری، ایندیانا، آمریکا

درگذشت:

محل مرگ:

۲۵ ژوئن ۲۰۰۹
۴ تیر ۱۳۸۸ (۵۰ سال)
لس‌آنجلس، کالیفرنیا، آمریکا
علت مرگ: سکته قلبی بر اثر تزریق بالای داروی بی‌هوشی پروپوفول
آرامگاه: غرب لس‌آنجلس و در گورستان «فارست لاون»
محل زندگی مزرعه نورلند واقع در سنتا باربارا، کالیفرنیا (۱۹۸۸ تا ۲۰۰۵)
ملیت Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
نژاد آمریکایی آفریقایی‌تبار
پیشه

خواننده، موسیقی‌دان، ترانه‌سرا،آهنگ‌ساز، رقصنده، طراح

رقص،بازیگر، شاعر، نویسنده، نقاش،سرگرمی‌ساز، بازرگان،

 کارآفرین،نیکوکار، فعال حقوق بشر، تنظیم کننده، تاجر

سال‌های فعالیت ۱۹۶۴-۱۹۸۴ (گروه جکسون ۵)
۱۹۷۱-۲۰۰۹ (تک‌خوان)
سبک پاپ، آر اند بی، راک، سول،الکترونیک، دنس، فانک و...
قد ۱۷۸ سانتی‌متر[۱]
وزن ۶۱٫۷ کیلوگرم در هنگام مرگ
لقب سلطان پاپ
دین مسیحی
مذهب شاهدان یهوه
همسر لیزا پریسلی (۱۹۹۴ - ۱۹۹۶)
دبی رو (۱۹۹۶ - ۱۹۹۹
فرزندان پرنس جکسون
پاریس جکسون
بلنکت جکسون
والدین جوزف جکسون (پدر)
کاترین جکسون (مادر)
خویشاوندان جانت جکسون
گفتاورد

«اگر کسی بر ضد یک شخصیت جز آنچه که قابل اثبات بود نمی‌گفت،

تاریخ را نمی‌شد نوشت»

جایزه‌ها ۳۹۲ جایزه (بیشتر از هر هنرمند دیگری در طول تاریخ) از جمله:
۲۴ رکورد در 
کتاب گینس
۱۸ 
جایزهٔ گرمی
 
امضا امضا مایکل جکسون
 
وبگاه michaeljackson.com
 
مایکل جوزف جکسون (به انگلیسیMichael Joseph Jackson) (زاده: ۲۹ اوت ۱۹۵۸ – درگذشت: ۲۵ ژوئن ۲۰۰۹خواننده، موسیقی‌دان،ترانه‌سرا، آهنگ‌ساز، تهیه‌کننده، رقصنده، طراح رقص، بازیگر، شاعر، نویسنده، نقاش، سرگرمی‌ساز، بازرگان، کارآفرین، نیکوکار و فعال حقوق بشراهل آمریکا بود. او با نام پادشاه پاپ (King of Pop) و ام جی (MJ) نیز معروف بود.[۱]
او از ۵ سالگی وارد صنعت موسیقی شد و به مدت ۴۶ سال فعالیت کرد. جکسون، بیتلز و الویس پریسلی با اختلاف بسیار زیاد از دیگر هنرمندان،پرفروش‌ترین هنرمند جهان هستند. در سال ۲۰۰۶ کتاب رکوردهای جهانی گینس، رکورد موفق‌ترین سرگرمی‌ساز و صحنه‌گران تاریخ را به نام مایکل جکسون ثبت کرد.[۲]
جکسون در طول ۴۶ سال دوران فعالیتش، ۱۰ آلبوم استودیویی منتشر کرد که ۵تایشان جزء پرفروش‌ترین آلبوم‌های جهان هستند. او تنها هنرمندی‌است که این تعداد آلبوم پرفروش دارد. همچنین آلبوم تریلر او که در سال ۱۹۸۲ منتشر شد، با فروش بیش از ۱۱۰ میلیون نسخه در جهان، پرفروش‌ترین آلبوم تاریخ است.[۳]
طبق بررسی‌های تالار مشاهیر راک اند رول، کتاب گینس، مجلهٔ وینتی فیر و چندی از منابع دیگر، مایکل جکسون محبوب‌ترین هنرمند تاریخ در صنعت نمایش، مشهورترین انسان مَرد تاریخ، نیکوکارترین ستارهٔ پاپ و پرجایزه‌ترین هنرمند جهان است.[۴][۵] او بیشتر ثروت خود را برای انجام کارهای نیکوکارانه خرج کرد و ۲ بار نیز نامزد جایزهٔ صلح نوبل شد؛ یکی در سال ۱۹۹۸ و دیگری در سال ۲۰۰۳. سازمان یونیسف آمریکا نیز از جکسون به عنوان بزرگ‌ترین بشردوست جهان نام می‌برد.[۶]
مایکل در طول عمرش به نمادی فرهنگی و جزئی از فرهنگ عامهٔ مردم جهان تبدیل شد. سبک منحصربه‌فرد او در موسیقی، رقص، آواز و مُـد، هنرمندان بی‌شماری همانند مدونا و بریتنی اسپیرز را در ۳۰ سال اخیر تحت تأثیر قرار داده و همچنان نیز در حال خط دادن به هنرمندان نوظهور همانند لیدی گاگا و جاستین بیبر است. با این وجود ابعاد دیگر زندگی شخصی او، همچون ظاهر در حال تغییر، رفتار و شایعات پیرامونش سبب ایجاد جنجال‌های غرض ورزانه‌ای از سمت رسانه‌ها شد که به چهرهٔ مردمی او صدمه زد. از اتهامات معروفی که به وی زده شده‌است می‌توان به ۲ اتهام کودک‌آزاری یکی در سال ۱۹۹۳ و دیگری در سال ۲۰۰۵ اشاره کرد که در هر دو مورد بی‌گناه شناخته شد.
او در اواسط سال ۲۰۰۹ بر اثر تزریق بیش از حد داروی قوی بی‌هوشی پروپوفول توسط دکترش، در سن ۵۰ سالگی درگذشت. پس گذشت ۲ سال از مرگ مایکل جکسون، دکتر او به ۴ سال حبس در زندان به خاطر قتل غیرعمد جکسون محکوم شد.[۷]
 
زندگی نامه 
۱۹۵۸ تا ۱۹۷۵: کودکی و آغاز فعالیت هنری با گروه جکسون فایو 

خانهٔ دوران کودکی جکسون در شهر گَری، ایالت ایندیانا، تقاطع خیابان «جکسون ۲۳۰۰» و بلوار «خانواده جکسون».
 
 
مایکل جوزف جکسون در تاریخ ۲۹ اوت ۱۹۵۸ (‎۷ شهریور ۱۳۳۷) در شهر صنعتی گَری در ایالت ایندیانا،آمریکا (نزدیک شیکاگو) و در خانواده‌ای از طبقهٔ کارگر و تهی‌دست زاده شد.[۸] نام پدرش، جوزف و مادرش، کاترین بود. او هفتمین فرزند از ۹ فرزند خانواده جکسون بود.[۹] جوزف، پدر خانواده، در استخدام معدن آهن بود و اغلب با برادرش به اجرا در کافه‌ها و دیسکوهای شهر گَری می‌پرداخت و اغلب در خانه و جلوی چشمان فرزندانشان تمرین می‌کردند.[۸] مادر مایکل بسیار مذهبی بود و فرزندانش را با باورهای سختگیرانهٔ فرقهٔ شاهدان یهوه از دین مسیحیت تربیت می‌کرد.[۱۰] خانوادهٔ ۱۱ نفری جکسون، در یک خانهٔ کوچک دو اتاق خوابه زندگی می‌کردند.[۱۱]

تصویری از اولین ویژه‌برنامهٔ جکسون فایو در سال ۱۹۷۱. (مایکل در وسط است)

 

مایکل استعدادش در موسیقی را خیلی زود بروز داد. او در سن ۵ سالگی در حضور همکلاسی‌ها و مردم به مناسبت مختلف اجرا می‌کرد و موجب تعجب همگان می‌شد. در سال ۱۹۶۴ و زمانی که مایکل تنها ۶ سال داشت، به عنوان خوانندهٔ پس‌زمینه به گروه برادران جکسون پیوستند. او در ۸ سالگی (سال ۱۹۶۶) در مقام خواننده و رقصندهٔ اصلی این گروه قرار گرفت. در همین زمان، برادران جکسون نام گروه را بهجکسون فایو تغییر دادند.[۸][۱۲]
برادران جکسون هر روز پس از بازگشت از مدرسه، به دستور پدرشان به تمرین‌های سخت می‌پرداختند. مایکل از همان دوران خردسالی مورد رفتار تند پدرش قرار داشت. او کار بی‌وقفه، شلاق و کلمات رکیک را تحمل می‌کرد. جوزف اغلب مچ‌گیری می‌کرد و یا فرزندان پسر را به دیوار فشار می‌داد.[۱۳] این سوء استفاده‌ها از مایکل، زندگی‌اش در بزرگسالی را تحت شعاع خود قرار داد.[۱۴]
جکسون فایو از ۱۹۶۶ تا ۱۹۶۸ (۸ سالگی تا ۱۰ سالگی مایکل) در سطح وسیعی از ایالت‌های غرب میانه آمریکا به اجرای برنامه پرداخت. آن‌ها مکرراً در جایی اجرا می‌کرند که اغلب مقدمه‌ای برای شروع استریپ تیزها (رقص‌های برهنه) و نمایش‌های جنسی مربوط به بزرگسالان بود. در سال ۱۹۶۸ (۹ سالگی مایکل) رئیس شرکت موتاون رکوردز با مشاهدهٔ استعداد این گروه با آن‌ها قرارداد بست. در سال ۱۹۶۹ (۱۱ سالگی مایکل) ۴ تک‌آهنگ جکسون فایو پشت‌سرهم در آمریکا شماره یک شدند و رکوردی به نام آن‌ها ثبت شد. مایکل از سال ۱۹۷۲ (۱۴ سالگی)، در کنار فعالیت در گروه، حرفهٔ انفرادی خود را نیز آغاز کرد. او از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۵، ۴ آلبوم استودیویی تک‌نفره منتشر کرد و حتی نامزد یک جایزه اسکار هم شد.[۱۵] جکسون فایو در سال ۱۹۷۵ از شرکت نشر موسیقی موتاون رکوردز به سی‌بی‌اس رکوردز نقل مکان کردند.[۱۶] گروه همچنان به اجراهای بین‌المللی خود ادامه می‌داد و از ۱۹۷۶ تا ۱۹۸۴ (از ۱۵ تا ۲۴ سالگی مایکل) شش آلبوم استودیویی دیگر منتشر کرد. در همین مدت، مایکل ترانه‌سرای اصلی جکسونز بود.
مایکل در این دوران به بلوغ رسید و او از تغییرات صورت و ظاهرش ناراضی بود. به همین دلیل رژیم غذایی خود را تغییر داد و گیاه‌خوار شد.
 
۱۹۷۹ تا ۱۹۸۱: آلبوم غیر معمول 
 
 
در سال ۱۹۷۸، مایکل در فیلمی موزیکال به نام ویز در نقش یک مترسک ظاهر شد. موسیقی این فیلم توسط کوئینسی جونز، یکی از بزرگ‌ترین تهیه‌کنندگان آثار موسیقی جهان تنظیم شده بود. اما فروش این فیلم در گیشه یک فاجعه بود و موفقیتی به‌دست نیاورد. کوئینسی در مدت ساخت این فیلم به مایکل پیوست و تهیه‌کنندگی پنجمین آلبوم استودیویی او با نام غیر معمول را به دست گرفت.[۱۷]
در سال ۱۹۷۹، بینی مایکل در یکی از تمرینات پیچیدهٔ رقص شکست. جراحی بینی‌ای که در نتیجهٔ این حادثه انجام شد موفقیت‌آمیز نبود و مایکل از مشکلات تنفسی که می‌توانست فعالیت حرفه‌ای او را تحت تأثیر قرار دهد رنج می‌برد. او در اواسط دههٔ ۱۹۸۰ به دکتر استیو هوفلین معرفی شد که دومین جراحی بینی را برای او انجام دهد.[۱۸]
کوئینسی جونز و مایکل با همدیگر تهیه‌کنندگی آلبوم غیر معمول را بر عهده گرفتند. ترانه‌سرایان این آلبوم، مایکل، راد تمپرتون، استیو واندر و پل مک‌کارتنی (عضو اصلی بیتلز) بودند. غیر معمول در سال ۱۹۷۹ منتشر شد و به اولین آلبومی تبدیل شد که چهار تک‌آهنگ آن، در بین ۱۰ اثر برترِ جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد (تک‌آهنگ‌های آمریکا) قرار گرفت.[۱۹][۲۰] ۳ سال بعد و با انتشار آلبومتریلر، مایکل با داشتن ۷ تک‌آهنگ در بین ۱۰ اثر برتر جدول ۱۰۰ آهنگ داغ بیلبورد آمریکا، رکورد خود را می‌شکند. آلبوم غیر معمول رتبهٔ سوم را در جدول بیلبورد ۲۰۰ به‌دست آورد و در مدت ۳ سال و با فروش ۷ میلیون نسخه به پرفروش‌ترین آلبوم یک هنرمند سیاه‌پوست که تا آن زمان در جهان منتشر شده بود تبدیل شد. تا سال ۲۰۰۸ بیش از ۲۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رسیده‌است و آن را به یکی از پرفروش‌ترین آلبوم‌های موسیقی جهان تبدیل کرده‌است.[۲۱][۲۲]
انتشار این آلبوم با دریافت تعدادی جایزه از مراسم‌های معتبر موسیقی همانند یک جایزهٔ گرمی همراه بود اما با این حال، مایکل از دستاورد این آلبوم ناراضی بود و بر این باور بود که این آلبوم می‌بایست تأثیر بسیار فراتری می‌گذاشت. او احساس می‌کرد که صنعت موسیقی به او اهمیت نمی‌دهد. در سال ۱۹۸۰ زمانی که جکسون به روزنامه‌نگار مجلهٔ رولینگ استون گفت که اگر مایل هستند، تصویرش را برروی مجلهٔ‌شان چاپ کنند؛ با جواب منفی آن شخص مواجه شد و روزنامه نگار به او گفت: «من بارها و بارها گفتم، اگر عکس سیاه‌پوستان روی مجله‌ها چاپ بشه، فروش نمی‌ره». جکسون هم در جواب گفت: «صبر کن. روزی می‌رسه که همین روزنامه‌ها می‌یان و از من درخواست مصاحبه می‌کنن. شاید اون روز این کار رو انجام بدم. شایدم نه».[۲۳] به همین دلیل او مصمم شد که با انتشار آلبوم بعدی‌اش، به نقطه‌ای فراتر از انتظارات دیگران دست یابد.[۲۴]
نگاه کن؛ آلبوم بعدی را که من منتشر خواهم کرد. فقط نگاه کن... به آن‌ها نشان خواهم داد.[۲۴]
 
۱۹۸۲ تا ۱۹۸۳: آلبوم تریلر 
 
 
در برخی مواقع، فروش تریلر مثل یک کالای لوکس نیست، بلکه همانند یک کالای ضروری در هر خانه‌ای پیدا می‌شود ... تریلر احتمالاً شنیده شده‌ترین ضبط تمام تاریخ است.
جی. رندی تارابورلی، زندگی‌نامه‌نویس و خبرنگار.[۲۵]
در سال ۱۹۸۲، جکسون با همراهی استیون اسپیلبرگ، کتاب گویای ئی.تی. موجود فرازمینی را برای فیلمی علمی-تخیلی با همین نام تهیه نمود که در سال ۱۹۸۴ جایزهٔ گرمی «بهترین ضبط برای کودکان» را برای مایکل به ارمغان آورد.[۲۶] در همان ماه انتشار این کتاب گویا، مایکل ششمین آلبوم استودیویی خود با نام تِریلِر را منتشر کرد. تریلر تبدیل به جزئی از فرهنگ عامهٔ جهان و به خصوص آمریکا شد.[۲۷][۲۸] تریلر در سال اوّل انتشارش، بیش از ۲۵ میلیون کپی در جهان فروش داشت و در ۷ فوریه ۱۹۸۴ به پرفروش‌ترین آلبوم جهان در تمام دوران‌ها تبدیل شد و نامش درکتاب رکوردهای گینس ثبت شد.[۲۹]

تام کروز

سه‌شنبه 25 مهر 1391
11:30
gerdooo

 


نام اصلی توماس "تام" کروز ماپوتر چهارم
زمینه فعالیت سینما
ملیت Flag of the United States.svg ایالات متحده آمریکا
تولد ۳ ژوئیهٔ ۱۹۶۲ ‏(۵۰ سال)
سیراکیوز، نیویورک
پیشه بازیگر، تهیه کننده
سال‌های فعالیت ۱۹۸۱ تا کنون
همسر(ها) میمی راجرز (۱۹۹۰-۱۹۸۷)
نیکول کیدمن (۲۰۰۱-۱۹۹۰)
کیتی هلمز (۲۰۱۲-۲۰۰۶)
وب‌گاه رسمی www.tomcruise.com

 توماس "تام" کروز ماپوتر چهارم (به انگلیسیThomas Cruise Mapother IV) (زاده ۳ ژوئیه ۱۹۶۲) هنرپیشه و تهیه کننده سرشناس آمریکایی است.

زندگینامه 
 
تام کروز در سیراکیوز از شهرهای مرکزی ایالت نیویورک آمریکا به دنیا آمد. نام کامل وی توماس کروز ماپوتر چهارم Thomas Cruise Mapother IV است.
پدرش مهندس برق و مادرش معلم بود. خانواده آنها در اصل ریشه‌ای آلمانی، انگلیسی و ولزی دارند. تام دارای سه خواهر است که ماریان ، لی آن و کاس نام دارند. لی آن کار تبلیغات تام کروز را بر عهده دارد [۱].
زندگی آنها در مکان ثابتی نبود و خانواده آنها به شهرهای گوناگونی مهاجرت کردند. بنابر گفته تام کروز، وی تا به پایان رساندن دوره دبیرستان، در پانزده مدرسه مختلف درس خواند [۲]. تام دوازده ساله بود که والدینش از هم جدا شدند. وی و خواهرش تحت سرپرستی مادرشان قرار گرفتند و در سالهای بعد در شهرهای گوناگونی ساکن شدند. تام مدتی آموزش مذهبی دید و قصد داشت کشیش شود اما از این کار رویگردان شد و در نهایت در سال ۱۹۸۰ از دبیرستانی در نیوجرسی فارغ التحصیل شد.
تام کروز در سال ۱۹۸۷ با میمی راجرز هنرپیشه آمریکایی ازدواج کرد. میمی باعث آشنایی او با آئین مذهبی ساینتولوژی شد. این زوج در سال ۱۹۹۰ از هم جدا شدند. در همین سال به هنگام بازی در فیلم «روزهای تندر» با نیکول کیدمن بازیگر استرالیایی آشنا شد و مدتی بعد با وی ازدواج کرد. این ازدواج یازده سال دوام یافت. این زوج سرشناس، جذاب و محبوب، تا سالها از سرشناسترین زوجهای هالیوود به شمار می‌آمدند. آنها دو کودک را به فرزندی پذیرفتند. در سال ۲۰۰۱ در حالی که نیکول سه ماهه باردار بود از یکدیگر جدا شدند که موجب شد نیکول کودک مذکور را سقط کند. برخی نیز معتقدند دلیل جدایی وی از نیکول ناتوانی نیکول کیدمن در بچه دار شدن بوده است [۳].
 
وی تا سال ۲۰۰۴ با پنه‌لوپه کروز بازیگر اسپانیایی ارتباط داشت. در سال ۲۰۰۵ با کیتی هولمز بازیگر آمریکایی آشنا شد و مدتی بعد بر فراز برج ایفل به وی پیشنهاد ازدواج داد. مراسم عروسی آنها در دسامبر ۲۰۰۶ در براچیانو ایتالیا برگزار شد. این زوج هنری به اختصار با عنوان تام کت نیز شناخته می‌شوند . پیش از آن در ماه آوریل همان سال نخستین فرزند آنها به دنیا آمد که نام فارسی - عبری سوری را برای وی برگزیدند. سوری نخستین فرزند تنی تام و کیتی است و سومین فرزند تام کروز به حساب می‌آید.
 
زندگی هنری 
 
تام کروز در سالهای دبیرستان در فیلم موزیکالی از طرف مدرسه شرکت کرد و مورد تحسین قرار گرفت. همین مساله باعث شد وی به بازیگری بطور جدی علاقه مند شود. نخستین بازی جدی وی، تنها یک سال پس از به پایان بردن دوره دبیرستان، در فیلم «عشق بی پایان» به سال ۱۹۸۱ اتفاق افتاد. تا سال ۱۹۸۶ در چندین فیلم بازی کرد که چندان شهرتی برایش نداشت. اما در این سال وی به عنوان بازیگر اصلی فیلم تاپ گان برگزیده شد. داستان این فیلم حادثه‌ای در مورد آموزش خلبانان هواپیماهای شکاری در ارتش ایالات متحده بود. این فیلم پرفروشترین فیلم سال آمریکا شد و برای تام کروز شهرت فراوانی به همراه آورد.
سالهای بعد، حضور تام کروز در فیلم‌های مشهور نمایان تر شد. در سال ۱۹۸۹ به همراه داستین هافمن در فیلم مرد بارانی شرکت کرد که این فیلم نامزده هشت جایزه اسکار شد. اما وی یک سال بعد توانست نخستین بار نامزد جایزه اسکار بهتری بازیگر نقش اول مرد برای بازی در فیلم «متولد چهارم ژوئیه» شود. در همین سال با بازی در فیلم «روزهای تندر» با نیکول کیدمن آشنا شد و بعدها با وی ازدواج کرد. تام کروز در سال ۱۹۹۶ به عنوان تهیه کننده و بازیگر نقش اول در فیلم ماموریت غیرممکن حاضر شد که با اقبال فراوان مواجه شد. چشمان کاملاً بسته به کارگردانی استنلی کوبریک با حضور تام کروز و نیکول کیدمن در نقش یک زوج ثروتمند نقطه عطف دیگری در آثار هنری تام کروز به حساب می‌آید. این فیلم در سال ۱۹۹۹ اکران شد. قسمت دوم فیلم ماموریت غیرممکن در سال ۲۰۰۰ اکران شد و سومین فیلم پرفروش سال شد [۴].
تام کروز در سال ۲۰۰۲ در فیلم گزارش اقلیت ساخته استیون اسپیلبرگ بازی کرد. دو سال بعد فیلم جانبی یا کلترال از وی به نمایش درآمد که جوایز متعددی به همراه داشت. یک سال بعد در فیلم پرفروش جنگ دنیاها باز هم به کارگردانی استیون اسپیلبرگ نقش آفرینی کرد. سومین بخش از فیلم ماموریت غیر ممکن در سال ۲۰۰۶ به روی پرده رفت که همانند دو قسمت قبلی فروش بالایی داشت. وی در سال ۲۰۰۷ در فیلم شیرها برای بره‌ها بازی کرد.
علاوه بر بازیگری، تام کروز از سال ۱۹۹۶ به عنوان تهیه‌کننده در تعدادی از فیلم های سینمایی مشارکت کرده است. وی از سال ۲۰۰۶ همراه با پائولا واگنر صاحب شرکت فیلمسازی یونایتد آرتیستزشد [۵].
 
تام کروز در رسانه‌ها
 
شهرت و محبوبیت تام کروز باعث شده تا همواره در فهرست بازیگران برگزیده در مجلات گوناگون بدرخشد. وی در سال ۱۹۹۷ از سوی مجله امپایر به عنوان یکی از پنج بازیگر برتر تاریخ سینما برگزیده شد. دو سال قبل همین مجله وی را در فهرست یکصد بازیگر جذاب (سکسی) برتر سینما جای داده بود [۶]. در سالهای ۱۹۹۰، ۱۹۹۱ و ۱۹۹۷ در فهرست پنجاه انسان زیبای هفته نامه مردم قرار گرفت [۷]. در سال ۲۰۰۶ از سوی مجله فوربس برترین چهره سرشناس سال شناخته شد. در همان سال از سوی مجله پرمیر چهاردهمین چهره سرشناس قدرتمند جهان لقب گرفت [۸].
 
دانستنی‌ها
  • تام کروز پیرو آئین خاصی است که ساینتولوژی نام دارد.
  • انتشار کتاب «زندگینامه تام کروز» نوشته اندرو مورتون که در آن به روابط غیر اخلاقی تام کروز اشاره شده و وی را انسانی ناپایبند به مذهب و لاابالی نشان می‌دهد واکنش خشمگینانه کلیسای ساینتولوژی آمریکا را به دنبال داشت [۹].
  • تام کروز چپ دست است.
  • پسر عموی کروز، ویلیام میپاتر هم بازیگر بوده و بیشتر به خاطر نقش اتان رام در سریال لاست شناخته شده است.
افتخارات
 

تام کروز جوایز اسکار سال ۱۹۸۹

 

او تاکنون سه بار نامزد جایزه اسکار شده و ده‌ها جایزه مهم دیگر از جمله سه جایزه گلدن گلوب را به دست آورده است [۱۰]. وی با بازی در فیلم تاپ گان (۱۹۸۶) به شهرت جهانی رسید و از آن پس، بیش از دو دهه است که همچنان فعالانه در فیلمهای گوناگون حاضر می‌شود. بنابر گزارش مجله فوربس، میزان دارایی تام کروز در سال ۲۰۰۷ بیش از سی و یک میلیون دلار بوده است [۱۱].همنچنين تام كروز سه بار نامزد جايزه اسکار و ۳ بار برنده جایزه گلدن گلوب و ۲ بار برنده جايزه جوایز سینمایی ام‌تی‌وی و ۱ باز برنده جايزه ساترن و جالب تر اينكه ۷ بار هم نامزد دريافت جايزه جايزه ساترن شده است.
جوایزی که تام کروز تاکنون کسب کرده است: آی دی ام بی
 
فیلم‌شناسی 
 
فهرست فیلم هایی که تام کروز در آنها به ایفای نقش پرداخته است (برگرفته از: [۱۲]):


نیکولاس کیج

سه‌شنبه 25 مهر 1391
11:07
gerdooo

نام اصلی: نیکولاس کیم کاپولا
Nicolas Kim Coppola
ملیت: آمریکایی 
تولد: ۷ ژانویهٔ ۱۹۶۴ ‏(۴۸ سال)
لانگ بیچ، کالیفرنیا
پیشه: بازیگر، تهیه کننده و کارگردان
سال‌های فعالیت: ۱۹۸۰ تا کنون
همسر(ها): پاتریشیا آرکت
لیزا ماری پریسلی

 

نیکولاس کیج (به انگلیسیNicolas Cage) (زادهٔ: ۷ ژانویه ۱۹۶۴بازیگر و تهیه کنندهٔ آمریکایی می‌باشد. در سال ۱۹۹۵ او توانست جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد را برای فیلم ترک لاس وگاس بدست آورد.

زندگی‌نامه 
 
نیکلاس کیج با نام اصلی نیکلاس کیم کاپولا، ۷ ژانویه‌ی سال ۱۹۶۴ در لانگ‌بیچ از توابع ایالت کالیفرنیای آمریکای شمالی متولد شد. پدر او آگوست کوپولا استاد ادبیات و برادر فرانسیس فورد کاپولا کارگردان مشهور «پدرخوانده»ها بود. مادرش هم طراح رقص بود. در نتیجه کیج خانواده‌ای فرهنگی و هنری داشت. (هر چند پدر و مادرش در سال ۱۹۷۶ از هم جدا شدند. به این دلیل که مادرش از افسردگی مزمن رنج می‌برد). کیج دو برادر دارد که هر دوی آن‌ها در زمینه‌های هنری فعالیت می‌کنند: کریستوفر کاپولا کارگردان است و مارک کاپولا از شخصیت‌های رادیویی در نیویورک است.
کیج در دبیرستان بورلی هیلز درس خواند و البته بعد از مدتی از آن جا بیرونش کردند. (این همان دبیرستانی است که لنی کراویتز و راب راینر و آنجلینا جولی هم در آن درس خوانده‌اند.) و اولین فعالیت‌های نمایشی غیر حرفه‌ای‌اش را هم در همین دبیرستان انجام داد. کیج بعدها تحصیلاتش را در زمینه سینما ادامه داد. او فارغ‌التحصیل مدرسه‌ی سینما و تلویزیون و تئاتر مشهور و معتبر UCLA است.
کیج همان اوایل فعالیتش نامش را تغییر داد تا زیر سایه‌ی نام کسی قرار نگیرد و به اعتبار نام خودش شهرت کسب کند. او با بازی در نقش‌های کلاسیک و جذاب در اواخر دهه‌ی ۸۰ میلادی توانست نامش را همان‌گونه که می‌خواست در دنیا مطرح کند. او نام کیج را از کاراکتر لوک کیج، یکی از شخصیت‌های کتاب‌های مارول کمیک، الهام گرفته است. (کلا کیج علاقه‌ی ویژه‌ای به کتاب‌های کمیک دارد و کلکسیونی از آن‌ها جمع‌آوری کرده است. به عقیده‌ی او اسطوره‌شناسی شخصیت‌های کتاب‌های کمیک می‌تواند بر روی آن چه که امروز در اطراف ما می‌گذرد تاثیر بگذارد. کیج حتی اسم پسرش را هم از روی یکی از شخصیت‌های کتاب‌های کمیک انتخاب کرده است.) بعد از اولین فیلمش به نام Fast Time in Ridgemont High که در آن چند دقیقه در مقابل شان پن ظاهر شد، در فیلم‌های متعددی بازی کرد که بعضی از آن‌ها متعلق به سینمای تجاری و پرفروش و بعضی هم فیلم‌های قابل توجه و غیرمعمولی بودند. او آرزو داشت که در فیلم outsider که عمویش کارگردانی می‌کرد نقش دالاس وینستون را بازی کند اما آن نقش را به مت دیلون دادند.
کیج دوبار کاندیدای جایزه‌ی اسکار شد و سرانجام هم برای بازیدر نقش یک الکلی ناامید که می‌خواهد دست به خودکشی بزند، برای فیلم «ترک لاس وگاس» توانست اسکار را از آن خود کند. نقش دیگری که برای آن نامزد جایزه‌ی اسکار شد، نقش چارلی کافمن و دوقلوی خیالی او در فیلم «اقتباس» بود. علیرغم این موفقیت‌ها، خیلی از بازی‌های او در فیلم‌های کم خرج در مقایسه با فیلم‌های تجاریش در اکران نادیده گرفته شد. برای مثال در سال ۲۰۰۵، کیج در دو فیلم شگفت‌انگیز «ارباب جنگ» و « هواشناس» بازی خارق العاده‌ای داشت که هر دوی این فیلم‌ها در گیشه شکست خوردند و فروش خوبی نداشتند و با وجود این که نقدهای خوبی هم بر آن‌ها نوشته شده بود و اکران جهانی هم داشتند ولی در عمل در برابر مخاطبان شکست خوردند. یا تریلر تعلیقی «8mm» محصول سال ۱۹۹۹ گیشه و اکران موفقی نداشت ولی امروز یک فیلم کالت به حساب می‌آید و طرفداران خاص خودش را دارد. این هم یکی از آن نقش‌آفرینی‌های کیج است که آن طور که باید دیده نشد.
بیشتر موفقیت مالی این بازیگر از تلاشش برای نقش‌آفرینی در فیلم‌های ژانر حادثه‌ای-اکشن ناشی می‌شود. در دومین فیلم پرفروش موفقش تا امروز یعنی فیلم «گنجینه‌ی ملی»، نقش یک تاریخدان عجیب و غریب را بازی می‌کند که برای پیدا کردن گنجینه‌ای که توسط یک سازمان آمریکایی پنهان شده، وارد ماجراهای خطرناکی می‌شود. یا در فیلم دیگرش «تغییر چهره» به کاگردانی جان وو که هم نقش قهرمان و هم بدمن داستان را دارد.
نیکلاس کیج سه بار ازدواج کرده است و همسر دوم او که مشهورترین آن‌ها هم هست، لیزا مری پریسلی دختر الویس پریسلی افسانه‌ای بود. و جالب است بدانید که او دوست صمیمی جانی دپ هم هست. در حقیقت کیج، جانی دپ را وقتی در فلوریدا گروه موسیقی داشته دیده و به گفته‌ی خودش: “وقتی داشتیم با هم مونوپلی بازی می‌کردیم فورا فهمیدم که او می‌تواند هنرپیشه‌ی فوق العاده‌ای شود. پس او را پیش مدیر برنامه‌هایم فرستادم.” از این بابت هم باید از کیج ممنون بود!
در سال‌های اخیر کیج به جز بازیگری حیطه‌های دیگری را هم تجربه کرده است. او برای اولین بار تجربه کارگردانی را با یک درام کم هزینه با بازی جیمز فرانکو تجربه کرده است. او همچنین تهیه‌کنندگی چند فیلم را نیز برعهده داشته است از جمله فیلم «سایه‌ی یک خون آشام» که اولین فیلمی است که توسط کمپانی Saturn تولید شده است. این کمپانی را کیج به همراه شریکش جف لواین تاسیس کرده است. «سایه‌ی یک خون آشام» نامزد جایزه‌ی اسکار هم شد. کیج همچنین تولید فیلم « زندگی دیوید گیل» با بازی کیت وینسلت و کوین اسپیسی را هم در کارنامه‌اش دارد که یک تریلر مرگبار است. خودش درباره‌ی تجربه‌های دیگری که می‌کند می‌گوید: “احساس می‌کنم که تا همین‌جا هم در فیلم‌های متعددی بازی کرده‌ام و می‌خواهم کارهای جدیدی را شروع کنم و دنیاهای دیگری را تجربه کنم تا از قابلیت‌های دیگری هم که دارم در راه رسیدن به موفقیت استفاده کنم. حالا این قابلیت‌ها می‌تواند نوشتن باشد یا هر چیز دیگری که باعث پیشرفتم می‌شود.”
کیج در تلاش برای پیشرفت در بازیگری مدتی هم روی صدایش کار کرد. به عقیده‌ی او: “بازیگران بزرگی مانند اسپنسر تریسی دارای صداهای خاص به یادماندنی بودند.” در نتیجه او هم مدتی روی صدایش کار کرد تا لحن و صدایش ویژگی‌های منحصر به فردیپیدا کند.
نقش آفرینی آینده‌ی کیج در فیلم «آگاهانه» به کارگردانی آلکس پرویا خواهد بود که قرار است ۲۰ مارچ ۲۰۰۹ به نمایش در آید. او در این فیلم نقش یک معلم را بازی می‌کند که می‌خواهد محتویات کپسول زمانی که در مدرسه پسرش کشف شده را آزمایش کند.
چند وقتی هست که فیلم‌های نیکلاس کیج دارند به شدت در هر دو جبهه تماشاگران و منتقدان شکست می‌خورند. با نگاهی به فیلم‌های آینده او و چند پروژه‌ای که با کارگردانان بزرگی همچون جان کارپنتر، ورنر هرتزوگ و رومن پولانسکی دارد می‌توان امیدوار بود که دوباره به دوران اوجش بازگردد. البته اگر اتفاقی مثل فیلم بسیار موفق «کشتی‌گیر» (دارن آرونوفسکی) که اخیرا جایزه اصلی جشنواره ونیز را برد و قرار بود در آن نقش اصلی را بازی کند (که نکرد و میکی رورک در آن درخشید) نیافتد.
کیج درباره‌ی بازیگری می‌گوید: “برای بازیگر خوب بودن باید شبیه یک مجرم عمل کنی یعنی مشتاق شکستن قوانین باشی تا چیز جدیدی را به دست آوری.”
نیکلاس کیج
نکات جذاب:
 
- نیکلاس نوجوان عاشق بازیگری بود . تا این حد که تحصیل در دوران دبیرستان را در سن ۱۵ سالگی رها کرد و وارد کنسرواتوار جوانان سان فرانسیسکو شد . در آنجا در نقش یک قهرمان بوکس در اجرایی از نمایشنامه پسر طلایی ظاهر شد.
- پس از سان‌فرانسیسکو به بورلی هیلز رفت و در کلاس‌های آمورش بازیگری شرکت کرد. از شاگردان استادان مشهور هنرهای نمایشی (پگی فوری) بود که در سال ۱۹۸۵ در یک سانحه تصادف اتومبیل در گذشت.
- پدر کیج (آگوست کوپولا) رییس واحد هنرهای خلاق دانشگاه سن فراسیسکو تاثیر زیادی روی او داشت. از جمله دیگر شخصیت‌هایی که در این دوره از آنان تاثیر پذیرفت می‌توان به مارلون براندو، جمیز دین و جری لوییس (به تعبیر خود کیج به خاطر آزادی و دیوانگی‌هایش) اشاره کرد.
- در سال ۱۹۸۹ برای فیلم «بوسه خون آشام» یک سوسک زنده را بلعید.
- از سوی منتقدان نیویورک برنده جایزه بهترین بازیگر مرد شده است،
- در سال ۱۹۹۵ به خاطر بازی در «ترک لاس وگاس» برنده جایزه بهترین بازیگر درام مرد از سوی گلدن کلوب و برنده جایزه اسکار شد.
- او در دهه نود در چند کمدی‌ سبک، نقش‌های تحسین برانگیزی ایفا کرد به ویژه با اندرو برگمان کارهای خوبی انجام داد. او در «ماه عسل در لاس وگاس» نقش مردی را که نامزدش را در بازی پوکر از دست می‌دهد و بر وحشتش از ازدواج چیره می‌شود بازی کرد.
- کیج در فیلم «می‌توانست برای شما اتفاق افتاده باشد» نقش یک پلیس متاهل را بازی می‌کند که بلیت بخت آزمایی‌اش را که برنده شده به انعام به یک پیش خدمت می‌دهد. داستان فیلم از این قرار است که این پلیس آرام وارد رستورانی می‌شود و هنگام پرداخت صورت حساب متوجه می‌شود که همسرش تمام پول‌هایش را برداشته و به پیش خدمت قول می‌دهد که هر مقدار پولی که فردا دستش برسد مقداری از آن را به او خواهد داد و از قضا همان شب در قرعه کشی ده میلیون دلار برنده می‌شود. او مجبور می‌شود مقداری از این پول را به پیش خدمت بدهد.
- در سال ۱۹۸۱ با تلاش فراوان و با نام نیکلاس کوپولا در نخستین فیلمش که کاری تلویزیونی بود و «اوقات خوش در رمانت های» نام داشت بازی کرد و پس از آن بود که این شانس را پیدا کرد که در ساخته عموی نامدارش «ماهی مهاجم» در نقش یکی از اعضای گروه جوانان یاغی (کنار بازیگرانی مثل میکی رورک و مت دیلن ) نقشی را به عهده بگیرد.
- او در همان اوایل دهه ۸۰ تصمیم گرفت نام خانوادگی‌اش را تغییر دهد و دلیل اصلی این تصمیم را تاثیرپذیری فراوانش از شخصیت پدرش دانسته که مانع از آن می‌شده تا در مقام بازیگری مستقل به ارائه درک شخصی‌اش از نقش‌ها بپردازد . (به گفته خود او این تاثیرپذیری تا حد زیادی در «ماهی مهاجم» هم مشهود است). با وجود تغییر نام، در دو ساخته دیگر عمویش هم ظاهر شد: در «کاتن کلاب» نقش برادر کوچک‌تر ریچاردگیر را ایفا می‌کرد و در «پگی سو ازدواج کرد» نقش همسر کاتلین ترنر را به عهده داشت.
- در فیلمی با نام «بردی» در کنار ماتیو موداین (که در این فیلم حسابی درخشید) در قالب دو دوست زخم خورده روانی بازگشته از جنگ ویتنام حضوری موثر داشت.
- حضور او در «پرندگان آتشین» که تقلیدی سطحی از «تاپ گان» (تونی اسکات ۱۹۸۶) در نقش یک خلبان بی‌باک هلی‌کوپتر تا حد زیادی به موقعیت هنری او لطمه زد.
- در «ترک کردن لاس و گاس» در نقش مردی الکلی اجرایی متفاوت ازاین نقش تیپیک ارائه داد، اجرایی که با تصویر ثابت و کلیشه‌ای چنین نقشی در فیلم‌های آمریکایی، به عنوان قربانی الکلیسم که با تکیه بر نیروی عشق و وفاداری محبوبه‌اش سعی در اصلاح خویش می‌کند، تفاوت بسیار داشت. او در این فیلم شخصیتی یک مرد الکلی را در واپسین روزهای زندگی‌اش تصویر کرد که این شیوه زندگی را به میل خود انتخاب کرده است. او حتی به این شخصیت (که سرنوشت محتومش را پذیرفته) ابعادی حماسی بخشید. بازی در این فیلم جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول را نصیب کیج ساخت.
- در «صخره» کیج در کنار شان کانری در نقشی مرید گونه (در این جا یک مامور امنیتی) ظاهر شد که که با کمک گرفتن از پیری مجرب و دنیا دیده سعی در به انجام رساندن ماموریتش دارد. کیج این جا در نقشی بازی کرده طیف متنوعی از هم بازی‌های کانری در سال‌های اخیر از هریسون فورد، الک بالدوین و کوین کلاستنر گرفته تا کریستیان اسلیتر، کریستوفر لامبرت و وسلی اسنایپس ایفا کرده‌اند.
- کیج در هالیوود به جدی گرفتن نقش‌ها و زندگی کردن با آن‌ها و هم‌چنین انجام تمرین‌های دشوار شهرت دارد و هر نقشی را که بپذیرد در زندگی واقعی‌اش نیز در قالب آن فرو می‌رود. شواهد این مدعا کم نیستند. گفته می‌شود که به خاطر «مسابقه با ماه» بازویش را شکافت، دو دندانش را به خاطر «بردی» کشید و در «بوسه خون آشام» یک سوسک زنده را بلعید!
- از معدود بازیگران معاصر سینمای امریکاست که از ستاره شدن پرهیز کرده و با تغییر خصایص فیزیکی‌اش (مثل فرم آرایش موها و صدا و لهجه) از فیلمی به فیلم دیگر مانع از شکل‌گیری تصویری ثابت از خود در ذهن علاقه‌مندانش بوده است.
- نیکلاس کیج از سرگیجه مزمن رنج می‌برد.
- وی عاشق بداهه‌گویی می‌باشد.
- درآمد وی از فیلم WIND TALKERS در سال۲۰۰۲ بیست میلیون دلاربوده است .
- نیکلاس کیج و لیزا ماری پریسلی (دختر الویس پریسلی) در جزیره هاوایی با یکدیگر ازدواج کردند (یک هفته قبل از بیست و پنجمین سالگرد درگذشت الویس پریسلی). البته مراسم عروسی بعد از سالگرد درگذشت الویس پریسلی برگزار شد. (الویس پریسلی ۴۲ سال داشت که در اثر حمله قلبی در سال ۱۹۷۷ درگذشت. لیزا ماری در سال ۱۹۹۴ با مایکل جکسون ازدواج و کمتر از یک سال بعد از او جدا شد, آن دو بالاخره در سال ۱۹۹۶ از هم طلاق گرفتند و بعد از آن با Danny keough (موسیقی دان) ازدواج کرد که از این ازدواج دو فرزند دارد.) نیکلاس کیج بعد از ۶ سال, در سال۱۹۹۵ با پاتریشیا آرکت که خود هنرپیشه بود ازدواج کرد. در سال ۲۰۰۱ از پاتریشیا آرکت طلاق گرفت. او همچنین یک فرزند پسر از نامزد سابقش, Kristina Fulton دارد. نیکلاس کیج به طور اتفاقی با یک گارسن که اهل کشور فیلیپین بود آشنا شد و همین آشنای باعث ازدواج آن‌ها در سال ۲۰۰۴ گردید .
نیکلاس کیج
 
فیلم‌ها 
 
فیلم‌های معروف او عبارت‌اند از:

 


بروس ویلیس(جان سخت)

سه‌شنبه 25 مهر 1391
10:35
gerdooo

 

 
نام اصلی: والتر بوروس ویلیس

تولد:

محل تولد:

۱۹ مارس ۱۹۵۵ ‏(۵۷ سال)

پادگان ارتش آمریکا در باوم هلدر
راینلاند-فالتز , Flag of Germany.svg آلمان غربی

سال‌های فعالیت: تا کنون-۱۹۸۰
همسر(ها): دمی مور ۲۰۰۰-۱۹۸۷
اما همینگ تا کنون-۲۰۰۹
فرزندان: رومر ویلیس
تالولا ویلیس

 

 

زندگی هنری
 
بعد از يك موفقيت در يك شو بروس براي اولين بار در روزنامه ها مطرح شد. سال 1987 هم يك سال خوب و هم يك سال بد براي بروس بود و يك كار ضعيف در فيلم « Back Edwards Blin Date » ارائه داد اما  در سال 1988 وقتي كه در فيلم «جان سخت » در نقش « مك كلين »  يك پليس بي باك بازي كرد منتقدين راساكت كرد تا يسال 1990 در فيلم جالب توجهي بازي نكرد تا اينكه روباره در فيلم « سخت جان 2 » به سمت بچه هاي بد شليك كرد بروس در نقشهاي استالونه اي و شواتزنگري گير كرده بود او سعي كرد قالبي را كه در آن قرار گرفته است در سه فيلم"Bon Fire of THE Vanities" و "Billy Bathgate" و "Hudson Hawk" بشكند.
 
در سال 1991 او دوباره با فيلم "The Last Boy Scot" به سبك فيلمهاي اكشن بازگشت تا جاني به باجه بليط  ببخشد اما دوباره سه بمب ديگر به نامهاي "Death Becomes" و "Stricking Distance" و "North" منفجر كرد.
 
زمانيكه سال 1994 فرا رسيد احتياج به يك تثبيت موقعيت حرفه اي داشت. در فيلمهاي 12 ميمون و سخت جان و انتقام بروس وزنه سنگيني در موفقيت اين فيلمها بود او آنقدر شناخته شده بود كه نمي توان گفت كه فيلم معروف « لوك بسون » يعني « عنصر پنجم » يك موقعيت بزرگ براي معروفيت او بود.
 
بروس ويليس به نظر مي رسيد كه مانند « جان تراولتا » به حاشيه رانده شده است فيلمهايي مانند  "Jackal" و "The Seige"  باعث تضعيف او شد. او چندي بعد اين خاطرات را ذهنها پاك كرد البته با فيلم حس ششم كه ركورد فروش را براي چندين هفته در دست داشت در فيلم بعدي « داستان ما » كه با استقبال خوبي روبرو نشد و « صبحانه قهرمانان » كه او در سرمايه گذاري آنها كمك كرده بود خيلي مورد توجه مردم قرار نگرفت او هنوز مي رود كه يك وزنه پر قدرت در فيلمهاي مختلف باشد از آرماگدون تا فيلمهاي تجربي مانند « صبحانه قهرمانان » نشان مي دهد كه بروس مايل به بازي در سبكهاي مختلف است.
 
 
ویلیس در اواخر دهه ۸۰ و به ویژه به خاطر بازی در نقش جان مک‌کلاین در سری فیلمهای جان سخت به شهرت رسید.
ویلیس همچنین در چندین مجموعه تلوزیونی نیز حضوری موفق داشته و چند البوم موسیقی نیز منتشر نموده. وی در مجموع در بیش از ۶۰ فیلم سینمایی حضور داشته که از این بین می‌توان به قصه عامه پسند ٬ شهر گناه ٬ جان سخت ٬ آرماگدون و حس ششم اشاره نمود. معروفترین نقش او حضور در فیلمهای جان سخت وایفای نقش جان مک‌کلاین است
اثار ویلیس در مجموع و به طور خالص بین ۲.۵۵ تا ۳.۰۴ میلیارد دلار آمریکا در گیشه‌های منطقه آمریکای شمالی فروش داشته که از لحاظ پر کردن گیشه هفتمین هنرپیشه نقش اول و هشتمین هنرپیشه نقش مکمل می‌باشد.[۱][۲]
ویلیس همچنین دو بار برنده جایزه امی، یک بار برنده جایزه گلدن گلوب و چهار بار نامزد دریافت جایزه ساترن شده است.
 
زندگی شخصی 
 
 فرزند بزرگ خانواده ارتشي بروس در يك پايگاه آمريكا در آيدار ابراشتين آلمان در مارس سال 1955 بعد از اينكه پدرش ارتش را در سال 1957 ترك كرد آنها به نيوجرسي آمريكا رفتند بروس در مدرسه بسيار فعال بود و همچنين در چندين برنامه دراماتيك ظاهر شد.
 
او تصميم نداشت كه بعد از دبيرستان مستقيماً به دانشگاه برود و يك كار رانندگي پيدا كرد اما بعد از اتفاقي كه براي يكي از همقطارانش افتاد اين كار را رها كرد و مدتي در بارهاي محلي سرگردان بود علاقه بروس به موسيقي اقزايش يافته بود همچنين شروع به زدن ساز دهني در يك گروه كه « لوز گوز » نام داشت كرد.
 
بروس مطالعاتش را در زمينه تئاتر ادامه داد و دوره هايي را در زمينه درام در كالج مونتكلر آغاز كرد بروس براي چند تست بازيگري به نيويورك نامه هايي فرستاد او بلاخره به منهتن رفت و يك آپارتمان كوچك اجاره كرد.
 
بروس براي تأمين مخارج زندگي در رستوران مركزي شروع به كار كرد در سال 1984 يك نقش مهمان در فيلم صداي ميامي بازي كرد كه نقش يك قاچاقچي اسلحه را بازي مي كرد.
 
وی در سال ۱۹۸۷ با هنرپیشه معروف هالیوود یعنی دمی مور ازدواج کرد که حاصل این ازدواج سه دختر می‌باشد. ازدواج مور و ویلیس بیشتر از ۱۳ سال دوام نیافت و این دو در سال ۲۰۰۰ از یکدیگر جدا شدند.
 
فیلم‌شناسی
 
فهرست برخی از فیلم‌هایی که بروس ویلیس در آنها به ایفای نقش پرداخته است:

 


مستربین

شنبه 22 مهر 1391
19:49
gerdooo

 

 
نام در تولد روآن سباستین اتکینسون

زاده

محل تولد

۶ ژانویهٔ ۱۹۵۵ ‏(۵۷ سال)

کانست٬ کانتی دورهام٬

ملیت

Flag of England.svg انگلستان

سال‌های فعالیت ۱۹۷۹ تا کنون
ژانر کمدی کمدی سیاه , طنز
همسر سونترا ساستری (۱۹۹۰ تا کنون)
کارها و نقش‌های برجسته نه اخبار ساعت نُه
بلک اَدر پیش می تازد

 روآن سباستین اتکینسون (به انگلیسیRowan Sebastian Atkinson) (زادهٔ ۶ ژانویه، ۱۹۵۵) یک بازیگر و نویسندهٔ بریتانیایی است که برای ایفای نقش آقای بین و بلک اَدر در تلویزیون بریتانیا مشهور شده است. نام او به عنوان یکی از پنجاه نفر در میان فهرست بامزه ترین کمدین های بریتانیا در مجلّهٔ آبزرور به چشم می‌خورد.[۱] او همچنین به عنوان یک از پنجاه نقش برتر کمدی همهٔ تاریخ در نظرسنجی میان افراد کمدین در سال ۲۰۰۵ انتخاب شد.[۲]

 

شغل: بازیگر، كمدین، نویسنده.
 
تحصیلات: مهندسی الكترونیك از دانشگاه نیوكاسل و آكسفورد.
 
علت شهرت: MR..BEAN
 
قد: 183 سانتی متر.
 
پدر: ERIC ATKINSO
 
شغل: كشاورز
 
مادر: ELLA MAY ATKINSON
 
برادرها: RYBERT-RODNEY.
 
همسر: SUENTRA SASTRY--
 
شغل: آرایشگر و گریمور
 
ازدواج:1990.
 
پسر: BENJAMIN
 
دختر: LILY
 
جوایز دریافتی:
 
BRIT ACADEMY AWARDS
 
OLIVIER THEATRE AWARDS
 
 
 
* وی در دوران دبستان با تونی بلر هم كلاسی بوده است.
 
* وی از سال 1979 فعالیت هنری خود را آغاز كرد.
 
* وی از كودكی دچار لكنت زبان می باشد. وی قادر به تلفظ صحیح حرف B نمیباشد.
 
* وی صاحب چندین اتوموبیل ریسر و اسپورت می باشد. تفریح و سرگرمی وی مسابقات اتومبیل رانی سرعت می باشد. وی در این زمینه مهارت زیادی نیز داراست..
 
 
 
روان آتكینسون معروف به مستربین كمدین معروفی كه سال هاست خنده را بر لبان مردم دنیا می نشاند، در 6 ژانویه 1955 در نیوكاسل انگلیس در منطقه تینه متولد شد. پدرش اریك آتكینسون و مادرش الامی نام داشت. او دو برادر بزرگ تر به نام های روبرت و رودنی دارد. پدرش یك مزرعه دار ساده بود. روان بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان در دانشگاه نیوكاسل در رشته مهندسی برق مشغول به تحصیل شد. مدتی بعد دانشگاهش را به آكسفورد منتقل كرد و تحصیلاتش را در همان رشته در دانشگاه آكسفورد به پایان رساند.
 
 
 
او از نوجوانی به بازی در نقش های كمدی علاقه فراوانی داشت و در این زمینه از استعداد خاصی برخوردار بود. روان در دانشگاه آكسفورد با فیلمنامه نویس طنز معروف ریچارد كورتس آشنا شد و فعالیت هایش را در زمینه بازیگری كمدی زیرنظر این فیلمنامه نویس آغاز كرد. او در چند نمایش كوتاه طنز كه در سالن آمفی تئاتر دانشگاه اجرا شد ایفای نقش كرد و بسیار مورد توجه تماشاچیان قرار گرفت. روان كار حرفه ای خود را در این زمینه در سن 23 سالگی و در سال 1978 با ایفای نقش در یك نمایش كمدی با نام oclock news شروع كرد..
 
 
 
این نمایش یك تقلید خبر طنزآمیز بود كه از شبكه BBC انگلیس پخش می شد. این نمایش كمدی كه پخش آن مدت چهار سال ادامه داشت موفقیت چشمگیری به دست آورد و در این مدت چهار سال روان جوایز ملی و بین المللی فراوانی را از اتحادیه های مختلف از آن خود كرد. روان كه با بازی در این سریال محبوبیت خاصی در انگلیس پیدا كرده بود در سال 1980 به این ترتیب عنوان بازیگر سال BBC را از آن خود كرد و مورد تقدیر قرار گرفت.
 
 
 
روان در سال 1981 در یك نمایش تك نفره طنز در تئاتر وست اند لندن بازی كرد و بعد از اتمام یك فصل كامل بازی جایزه بازیگر كمدی سال اتحادیه تئاتر وست اند لندن را از آن خود كرد. او جوان ترین فردی بود كه تا آن زمان تئاتر تك نفره طنز بازی كرده بود. دومین نمایش تك نفره او در سال 1988 نه فقط در لندن بلكه در نیویورك، استرالیا، نیوزلند و خاورمیانه بسیار موفقیت آمیز بود و مورد استقبال قرار گرفت.او در سال 1983 با همكاری فیلمنامه نویس ریچارد كورتیس نمایش طنز Black Adder افعی سیاه را برای BBC ساخت كه این سریال نیز برنده جوایز فراوانی در سطح بین المللی شد و روان به واسطه بازی در نقش اول این سری نمایش ها برای دومین بار عنوان بهترین بازیگر سال BBC را از آن خود كرد. این سریال در چهار دوره متوالی پخش شد.
 
 
 
معروف ترین كار تلویزیونی بزرگ او در سال 1989 ساخته شد. این سریال كمدی صامت، مجموعه نمایش های مستربین بود كه برای شبكه های ITV و HBO توسط شركت تایگر اسپكت ساخته شد. در این مجموعه نمایش های طنز، روان نقش یك شهروند انگلیسی دست و پا چلفتی را بازی می كرد كه بدون كلام و بیشتر با شكلك های صورت و حركات خنده دار، خنده را بر لبان تماشاگران می نشاند. این سریال برنده جوایز بین المللی فراوانی از جمله رز طلایی مونترایكس شد و در سال 1995 نیز عنوان بهترین نمایش كمدی را از آن خود كرد.
 
 
 
این سریال از شروع ساختش بسیار مورد توجه كشورهای مختلف دنیا قرار گرفت و در بیش از دویست كشور مهم دنیا فروخته شد و از آن به بعد روان به عنوان مستربین در سطح بین الملل معروف شد. این مجموعه نمایش ها از لحاظ اقتصادی برای تلویزیون انگلیس پرفروش ترین سریال دهه نود به شمار می رفت. این مجموعه از سال 1989 تا 1995 در تلویزیون بریتانیا ساخته و پخش می شد. در سال 1997روان یك فیلم سینمایی را نیز با این نقش بازی كرد كه بین، نمایش واقعه ناگوار نام داشت و در سطح جهان موفقیت های فراوانی را از آن خود كرد...
 
 
 
روان آتكینسون نه تنها یك بازیگر بلكه یك نویسنده، تهیه كننده و دوبلر معروف فیلم های كمدی در اروپا به شمار می رود وی می گوید: یك فیلم كمدی خوب علاوه بر بازی خوب یك كمدین نیاز به یك موسیقی زیبا، یك كارگردانی خوب و یك فیلمنامه زیبا دارد.
 
او در مورد مجموعه مستربین می گوید: من هرگز دوست ندارم از مستربین كه با آن در سطح دنیا شناخته شده ام جدا شوم. من از بازی در این نقش لذت فراوانی می برم. روان علاوه بر این مجموعه های تلویزیونی، فیلم های سینمایی بسیار موفقی را هم در كارنامه هنری خود دارد.
 
 
 
روان در سال 2006 ساخت دومین مجموعه مستربین را آغاز كرده است كه در 29 مارس 2007 به سینماها آمد. این مجموعه تعطیلات مستربین نام دارد.
 
 
 
روان در فوریه 1990 با سانترا سایستی ازدواج كرد كه حاصل این ازدواج دو فرزند به نام های بنیامین و لیلی می باشد. قابل ذكر است كه مستربین عاشق ماشین های سریع السیر از جمله استون مارتین است. وی در خصوص ماشین های تندرو مقالاتی را در مجلات ماشین منتشر كرده است.
 


ویل اسمیت

شنبه 22 مهر 1391
19:25
gerdooo

 

ویل اسمیت

نام اصلی ویلارد کریستوفر «ویل» اسمیت جونیور
ملیت آمریکایی
تولد ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸ ‏(۴۴ سال)
فیلادلفیا (پنسیلوانیا
پیشه بازیگر و خواننده، دوبلور
سال‌های فعالیت ۱۹۸۷- تاکنون
همسر(ها) جادا پینکت اسمیت
فرزندان جیدن اسمیت
ویلو اسمیت
وب‌گاه رسمی www.willsmith.com

 

ویلارد کریستوفر «ویل» اسمیت جونیور (به انگلیسیWillard Christopher "Will" Smith, Jr) ‏ (زاده ۲۵ سپتامبر ۱۹۶۸) که با نام ویل اسمیت شناخته می‌شود، بازیگر و خواننده، هیپ هاپ، دوبلور و هم چنین تهیه کنندهٔ آمریکایی است.

 
زندگینامه
 
ویل اسمیت در فیلادلفیا در ایالت پنسیلوانیای آمریکا به دنیا آمده است.
وی تاکنون دوبار نامزد جایزه اسکار برای فیلم‌های علی(۲۰۰۱)و به دنبال خوشبختی (۲۰۰۶)شده است .
او در فیلم به دنبال خوشبختی به همراه پسرش ایفای نقش کرده است .
او در سال ۲۰۰۸ پر درآمدترین بازیگر هالیوود شناخته شد.
 
 
 
ويل‌ اسميت‌ يك‌ سياهپوست‌ دوست‌ داشتني‌
 
ويل‌ اسميت‌ يكي‌ از هنرپيشه‌هاي‌ سياه‌پوست‌مطرح‌ هاليوود است‌. او با نقش‌آفريني‌ درفيلم‌هايي‌ چون‌ وصلت‌،(پسران‌ بد) و(مردان‌سياه‌پوش‌) توانست‌ به‌ موفقيت‌ بين‌المللي‌ دست‌يابد.
اين‌ هنرپيشه‌ سياه‌پوست‌ نه‌ تنها در عرصه‌ سينمابلكه‌ در صحنه‌ خوانندگي‌ نيز حضوري‌ پررنگ‌دارد. ويل‌ اسميت‌ يكي‌ از هنرپيشه‌هايي‌ است‌ كه‌با تبعيض‌ نژادي‌ در آمريكا مبارزه‌ مي‌كند و تاكنون‌چندين‌ بار دست‌ به‌ فعاليت‌هاي‌ بشردوستانه‌ به‌ويژه‌ براي‌ سياه‌پوستان‌ زده است.
 
بايد افزود كه‌ همسر و پسر كوچك‌ ويل‌ اسميت‌نيز از بازيگران‌ خوب‌ هاليوود مي‌باشند. او در فيلم‌علي‌ در كنار همسرش‌ ايفاي‌ نقش‌ مي‌كرد و در فيلم‌در تعقيب‌ خوشبختي‌ به‌ همراه‌ پسرش‌ جيدن‌اسميت‌ به‌ بازي‌ پرداخت‌. اكنون‌ نگاهي‌ به‌ زندگي‌ اين‌ هنرپيشه‌ خواهيم‌داشت‌. زندگي‌ شخصي‌ ويل‌ اسميت‌ ويل‌ اسميت‌ با نام‌ ويلارد كريستوفر اسميت‌ دوم‌25 سپتامبر 1968 در يك‌ خانواده‌ متوسطجامعه‌ در پنسيلوانيا در آمريكا چشم‌ به‌ جهان‌گشود. پدرش‌ مهندس‌ راه‌ و ساختمان‌ و مادرش‌ مديريك‌ مدرسه‌ بود.ويل‌ در كودكي‌ مي‌گفت‌:(من‌سياه‌پوست‌ نيستم‌. من‌ تاريك‌ و كثيفم‌.) در واقع‌ اواحساس‌ مي‌كرد رنگ‌ سياه‌ پوستش‌ به‌ دليل‌ كثيفي‌مي‌باشد و در دنياي‌ كودكي‌اش‌ مرتب‌ به‌ حمام‌مي‌رفت‌ و بدنش‌ را با ليف‌ و صابون‌ محكم‌مي‌شست‌ تا رنگ‌ پوستش‌ تغيير كند. اما به‌ مرورمتوجه‌ شد او كثيف‌ نيست‌ بلكه‌ از نژاد سياه‌پوستان‌مي‌باشد ويل‌ از زماني‌ كه‌ وارد مدرسه‌ شد طعم‌تبعيض‌ نژادي‌ را چشيد. وي‌ از كودكي‌ علاقه‌ به‌موسيقي‌ و نواختن‌ گيتار داشت‌. لذا در دوران‌دبيرستان‌ به‌ همراه‌ چند تن‌ از همكلاسي‌هايش‌يك‌ گروه‌ جاز كوچك‌ ترتيب‌ داد و در 18 سالگي‌وارد يك‌ گروه‌ رپ‌ شد و اولين‌ آلبومش‌ را درسال‌ 1987 يعني‌ در سن‌ 19 سالگي‌ به‌ بازارعرضه‌ كرد. چند ميليون‌ كپي‌ از اين‌ آلبوم‌ به‌فروش‌ رفت‌. يكي‌ از بهترين‌ آثارش‌ در آن‌ دوران(زمان‌ تابستان‌) و(والدين‌ نمي‌دانند) بود. در سال‌ 1990 با كمبود مالي‌ روبه‌رو شد لذابه‌دنبال‌ دريافتن‌ شغلي‌ مناسب‌ و پردرآمد بود. ازاين‌ رو با كمك‌ يكي‌ از دوستانش‌ كه‌ در گروه‌ جاز بااو آشنا شده‌ بود توانست‌ با شبكه‌ تلويزيوني‌ NBCقرارداد امضا كند و به‌ اجراي‌ موسيقي‌ وخوانندگي‌ بپردازد كه‌ خوشبختانه‌ به‌ موفقيت‌رسيد. صعود سريع‌ او در سلسله‌ مراتب‌ حرفه‌اي‌در بين‌ هم‌قطارانش‌ حتي‌ افراد با تجربه‌تر از او رانيز مبهوت‌ ساخت‌. او در تلويزيون‌ به‌ يك‌ ستاره‌ مبدل‌ شده‌ بود. اواولين‌ سياهپوست‌ تاريخ‌ سينما است‌ كه‌ نامش‌ درراس‌ فهرست‌ تيتراژ يك‌ فيلم‌ با فروش‌ 350ميليون‌ دلاري‌(روز استقلال‌) قرار گرفت‌. با ورود به‌ تلويزيون‌ راه‌ به‌ سينما پيدا كرد اماخوانندگي‌ و موسيقي‌ را كنار نگذاشت‌. دومين‌آلبومش‌ جايزه‌ بهترين‌ اجراي‌ رپ‌ را از آن‌خودش‌ كرد. با بازي‌ در فيلم‌ درجه‌هاي‌ ششم‌ جدايي‌ درسال‌ 1993 استعداد هنرپيشگي‌ خود را نشان‌داد. او از معدود سياه‌پوستاني‌ است‌ كه‌ توانسته‌است‌ در سه‌ رشته‌ محبوب‌ هنري‌ همچون‌ سينما،تلويزيون‌ و موسيقي‌ به‌ موفقيت‌ برسد. فيلم‌ مردان‌ سياه‌پوش‌ در سال‌ 1997 او را به‌اوج‌ شهرت‌ رساند در واقع‌ اولين‌ فيلم‌هاي‌ ويل‌اسميت‌ بهترين‌ فيلم‌هاي‌ او محسوب‌ مي‌شوند.مردان‌ سياه‌پوش‌ 2 نيز با حضور ويل‌ اسميت‌ساخته‌ شد. بايد متذكر شد كه‌ فيلم‌(من‌ روبوت‌) و(علي‌) كه‌ در نقش‌ محمدعلي‌ كلي‌ بازي‌ كرد ازجمله‌ بدترين‌ فيلم‌هاي‌ وي‌ به‌ شمار مي‌رود. ويل‌اسميت‌ در 2 جولاي‌ 2005 يك‌ كنسرت‌ لايو درفيلادلفيا بر پا كرد و عايدي‌ درآمد فروش‌ بليت‌آن‌ را صرف‌ كمك‌هاي‌ خيريه‌ و بشردوستانه‌ كرد. ازدواج‌  ويل‌ اسميت‌ در سال‌ 1992 با شري‌ زامپينوازدواج‌ كرد. ثمره‌ اين‌ ازدواج‌ يك‌ پسر به‌ نام‌ويلارد كريستوفر سوم‌ بود. متاسفانه‌ ويل‌ باهمسرش‌ سر سازگاري‌ نداشت‌; لذا در سال‌1995 بعد از 3 سال‌ زندگي‌ مشترك‌ از هم‌ جداشدند.
 
ويل‌ در سال‌ 1997 با جادا پينكت‌ هنرپيشه‌هاليوود نامزد شد و بعد از مدت‌ كوتاهي‌ ازدواج‌كرد و صاحب‌ 2 فرزند به‌ نام‌هاي‌ جيدن‌ كريستوفرمتولد 1998 و ويلوكاميل‌ متولد 2000 شد ويل‌اسميت‌ با بازي‌ در فيلم‌هاي‌ من‌ روبوت‌ و پسرهاي‌بد و مردان‌ سياهپوش‌ در ليست‌ فهرست‌ثروتمندان‌ 40 ساله‌ قرار گرفت‌.
ويل‌ اسميت‌ در زمينه‌ اقتصادي‌ نيز فعاليت‌دارد. در فيلادلفيا چندين‌ رستوران‌ زنجيره‌اي‌ بازكرده‌ است‌ كه‌ مشتريان‌ زيادي‌ دارد. او در سال‌2006 مي‌خواهد با فيلم‌ مردان‌ سياهپوش‌ 3ظاهر شود به‌ احتمال‌ زياد اين‌ فيلم‌ در سال‌2007 به‌ نمايش‌ در مي‌آيد در واقع‌ درست‌ 10سال‌ بعد از ساخته‌ شدن‌ اولين‌ فيلم‌ مردان‌سياهپوش‌.
البته‌ ويل‌ اسميت‌ با بازي‌ در فيلم‌ وصلت‌مي‌خواست‌ با تبعيض‌ نژادي‌ به‌ مبارزه‌ كند. او دركنار ايوامندز توانست‌ با زبان‌ بازيگري‌ عقايدتبعيض‌ نژادي‌ را سركوب‌ كرده‌ و نشان‌ دهد كه‌ درآمريكاي‌ مدرن‌ هنوز تبعيض‌ نژادي‌ به‌ وفوراحساس‌ مي‌شود.
 
فعاليت‌ بشردوستانه‌ اسميت‌
 
ويل‌ اسميت‌ بازيگر سياهپوست‌ شهرت‌ خود رادر خدمت‌ اهداف‌ انسان‌دوستانه‌ پزشكي‌ قرارداده‌ است‌. او به‌ سازمان‌ بهداشت‌ جهاني‌ كمك‌مالي‌ مي‌كند و همچنين‌ به‌ آفريقا سفر مي‌كند ومردم‌ را در زمينه‌ پيشگيري‌ و درمان‌ بيماري‌ ايدزراهنمايي‌ كرده‌ و آگاهي‌ مي‌دهد. چندي‌ پيش‌ويل‌ اسميت‌ مجري‌ يك‌ مراسم‌ ويژه‌ در آفريقاي‌جنوبي‌بود كه‌ از سوي‌ نلسون‌ ماندلا برپا شده‌ بودو ماندلا براي‌ آگاهي‌ بخشيدن‌ به‌ مردمان‌آفريقاي‌ جنوبي‌به‌ سخنراني‌ پرداخت‌. ويل‌اسميت‌ تاكنون‌ چندين‌ هزار دلار دارو براي‌بيماران‌ ايدزي‌ تهيه‌ كرده‌ و به‌ سازمان‌ بهداشت‌جهاني‌ اهدا نموده‌ است‌. 
 
 
نكته‌هايي‌ جالب‌ از ويل‌ اسميت‌ 
 
- ويل‌ اسميت‌ براي‌ ايجاد ارتباط هنري‌ بهترميان‌ هالوود و باليوود به‌ هند سفر مي‌كند. ويل‌اسميت‌ در مصاحبه‌اي‌ اظهار داشته‌ كه‌ مي‌خواهدبا كارگردانان‌ و بازيگران‌ بزرگ‌ هند همكاري‌داشته‌ باشد و آرزويش‌ بازي‌ دركنار آميتا باچان‌مي‌باشد. 
- ويل‌ اسميت‌ اوقات‌ فراغتش‌ را به‌ بازي‌شطرنج‌ مي‌گذراند. او از كودكي‌ علاقه‌ زيادي‌ به‌شطرنج‌ داشته‌ و گاه‌گاهي‌ با پدرش‌ بازي‌ مي‌كرده‌.ت به‌ راحتي‌ به‌ زبان‌ اسپانيايي‌ صحبت‌ مي‌كند. 
- از آهنگ‌هاي‌ سوئدي‌ها لذت‌ مي‌برد. اواخيرا خانه‌اي‌ بزرگ‌ در سوئد خريداري‌ كرده‌ وبه‌ هنگام‌ برگزاري‌ كنسرت‌هادر سوئد به‌ آنجامي‌رود. 
- قد او 1 متر و 80 سانتي‌ متر است‌ در حقيقت‌از 15 سانتي‌ او به‌ چنين‌ قدي‌ رسيد. 
- در سال‌ 1997 بازي‌ در فيلم‌ مردان‌سياهپوش‌ منصرف‌ شد اما به‌ اصرار همسرش‌جاداپينكت‌ دراين‌ فيلم‌ نقش‌آفريني‌ كرد و به‌ اوج‌شهرت‌ رسيد. 
- مادر او در آريزونا زندگي‌ مي‌كند. ويل‌اسميت‌ هفته‌اي‌ يكبار به‌ ديدن‌ مادرش‌ مي‌رود. اواحترام‌ به‌ پدر و مادر را بسيار واجب‌ مي‌داند.
 
- قرار بود در فيلم‌ آقا و خانم‌ اسميت‌، ويل‌اسميت‌ نقش‌آفريني‌ كند اما در لحظات‌ آخر،برادپيت‌ اين‌ نقش‌ را به‌ عهده‌ گرفت‌. 
- به‌ زودي‌ در فيلم‌ مالكيت‌ نوبتي‌ در كنارنيكلاس‌ كيج‌ ظاهر مي‌شود. نيكلاس‌ كيج‌ از اين‌ كه‌در كنار ويل‌ اسميت‌ اين‌ هنرپيشه‌ خوش‌رو وخوش‌اخلاق‌ نقش‌آفريني‌ مي‌كند بسيار راضي‌است‌. 
- ويل‌ اسميت‌ به‌ دليل‌ داشتن‌ صداي‌ صاف‌ ورسا دوبلور خوبي‌است‌ و دركارتون‌ داستان‌ كوسه‌به‌ جاي‌ ماهي‌ اوسكار صداگذاري‌ كرده‌ است‌. 
- ويل‌ اسميت‌ با تشكر از نلسون‌ ماندلا اعلام‌كرد كه‌ موفقيت‌هايش‌ در گونه‌ سينماي‌ كمدي‌ رامرهون‌ اين‌ چهره‌ سياسي‌ است‌. نلسون‌ ماندلا نيزفيلم‌هاي‌ ويل‌ اسميت‌ را دوست‌ دارد. ويل‌اسميت‌ اظهار دارد كه‌ نلسون‌ ماندلا به‌ او فهمانده‌كه‌ ايفاي‌ نقش‌ در فيلم‌هاي‌ كمدي‌ كار بيهوده‌اي‌نيست‌. 
- با بازي‌ در فيلم‌ جست‌ و جوي‌ خوشبختي‌شخصيت‌ واقعي‌ خود را نشان‌ داد. اين‌ فيلم‌درباره‌ زندگي‌ يك‌ بازيگر سياهپوست‌ و پولسازسينما است‌. 
- بيشترين‌ دستمزدي‌ كه‌ اسميت‌ تا به‌ حال‌دريافت‌ كرده‌ 28 ميليون‌ دلار براي‌ ايفاي‌ نقش‌(من‌ روبوت‌ در سال‌ 2004) بوده‌ است.
 
 
فیلم‌شناسی
 
از فیلم‌های معروف او عبارت‌اند از:


جانی دپ

شنبه 22 مهر 1391
17:25
gerdooo

 نام اصلی: جان کریستوفر دپ دوم

 
زمینه فعالیت:  بازیگر، موسیقی‌دان، تهیه‌کننده، کارگردان، نمایشنامه‌نویس
 
ملیت: آمریکایی
 
تولد: ۹ ژوئن ۱۹۶۳ ‏(۴۹ سال)
 
محل تولد: کنتاکی، آمریکا
 
والدین: سنیور جان کریستوفر دپ ، بتی سو ولز
 
سال‌های فعالیت: ۱۹۸۴ تاکنون
 
همسر(ها): لوری آن آلیسون (۱۹۸۵–۱۹۸۳)
 
شریک(های)زندگی: شریلین فن (۱۹۸۸–۱۹۸۵)وینونا رایدر (۱۹۹۳–۱۹۸۹)کیت ماس (۱۹۹۸–۱۹۹۴)
ونسا پارادی (۲۰۱۲–۱۹۹۸)
 
فرزندان: لیلی رز ملودی دپ (زادهٔ ۱۹۹۹)جان کریستوفر «جک» دپ سوم (زادهٔ ۲۰۰۲)
 
وب‌گاه رسمی: http://www.deppimpact.com
 
جان کریستوفر «جانی» دپ دوم (به انگلیسی: John Christopher "Johnny" Depp II؛ زادهٔ ۹ ژوئن ۱۹۶۳) بازیگر، تهیه‌کننده، موسیقی‌دان وکارگردان آمریکایی‌است. او تاکنون توانسته‌است جایزهٔ گلدن گلوب و جایزهٔ انجمن بازیگران نمایش را برای بهترین بازیگر مرد از آن خود کند. آغاز موفّقیت‌های او به دههٔ ۱۹۸۰ میلادی و مجموعهٔ تلویزیونی خیابان جامپ شمارهٔ ۲۱ باز می‌گردد. او در این مجموعه به یک بازیگر نوجوان محبوب تبدیل شد. پس از آن در سال ۱۹۹۰ در فیلم ادوارد دست‌قیچی بازی کرد و بعد با فیلم‌هایی مانند اسلیپی هالو، چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی، سری دزدان دریایی کارائیب، سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت، آلیس در سرزمین عجایب، رنگو و سایه‌های سیاه به موفّقیت‌های بزرگی در گیشه دست یافته‌است. جانی دپ برای به تصویر درآوردن شخصیت‌هایی مانند ادوارد دی وود در اد وود، جوزف دی پیستن در دنی براسکو، هانتر اس تامپسون در ترس و نفرت در لاس‌وگاس، جورج جانگ در کوکائین و جان دلینجر در دشمنان مردم تحسین شده‌است.
فیلم‌های جانی دپ بیش از ۳٫۱ میلیارد دلار در آمریکا و بیش از ۷٫۶ میلیارد دلار در جهان فروش داشته‌است.[۲] او بارها نامزد دریافت بهترین جایزه‌ها از جمله گلدن گلوب و اسکار شده‌است و جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد را برای سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت و جایزهٔ انجمن بازیگران نمایش را برای دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه برنده شده‌است. مجلهٔ پیپل تاکنون دو بار در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۹ او را به عنوان جذاب‌ترین مرد معرفی کرده‌است.[۳] نام جانی دپ در کتاب رکوردهای گینس به عنوان گران‌ترین بازیگر با دستمزد ۷۵ میلیون دلار ثبت شده‌است.[۴] در سال ۱۹۹۵ مجلهٔ امپایر جانی دپ را به عنوان یکی از ۱۰۰ ستارهٔ تاریخ سینما انتخاب کرد و مقام ۶۷ را در بین ۱۰۰ ستارهٔ همیشگی سینما به او داد. در سال ۲۰۰۱ یکی از ۲۰ چهرهٔ دنیای سرگرمی شناخته شد.[۵] و در سال ۲۰۱۲ IMDB جانی دپ را به عنوان بهترین بازیگر سینمای جهان در ۱۰ سال گذشته معرفی‌کرد.[۶]
 
زندگی‌نامه 
 
کودکی
 
او در کنتاکی به دنیا آمد. پدرش سنیور جان کریستوفر دپ مهندس شهرسازی و مادرش بتی سو ولز یک پیش‌خدمت بود.[۷] او یک برادر به نام دنیل دارد که رمان‌نویس است و نیز دو خواهر به نام‌های کریستی (که اکنون مدیر شخصی‌اش است) و دبی دارد. خانوادهٔ او از مهاجران فرانسویپروتستان بودند که در حدود سال ۱۷۰۰ در ویرجینیا ساکن شدند. جانی دپ همچنین گمان می‌کند که یک سرخ‌پوست است و در سال ۲۰۱۱ عنوان کرد: «فکر می‌کنم کمی در درونم سرخ‌پوست هستم. مادر مادربزرگم کمی سرخ‌پوست بود و در چروکی بزرگ شد. اهل کنتاکی بودنم نیز با این قضیه جور در می‌آید. آنجا پر از چروکی و سرخ‌پوست است.»[۸]
خانوادهٔ او در دوران کودکی‌اش اغلب نقل مکان می‌کردند به طوری‌که او و برادر و خواهرانش در بیش از ۲۰ مکان مختلف زندگی کرده‌اند و در نهایت در سال ۱۹۷۰ در فلوریدا ساکن شدند.[۹][۷] در سال ۱۹۷۸ والدینش از هم جدا شدند[۹][۷] مادرش سپس با رابرت پالمر (متوفی سال ۲۰۰۰) ازدواج کرد. او همیشه از رابرت پالمر به عنوان «الهام بخش من» یاد می‌کند.[۱۰]
او در کودکی‌اش به خاطر استرس ناشی از رو به رو شدن با مشکلات خانوادگی دست به خودآزاری می‌زد و هفت یا هشت اثر زخم به جا مانده از آن زمان دارد.[۷] در مصاحبه‌ای که سال ۱۹۹۳ داشت، عنوان کرد: «بدن من نوعی مجله‌است. مانند کاری که سربازها می‌کنند، هر خالکوبی معنی خاصی دارد، چه می‌خواهد توسط خودت با چاقو صورت گرفته باشد یا توسط یک هنرمند این رشته.»[۱۱]
 
دههٔ ۱۹۸۰
 
وقتی ۱۲ سالش بود مادرش به او یک گیتار هدیه داد و او شروع به نواختن در گاراژ راک‌های مختلف کرد.[۷][۹] یک سال پس از جدایی والدینش، دبیرستان را رها کرد تا نوازندهٔ راک شود.[۹] دو هفته بعد سعی کرد به مدرسه بازگردد اما مدیر به او گفت که به دنبال رویایش برود و موسیقی‌دان شود.[۹] او با گروه بچه‌ها شروع به نواختن کرد.[۱۲] این گروه موفقیت محلی نسبتاً کمی را تجربه کرد. اعضای گروه بچه‌ها برای دستیابی به قراردادی برای ضبط موسیقی، راهی لس آنجلس شدند و نام گروه را به روش شش تیر تغییر دادند ولی پیش از ضبط آهنگ، این گروه متلاشی شد.[۱۲] او بلافاصله به گروه راک سیتی انجلز پیوست و در نوشتن آهنگ مری همکاری کرد.[۱۳] که در اولین اجرای این گروه برای شرکت نشر گفن رکوردز با نام اندوه مرد جوان ثبت شد.
در ۲۴ دسامبر ۱۹۸۳ با لوری آن آلیسون خواهر خواننده و نوازندهٔ باس گروه ازدواج کرد.[۷] در دوران تأهل، همسرش به چهره‌پردازی می‌پرداخت در حالی که او به انواع شغل‌های عجیب و غریب اشتغال داشت، از جمله این شغل‌ها می‌توان به بازاریابی از راه دور برای فروش خودکار اشاره کرد. همسرش او را به نیکولاس کیج معرفی کرد و کیج به او پیشنهاد کرد تا وارد عرصهٔ بازیگری شود.[۷][۹] او و همسرش در سال ۱۹۸۵ از هم طلاق گرفتند.[۱۴] سپس سر صحنهٔ فیلم کوتاه احمق‌ها با شرلین فن آشنا و نامزد شد. جانی دپ و شرلین فن برای فیلم تراشین در سال ۱۹۸۶ تست دادند و هر دو پذیرفته شدند. کارگردان فیلم جانی دپ را به عنوان ستارهٔ اصلی برگزید. این نقش دومین نقش اصلی او محسوب می‌شد. اما بعداً تهیه کنندهٔ فیلم با انتخاب کارگردان مخالفت و او را رد کرد.[۱۵][۱۶]
 
شغل بازیگری
 
جانی دپ در جشنوارهٔ فیلم کن۱۹۹۲
 
تلویزیون 
 
جانی دپ نقش اصلی سریال تلویزیونی خیابان جامپ شماره ۲۱ را برای شبکهٔ رسانه‌ای فاکس در سال ۱۹۸۷ بازی کرد. او به این علت بازی در این فیلم را پذیرفت تا بتواند با فردریک فورست که الهام‌بخش او بوده‌است هم‌بازی شود. نقش مکمل او، سل جنکو دوست قدیمی‌اش بود که در نقش خدمتکاری به نام بلوفیش بازی کرد. موفقیت این سریال، او را به یک بازیگر محبوب نوجوان در اواخر دههٔ ۱۹۸۰ تبدیل کرد.[۹] اما با این وجود مدتی بعد احساس کرد که مجبور به بازی در این نقش شده‌است.[۱۷][۱۸] پس از آن تصمیم گرفت فقط در فیلم‌هایی که احساس می‌کند مناسب اوست بازی کند.[۱۷]
 
نقش‌های فیلم 
 
اولین نقش اصلی جانی دپ در فیلم ترسناک و کلاسیک کابوس در خیابان الم در سال ۱۹۸۴ بود. او نقش دوست قهرمان فیلم، نانسی تامپسون (با بازی هدر لنگنکمپ) و یکی از قربانیان فردی کروگر را بازی کرد.[۹] او اولین گزینهٔ کارگردان برای ایفای نقش یک اسکیت‌باز آمریکایی در فیلم درام تراشینمحصول سال ۱۹۸۶ بود، اما بعداً توسط تهیه‌کنندهٔ فیلم کنار گذاشته شد.[۱۵][۱۶] همچنین در این سال در نقش دوم فیلم جوخه به کارگردانی الیور استون ظاهر شد. در سال ۱۹۹۰ در فیلم ادوارد دست‌قیچی به کارگردانی تیم برتون بازی کرد که موفقیت فیلم به ارتباط طولانی مدت آن دو انجامید[۹] و آیندهٔ حرفه‌ای جانی دپ را تحت تأثیر قرار داد.
در سال ۱۹۹۸ جانی دپ، که طرفدار و دوست قدیمی نویسنده‌ای به نام هانتر اس تامپسون بود، در فیلم ترس و نفرت در لاس‌وگاس که بر اساس رمانی به همین نام از تامپسون ساخته شد، بازی کرد.[۱۹] در سال ۲۰۰۸ راوی فیلم مستند گونزو:زندگی و کار دکتر هانتر اس تامپسون بود. او بیشتر هزینه‌های مراسم یادبود دکتر تامپسون را پرداخت. او این مراسم را با آتش‌بازی و شلیک خاکستر تامپسون با توپ در اسپن، کلرادو، جایی که دوستش زندگی می‌کرد، کامل کرد.[۲۰] کار بعدی جانی دپ از آثار تامپسون فیلم خاطرات عجیب و غریب بود که در سال ۲۰۱۱ اکران شد که از یکی از رمان‌های تامپسون اقتباس شده بود.
منتقدین نقش‌های جانی دپ را «شخصیت‌های دوست‌دار تنهایی» توصیف کرده‌اند.[۲۱] دپ این دوره از حرفه‌اش را پر از «شکست‌های تعریف شده از طرف استودیوها» و «فیلم‌هایی که برای گیشه مثل سم بودند» ذکر کرده‌است[۲۲] اما او فکر می‌کند استودیوها هرگز فیلم‌ها را درک نکردند و بازاریابی خوبی نداشتند.[۲۱] جانی دپ نقش‌هایی را که جالب دانسته انتخاب کرده‌است نه نقش‌هایی که فکر می‌کرده پرفروش خواهند بود.[۲۱]
فیلم ۲۰۰۳ کمپانی والت دیزنی، دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه یک موفقیت بزرگ برای او بود.[۲۱] او، نقش کاپیتان جک اسپرو، دزد دریایی جذاب و مؤدب با شیوهٔ راه رفتنی خاص را ایفا کرد که بسیار مورد ستایش قرار گرفته‌است. مدیران کمپانی والت دیزنی در ابتدا دربارهٔ موفقیت این نقش تردید داشتند[۲۳] اما با اکران عمومی فیلم، این شخصیت در بین مردم محبوبیت زیادی پیدا کرد.[۲۱] طبق نظرسنجی شرکت فندنگو (شرکت فروش بلیط سینما) نقش کاپیتان جک اسپرو بیشترین جذابیت را برای مخاطبان داشته‌است.[۲۴] کارگردان فیلم گور وربینسکی گفته‌است که این شخصیت، بسیار شبیه به شخصیت خود جانی دپ است اما دپ عنوان کرد که این شخصیت را از کیت ریچاردز، گیتاریست گروه رولینگ استونز الگو برداری کرده‌است.[۲۲]
پیاده‌روی مشاهیر هالیوود، ستارهٔ جانی دپ (۱۹ نوامبر ۱۹۹۹)
او در سال ۲۰۰۴ نامزد جایزهٔ اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد برای ایفای نقش جی ام بری، نویسندهٔ اسکاتلندی در فیلم در جستجوی سرزمین خیالیشد.[۲۵] پس از آن، در نقش ویلی وانکا در فیلم چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی، محصول سال ۲۰۰۵، ظاهر شد که موفقیت زیادی در گیشه کسب کرد[۲] و او به خاطر ایفای این نقش نامزد جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی شد.[۲۶]
جانی دپ به نقش کاپیتان جک اسپرو در دزدان دریایی کارائیب: صندوق مرد مرده برگشت[۲۷] که در ۷ ژوئیه ۲۰۰۶ اکران شد و ۱۳۵٫۵ میلیون دلار در سه روزاول اکران در آمریکا فروش کرد و رکورد فروش گیشه را در بالاترین فروش آخر هفته شکست.[۲] دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان هم در ۲۴ مه ۲۰۰۷ اکران شد. دپ گفته‌است: «کاپیتان اسپرو بخش بزرگی از من است»[۲۸] و او دوست دارد که این نقش را در سری‌های بعد هم بازی کند.[۲۸] همچنین او صداپیشهٔ کاپیتان اسپرو در بازی کامپیوتری دزدان دریایی کارائیب: افسانهٔ جک اسپرو بوده‌است.[۲۹]
استعداد چشمگیر شمشیربازی جانی دپ که برای نقش کاپیتان اسپرو پیشرفت کرد، در فیلم مستند بازپس گرفتن شمشیر برجسته شد. در این فیلم، استاد شمشیرزنی باب اندرسون تجربیاتش را به او در طراحی حرکات شمشیرزنی برای فیلم دزدان دریایی کارائیب: نفرین مروارید سیاه می‌آموخت.[۳۰]
جانی دپ برای ایفای هنرمندانهٔ نقش سوئینی تاد در فیلم ترسناک و موزیکال سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت به کارگردانی تیم برتون، برندهٔجایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی شد.[۳۱] او در مراسم اهدای جوایز از انجمن مطبوعات خارجی هالیوود تشکر کرد و از تیم برتون برای اعتماد زیاد و پشتیبانی‌اش تقدیر کرد.[۳۲]
در سال ۲۰۰۹ جانی دپ به همراه جود لا و کالین فارل در قسمت‌های باقی مانده از نقش هیث لجر در فیلم تخیلات دکتر پارناسوس که به دلیل مرگ ناگهانی‌اش ناتمام مانده بود، بازی کرد. هر سه بازیگر دستمزدشان را به ماتیلدا، دختر هیث لجر دادند.[۳۳] او در نقش کلاهدوز دیوانه در فیلم آلیس در سرزمین عجایب به کارگردانی تیم برتون بازی بسیار درخشانی ارائه کرده‌است و صداپیشهٔ نقش رنگو در فیلم رنگو به کارگردانی گور وربینسکی بوده‌است. فیلم رنگو برندهٔ جایزهٔ اسکار بهترین فیلم پویانمایی آکادمی اسکار در سال ۲۰۱۲ شد و گور وربینسکی در مراسم اسکار از جانی دپ تشکر کرد.[۳۴][۳۵]
در سال ۲۰۱۱ جانی دپ به نقش کاپیتان جک اسپرو در فیلم دزدان دریایی کارائیب: سوار بر امواج ناشناخته برگشت. این فیلم در اولین هفتهٔ اکران در سطح جهانی ۳۴۶٫۴ میلیون دلار در گیشه فروش کرد و رکورد زد.[۲۷][۳۶]
 
همکاری با تیم برتون 
 
او با تیم برتون کارگردان سینما و دوست صمیمی‌اش، تا کنون در ۸ فیلم همکاری کرده‌است. اولینش ادوارد دست قیچی ساختهٔ سال ۱۹۹۰ است که در آن نقش ادوارد، اختراع جدید مخترعی عجیب وغریب را بازی کرده‌است. ادوارد در ظاهر انسان است اما به دلیل مرگ ناگهانی سازنده‌اش به جای دستانش قیچی دارد. در این فیلم وینونا رایدر و وینسنت پرایس نقش‌های مقابل او را ایفا کرده‌اند. در چندین نقد، ادوارد دست قیچی یکی از بهترین فیلم‌های برتون معرفی شده‌است.[۳۷]
او دربارهٔ نقش ادوارد گفته‌است:
« من عاشق ادوارد دست قیچی بودم چون هیچ چیز بدبینانه، خسته کننده و ناپاکی در مورد او وجود نداشت. به یاد دارم وقتی برای آخرین بار برای نقش ادوارد گریم می‌شدم، به خودم در آینه نگاه کردم و با خودم فکر کردم که من دارم با ادوارد خداحافظی می‌کنم و از این فکر ناراحت شدم. اما در واقع فکر می‌کنم همهٔ نقش‌هایم هنوز یک جوری وجود دارند.[۳۸]  »
 
همکاری بعدی آنها فیلم اد وود (۱۹۹۴) بود[۹] که جانی دپ نقش اد وود، فیلمسازی که بعضی وقت‌ها از او به عنوان «بدترین کارگردان تاریخ» نام می‌برند را بازی کرده‌است.[۳۹] دپ دربارهٔ این فیلم بعداً گفت: «فقط با شنیدن ۱۰ دقیقه دربارهٔ پروژه، آن را قبول کردم.»[۴۰] آن زمان او از فیلم و فیلم‌سازی ناامید بود. این نقش برای او شانس داشتن زمانی لذت‌بخش را فراهم کرد. او در این باره گفته‌است: «کار با کالسکهٔ کروکی عشق من به بازیگری را دوباره جوان کرد.»[۴۰]
جانی دپ در افتتاحیهٔ نمایش دشمنان مردم در پاریس (۲۰۰۹)
تهیه کننده، اسکات رودین، زمانی عنوان کرد: «در واقع جانی دپ در تمام فیلم‌هایش تیم برتون را بازی می‌کند.»[۴۱]
همکاری بعدی جانی دپ با تیم برتون فیلم اسلیپی هالو (۱۹۹۹) بود. این فیلم داستانی ماورائی دارد و هنرنمایی دیگری از جانی دپ در نقش ایکابد کرین، کارآگاهی علاقه‌مند به تحقیقات جرم‌شناسی است. نقش مقابل او را کریستینا ریچی ایفا کرده‌است. اسلیپی هالو نشان دهندهٔ مبارزهٔ تیم برتون با سیستم هالیوود بود.[۴۲] جانی دپ برای این نقش از آنجلا لنسبری، رادی مک دوال و بیسیل راتبون الهام گرفته‌بود.[۴۱] او گفته‌است: «من همیشه ایکابد را شخصیتی حساس و شکننده که شاید کمی بیش از حد در تماس با شخصیت زنانهٔ درونی خود است، مثل دختربچه‌ای که ترسیده، تصور می‌کردم»[۴۳]
او دیگر با تیم برتون همکاری نکرد تا اینکه سال ۲۰۰۵ در چهارمین همکاری‌اش با برتون، در فیلم چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی در نقش ویلی وانکاظاهر شد. او مدل موی این شخصیت را از آن وینتور الگو برداری کرد. فیلم فروش موفقیت‌آمیزی داشت و نقدهای مثبتی بر آن شد.[۴۴][۴۵] جین وایلدرکه نقش ویلی وانکا را در نسخهٔ پیشین فیلم، محصول ۱۹۷۱، به تصویر کشیده‌بود، نسخهٔ جدید فیلم را مورد انتقادی تند قرار داد.[۴۶]
انیمیشن عروس مرده پنجمین همکاری او با تیم برتون است که جانی دپ در آن صداپیشهٔ شخصیت ویکتور ون دورت بوده‌است. این انیمیشن سپتامبر۲۰۰۵ به دنبال فیلم چارلی و کارخانهٔ شکلات‌سازی که ماه ژوئیه اکران شده بود، روی پردهٔ سینما رفت.
او سپس به خاطر نقش‌آفرینی هنرمندانه در فیلم موزیکال و ترسناک سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت (۲۰۰۷) برندهٔ دومین جایزهٔ بزرگ خود یعنی جایزهٔ گلدن گلوب بهترین بازیگر مرد فیلم موزیکال یا کمدی و برای سومین بار نامزد جایزه اسکار بهترین بازیگر نقش اول مرد شد.[۳۱] او همچنین برای این فیلم برندهٔ جایزه بهترین نقش منفی از جوایز سینمایی ام‌تی‌وی در سال ۲۰۰۸ و برندهٔ جایزهٔ ملی فیلم انگلیس شد.[۳۱] در سال ۲۰۰۰ ابتدا تیم برتون یک اجرای ضبط شدهٔ موسیقی فیلم که مربوط به سال ۱۹۷۹ می‌شد را به او داد. اگرچه جانی دپ به ژانر موزیکال علاقه نداشت اما کم‌کم نسبت به داستان فیلم علاقه‌مند شد. او گفته‌است که برای این نقش از پیتر لری در فیلم عشق دیوانه (۱۹۳۵) الهام گرفته‌است. دپ آوازهای این شخصیت را در زمان فیلم‌برداری دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان تمرین می‌کرد.[۴۷] با اینکه او در گروه‌های موسیقی فعالیت کرده بود اما در ابتدا مطمئن نبود که بتواند آوازهای استفن ساندهیم را اجرا کند. او نسخه‌های نمایشی را ضبط و با بروس ویتکین تمرین می‌کرد تا بتواند آوازهایش را بدون یک مربی آواز حرفه‌ای به درستی شکل دهد.
کریس نشاویتی در نقدش در مجلهٔ انترتینمنت ویکلی به این فیلم نمرهٔ A منفی داده‌است و بیان کرد: «بالا و پایینی صدای دپ هنگام آواز خواندن باعث تحیر می‌شود و با خودت فکر می‌کنی که او دیگر چه مهارت‌هایی دارد که نشان نداده‌است. دیدن دپ در نقش آرایشگری که با تیغ کار می‌کند تو را یاد ۱۸ سال پیش می‌اندازد که ادوارد دست قیچی به سرعت درختان را به شکل‌های مختلف در می‌آورد و اگر تیم برتون و جانی دپ با هم آشنا نمی‌شدند ما همهٔ این زیبایی‌های عجیب را از دست می‌دادیم»[۴۸]
همکاری بعدی جانی دپ با تیم برتون فیلم آلیس در سرزمین عجایب بود که در نقش کلاهدوز دیوانه بازی درخشانی را ارائه کرده‌است. در این فیلم هلنا بونهام کارتر، آن هاتاوی و آلن ریکمن با او هم‌بازی بوده‌اند. او دربارهٔ این نقش گفته‌است: «کلاهدوز دیوانه شخصیت جذابی است. او دیوانه و غیر قابل پیش بینی است. بازی در نقش کلاهدوز دیوانه و جان بخشیدن به تخیل تیم مثل رویایی بود که به واقعیت پیوست.»[۴۹]
جدیدترین همکاری او با تیم برتون، فیلم کمدی-ترسناک سایه‌های سیاه است که غروب ۱۰ مه ۲۰۱۲ اکران شد. جانی دپ در این فیلم علاوه بر تهیه‌کنندگی، نقش اول فیلم یعنی خون‌آشامی ۲۰۰ ساله به نام بارناباس کالینز را نیز ایفا کرده‌است. دیگر بازیگران این فیلم هلنا بونهام کارتر، اوا گرین و میشل فایفر هستند.
جانی دپ با تیم برتون دوستی بسیار نزدیکی دارد و پدرخواندگی فرزندان او را به عهده گرفته‌است.

شرکت فیلم‌سازی
 
در سال ۲۰۰۴ جانی دپ شرکت فیلم‌سازی اینفینیتم نیهیل را برای پروژه‌هایی که خودش بازیگر و/یا تهیه کنندهٔ آنهاست تأسیس کرد.[۵۱] نام این شرکت، لاتین و به معنای «هیچِ بی‌نهایت» است.[۵۲] جانی دپ مدیرعامل شرکت است و خواهرش کریستی امور اجرایی شرکت را به عهده دارد.[۵۱]
اولین محصول این شرکت فیلم خاطرات عجیب و غریب بود که در سال ۲۰۱۱ تولید شد و از رمانی با همین نام نوشتهٔ هانتر اس تامپسون اقتباس شده بود. نویسنده و کارگردان این فیلم بروس رابینسون است.[۵۳]
دپ دربارهٔ این فیلم گفته‌است: «خاطرات عجیب و غریب عمل کردن به قولی بود که به هانتر داده بودم. من این رمان را قبل از اینکه چاپ شود پیدا کردم. هانتر آن را در آرشیوش در زیرزمین گذاشته بود. از نثر زیبای آن متعجب شدم. نمی‌توانستم باور کنم که در سن ۲۲ سالگی آن را نوشته‌است. با هم تصمیم گرفتیم که آن را به فیلم تبدیل کنیم. از اول این یک کار مشترک بود. حالا به قولم عمل کردم.»[۵۴]
فیلم بعدی این شرکت هوگو به کارگردانی مارتین اسکورسیزی در سال ۲۰۱۱ ساخته‌شد. این فیلم برندهٔ ۵ جایزهٔ آکادمی اسکار در بخش‌های: بهترین جلوه‌های ویژه، بهترین تدوین صداگذرای، بهترین صداگذاری، بهترین فیلم‌برداری و بهترین کارگردان هنری در سال ۲۰۱۲ شد.[۵۵] محصول بعدی این شرکت فیلم سایه‌های سیاه به کارگردانی تیم برتون است که ۱۰ مه ۲۰۱۲ اکران شد.[۵۳]
 
علاقه‌مندی‌های دیگر
 
جانی دپ در افتتاحیهٔ نمایش دزدان دریایی کارائیب: پایان جهان (۱۹ مه ۲۰۰۷)
موسیقی
یکی از علاقه‌مندی‌های جانی دپ، موسیقی است. او از سن ۱۲ سالگی نواختن گیتار را شروع کرد.[۷]

انریکه ایگلسیاس

شنبه 22 مهر 1391
17:05
gerdooo

انریکه ایگلسیاس

نام: انریکه میگل ایگلسیاس پریسلر 

 
زادروز:  ۸ مه ۱۹۷۵
 
محل تولد:مادرید
 
اهل: کشور اسپانیایی
 
سبک‌ها: پاپ, لاتین, آر اند بی
 
کار(ها): خواننده
 
مدت کار: ۱۹۹۵ تا کنون
 
وب‌گاه: www.enriqueiglesias.com
 
انریکه میگل ایگلسیاس پریسلر (به اسپانیاییEnrique Miguel Iglesias Preyslerخواننده و ترانه سرا در هشتم ماه مه ۱۹۷۵ در مادرید(اسپانیا) از تبار اروپایی-آسیایی دیده به جهان گشود.
پیشهٔ انریکه ایگلیساس در کمپانی مستقل فنوسویا شروع شد که به او یاری کرد تا به یکی از محبوب‌ترین هنرمندان آمریکای لاتین و بازار لاتینایالات متحده تبدیل شود، با فروشی که بیش‌تر از اکثر آلبوم‌های اسپانیولی دیگر هنرمندان در آن دوره زمانی بود. پیش از سال ۲۰۰۰ او گذاری به جریان اصلی بازار انگلیسی زبان کرد و یک قرارداد منحصر به فرد را برای چند-آلبوم با شرکت یونیورسال میوزیک به مبلغ بی‌سابقهٔ ۴۸٬۰۰۰٬۰۰۰ دلار امضا کرد تا بخش لاتین این شرکت آلبوم‌های اسپانیولی وی و شرکت اینتراسکپ آلبوم‌های انگلیسی او را منتشر نماید.
۵ آهنگ ایگلسیاس در جایگاه شماره یک در ردهٔ جدول بیلبورد دارد، و رکورد ارائه ۱۷ تک آهنگ شماره یک اسپانیولی را در جدول ترک‌های داغ لاتین بیلبورد را داراست. آلبوم‌های او هم اینک بیش از 100 میلیون نسخه فروخته‌اند که او را پرفروش‌ترین هنرمند موسیقی اسپانیولی‌زبان در جهان می‌گرداند.
 
آغاز فعالیت
 
ایگلسیاس پسر خوانندهٔ معروف اسپانیایی خولیو ایگلسیاس و روزنامه نگار فیلیپینی، ایزابل پریسلر است. او در مادرید اسپانیا به دنیا آمد و والدین او وقتی سه ساله بود، از هم جدا شدند. پس از خبر وسیع ربوده شدن پدر بزرگ او دکتر خولیو ایگلسیاس پوگا توسط اتا باسک (که البته دو هفته بعد بدون هیچگونه صدمه‌ای پیدا شد)، او در سال ۱۹۸۳ در سن ۸ سالگی به میامی، فلوریدا، در ایالات متحده، نقل مکان کرد تا با پدر خود زندگی کند.با این حال پدرش به ندرت در خانه بود و او توسط دایه‌ای به نام الویرا الوارز پرورش یافت. و به مادر خود در هر تابستان سر می‌زد.
در میامی، ایگلسیاس از نعمت و تجمل فرزند یک میلیونر بودن لذت می‌برد ولی بعدها ذوق و قریحهٔ خود را برای چیزهای ساده تری توسعه داد، حقیقتی که بعدها نمای کنسرت او را با ظاهر شدن در البسهٔ ساده مانند تی شرت‌های نخی سپید و جین جلوه گر شد.
 
پیشه هنری
 
در هنگامیکه در دانشگاه میامی، مشغول به تحصیل در رشته مدیریت بازرگانی بود، تصمیم گرفت حرفهٔ موسیقی خود را دنبال کند اما فاقد سرمایه لازم برای ضبط یک نمونه نوار بود. چون خواسته بود که بلند پروازی خود را از خانواده‌اش پنهان نگه دارد از دایه خود، الیوارس، ۲۰۰۰ دلار قرض کرد. آزمایش خوانندگی او را، مدیر برنامهٔ آیندهٔ او، فرمن مارتی‌نز انجام داد و تحت تأثیر کار انریکه قرار گرفت. با نام مستعار «انریکه مارتی نز»، این دو ترانه نمونه او را برای شرکت‌های مختلف ضبط فرستادند. ماه‌ها بعد، ایگلسیاس قرار دادی با فونوسیوا امضاء کرد و سپس به تورنتو، کانادا رفت تا نخستین آلبوم خود را در کمال گمنامی ضبط کند.
به خواست وی برای کم اهمیت کردن نسب خانوادگی وی، ایستگاه‌های رادیو او را تنها با نام انریکه معرفی نمودند.
 
 
وضعیت شهرت
او چند بار در رسانه‌ها به‌صورت مهمان خود را نشان داده‌است. او در برنامه تلویزیونی (تاک شو) اپرا وینفری مهمان بوده که با غافل‌گیری یکی از طرفداران خود، همهٔ روز را با او گذراند. همچنین در پریمیوس یووتنود نیز حضور پیدا کرده و مهمان موسیقی آخرین پخش شوی تلویزیونی دیگو مارادونا در آرژانتین بوده‌است.
او در چندین آگهی تبلیغاتی برای عطر تامی هیلفیگر به نام True Star Man (ستارهٔ راستین مرد) ظاهر شده‌است که آن را تصدیق می‌کند در حال پخش آهنگ زمینهٔ «Ring My Bell» (صدای زنگ من ) که یکی از ترانه‌های آخرین آلبوم او می‌باشد. هم چنین در سری آخر Extreme Makeover:Home Edition (بازسازی شدید: ویرایش خانگی) با خواندن ترانه‌ای به نام «Somebody's Me» (اون یه نفر منم) باز از آخرین آلبومش حضور داشته‌است.
اخیراًٌ در کنسرت‌های یکبارهٔ خود در ایتالیا، اروگوئه و اسرائیل هم چنین در جشنی از شبکه تلویزیونی MTV در بندر مالاگا در جنوب اسپانیا همراه با پائولینا روبیو زنده خوانده‌است و سری کنسرت‌های خود را در ایالات متحده اتمام کرده‌است. «تور برای طرفداران» او شامل مجموعهٔ بسیاری از آهنگ‌های قدیمی‌تر وی و نیز ترانه‌های تازهٔ او در انگلیسی و اسپانیایی بود.
ایگلسیاس در قسمت مورخ ۷ مه ۲۰۰۷ «دوتا و نصفی مرد» (Two and a half men) با نقش یک تعمیرکار بنام«فرناندو» ظاهر شد.
نخستین تک آهنگ از آلبوم تازهٔ او اینسومنیاک به نام « آیا می‌دونی؟ (ترانهٔ پینگ پنگ)» منتشر شده در ۱۲ ژوئن ۲۰۰۷ اولین بار در رادیوی رایان سیکرستKIS-FM در ۱۰ آوریل ۲۰۰۷ پخش گردید. همچنین در کنسرت Live Earth ,German leg در هامبورگ در ۱۵ مه ۲۰۰۷ اجرا داشته‌ است. انریکه ترانهٔ «آیامی‌دونی؟» (Do you know?) و «Hero (قهرمان)» را در نوار زندهٔ سری تلویزیونی آمریکایی رقص با ستارگان (Dancing with Stars) خوانده‌است.
 
زندگی شخصی
 
او با آنا کورنیکوا تنیسور اهل روسیه دارای روابط عاطفی است، در سال‌های گذشته شایعه‌های زیادی در رابطه با رابطه این دو و ادامه و یا پایان این رابطه در رسانه‌ها مطرح گشته که به گفته آنا کورنیکوا به‌زودی قصد ازدواج با یکدیگر را ندارند و به احتمال زیاد انا باردار است. در این چند وقت هرگاه در این مورد از آنها سئوالی پرسیده می‌شود تکذیب نمی‌کنند و همه‌ی رسانه‌ها منتظرند که این خبر را انا و انریکه رسما منتشر کنند اما به احتمال زیاد آنها می‌خواهند همه را غافلگیر کنند.
 
آلبوم‌ها
  • (۱۹۹۵) Enrique Iglesias (انریکه ایگلسیاس)
  • (۱۹۹۷) Vivir (زیستن)
  • (۱۹۹۸) Cosas del Amor (چیزهایی از عشق)
  • (۱۹۹۹) Enrique (انریکه)
  • (۲۰۰۱) Escape (گریز)
  • (۲۰۰۲) Quizas (شاید)
  • (۲۰۰۳) Seven (۷) (هفت)
  • (۲۰۰۷) Insomniac (بی خواب)
  • (۲۰۰۸) Greatest Hits (بهترین عناوین)
  • (۲۰۱۰) Euphoria (خوشحالی)

صفحه قبل1...34567...33صفحه بعد
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران